«آتش به اختیار» ها بار دیگر فعال شده اند

۲۷ خرداد ماه سال ۱۳۹۶ خامنه ای در نشست با جمعی از دانشجویان حزب اللهی با گلایه از عدم قاطعیت ارگانهای سرکوب، در رابطه با کسانی که به گفته او ارزشهای رژیم اسلامی را رعایت نمی کنند، اظهاراتی کرد که به مبنای یکی از ارکان استراتژی رژیم در مقابله با معترضین و مخالفین تبدیل شد. خامنه ای در آن روز گفت:

«من به همه‌ آن هسته‌های فکری و عملیِ جهادی، فکری، فرهنگی در سرتاسر کشور مرتباً میگویم: هرکدام کار کنید؛ مستقل و به‌قول میدان جنگ، آتش‌به‌اختیار.»

فرمان آتش به اختیار اگر چه دفاع از رژیم را در همه زمینه ها مدنظر داشت، اما در سالهای اخیر و بویژه در ماههای اخیر بیش از همه دامن زنهای آزاده را گرفته است. زنهایی که جسورانه در مقابل قانون «حجاب و عفاف» ایستادند و حجاب از سر برداشتند. تصاویر و ویدئوهای متعددی که در یکی دو هفته اخیر در شبکه های اجتماعی انتشار یافته اند، نشان می دهند که « آتش به اختیار» ها در ایجاد مزاحمت برای زنان بار دیگر فعال شده اند.

آتش به اختیار یعنی تحریک فالانژها و متحجرین مذهبی که در اماکن عمومی و خصوصی چون چشم و گوش دستگاههای امنیتی و سرکوبگر عمل می کنند و با حمایت حکومت و قانون در مقابل معترضین و ناراضیان قرار می گیرند. آتش به اختیارها مزاحمین و آزاردهندگانی هستند که تحت حمایت پلیس و سپاه قرار دارند. آنها به اذیت و آزار زنانی که به حجاب اجباری اعتراض دارند، کسانی که دخالت دولت را در شیوه زندگی خود نمی پذیرند، می پردازند. سازماندهی آتش به اختیارها از مساجد و توسط امامان جمعه، از درون نهادهای مذهبی، با توصیه و تجویز صدا و سیمای جمهوری اسلامی و با هدایت مستقیم دستگاههای امنیتی صورت می‌گیرد. آتش به اختیاران مورد تشویق حکومت قرار گرفته و پاداش ها و دستمزدهایی هم دریافت می کنند.

اما آنچه که از جانب خامنه ای تحت عنوان «آتش به اختیار» بیان شده است روش و منش همه دیکتاتوری های سرمایه داری این عصر بوده است. هدف عمومی این است که بخشی از مردم را در مقابل بخش دیگر قرار داده و هزینه سرکوب را برای نیروهای نظامی و امنیتی و کل حکومت کاهش ‌دهند. آلمان نازی، فاشیسم در ایتالیا و اسپانیا در دوران “موسولینی” و “فرانکو” با بسیج  گروه‌های شبه فاشیستی، بخشی از مردم را در مقابل مردم قرار دادند. خمینی بعنوان رهبر و استراتژیست نظام اسلامی از پایه گذاران طرفند و سیاستِ قرار دادن بخش عقب افتاده و متحجر در مقابل ناراضیان بود .

فرمان جهاد خمینی به کردستان تنها ارسال نیروهای نظامی به جنگ مردم کردستان نبود، بلکه تلاش کرد هزاران نفر از مردم معمولی را که دانش و اطلاع جدی و کافی از وضعیت کشور و سیاست نداشتند را هم به جنگ در کردستان بفرستد. همین سیاست خمینی و شرکا در مورد تعرض به دانشگاهها تحت عنوان انقلاب فرهنگی، حمله به بهائیان، زنان، کارگران، روشنفکران، هنرمندان و نویسندگان رخ داد، که در فتوا علیه سلمان رشدی بدلیل چاپ کتاب “آیه های شیطانی” انعکاس جهانی پیداکرد.

«آتش به اختیار» ها اگر هم بخشی از مردم باشند و «نیروهای گمنام امام زمان» و جاسوسان و پادوهای رژیم نباشند، بخش متحجر، عقب افتاده، قلدر و زورگوی جامعه هستند که برای بدست آوردن امتیازات مالی و کاری، جامعه را بسوی خشونت بیشتر و حتی جنگ داخلی هدایت می‌کنند.

زنان، جوانان، هنرمندان و نویسندگان، اقلیت های ملی و مذهبی، دگر اندیشان و دگرباشان حق دارند آنگونه که دوست دارند بپوشند، شیوه و سبک زندگی خود را تعیین کنند، چه بخورند و چه بیاشامند و قوانین مذهبی و اسلامی را رعایت نکنند و هیچ کسی حق ندارد مردم را با زور و قلدری به تحمل و قبول قوانین مذهبی، علیرغم میل خود مجبور نمایند.

خمینی که در سال ۱۳۶۰ پدران و مادران را علیه فرزندان به جاسوسی دعوت می‌کرد تا حفظ نظام ارتجاعی اسلامی و سلطه روحانیون مرتجع را بر مردم تامین و تضمین نماید، مبتکر اصلی فرمان «آتش به اختیار» بود. خامنه ای هم با نگرانی از ناتوانی دستگاه سرکوب، از تعصب و تحجر بخش‌های از جامعه استفاده کرده تا سرکوب و استبداد دینی را مقتدرتر نماید.«آتش به اختیار» ها نامی جدید برای حزب اللهی های سابق است که بدلیل بدنامی در پوشش جدیدی مطرح می شوند. بدون شک مردم آگاه و شریف ایران پاسخ روشن و قاطعی هم برای آنها خواهند داشت. برای مردم به ستوه آمده از ارتجاع مذهبی قلدری آتش به اختیارها با دیگر اراذل و اوباش حکومتی فرقی ندارد و همه آنها باید رسوا، محکوم و منزوی شوند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.