ابراهیم رئیسی مجرم «جنایت علیه بشریت»  رسما رئیس جمهوری اسلامی ایران شد

روز سه شنبه دوازدهم مرداد ماه ، در حالیکه آتش  خشم مردم در جای جای ایران علیه کل رژیم اسلامی شعله ور است، رئیسی آخوندی که در اعدام هزاران زندانی سیاسی نقش کلیدی داشته است، حکم ریاست جمهوری خود را از علی خامنه ای دریافت نمود. قرار است مشابه این مراسم روز پنج شنبه در صحن مجلس اسلامی رژیم نیز تکرار شود.

ابراهیم رئیسی به عنوان نماینده دادستان تهران عضو “هیات مرگ”، مسئول  صدور حکم اعدام هزاران زندانی سیاسی در ماههای مرداد و شهریور سال ۱۳۶۷ است. در تاریخ چهل و چند ساله حاکمیت اسلامی هیچ رئیس جمهوری به این اندازه مورد نفرت مردم در داخل کشور و موج رو به گسترش اعتراضات ایرانیان خارج کشور و محافل و سازمانهای حقوق بشری جهانی نبوده است به عنوان یک نمونه، سازمان گزارشگران بدون مرز به این مناسبت نوشت: “از امروز ابراهیم رئیسی عضو هیأت مرگ و متهم به «جنایت علیه بشریت» به شکل رسمی رئیس جمهوری اسلامی ایران شد.”

در حالیکه در نتیجه شیوع موج پنجم کرونا در ایران روزانه نزدیک به ۸۰۰ نفر جان خود را از دست می دهند، ابراهیم رئیسی بدون کوچکترین اشاره ای به این فاجعه، از اینکه به دلیل پروتوکل های کرونا ” توفیق بوسیدن دست” خامنه ای را نیافته است، ابراز تاسف نمود!

علی خامنه ای و باند نظامی – امنیتی حاکم که دورنمای سیاسی رژیم اسلامی را تیره و تار می بینند ، با آوردن رئیسی در انتخاباتی که کمترین مشارکت مردمی داشته است و حتی اصلاح طلبان حکومتی، رئیس جمهوران سابق  ایران هم قادر به حمایت از او نبودند ، می خواهد بگوید که تنها حاکمیت یک دست و متحد و وجود کسانی در راس حکومت، که پیشینه آدم کشی در مقیاس هزاران نفری را دارند ،قادر به آرام کردن وضعیت موجود  و نجات کشتی رژیم از غرق شدن هستند. اما همین تصور ساده لوحانه نشان میدهد که دارو دسته حاکم، نه از تاریخ چیزی آموخته اند و نه روح شرایط جدید را درک کرده اند. چهل و چهار سال پیش هنگامی که نارضایتی و بحران گلوی حکومت سلطنتی را می فشرد ، شاه در تلاشی مذبوحانه حکومت نظامی اعلام کرده و مهره های چون ارتشبد آویسی و دیگر ژنرالهای سرکوبگر را برای ترساندن مردم و ساکت نمودن آنها به صدر امور گماشت. نتیجه خفت بار بود و دیری نگذشت که ناچار به عقب نشینی شد و به چهره ای چون شاپور بختیار پناه برد که آنهم بسیار دیر و کارساز نبود .

پیش کشیدن یک قاتل منفور که هیچ توان و دانشی بجز جنایت ضد بشری در کارنامه خود ندارد، ممکن است برای دوره ای  بسیار کوتاه باندهای حکومتی را متحد و خوشحال بکند ، ولی خشم و نفرت مردم از کل سیستم را گسترش خواهد داد. اگر معضل جمهوری اسلامی مانند سال ۱۳۶۷ کشتن مخفیانه چند هزار زندانی سیاسی بود، شاید رئیسی که کارکرد و ظرفیت آدم کشی با آن وسعت را دارد، امروز نیز به کار می آمد، اما آن زمان سپری شده است و چنین سناریویی قابل تکرار نیست، از اینرو رئیسی از این لحاظ هم مهره امروز سوخته ای بیش نخواهد بود.

رژیمی با خزانه خالی، گرفتار بحرانهای عمیق در داخل ، منزوی در عرصه جهانی،  ناتوان در تامین آب و برق مردم، بی کفایت در مقابله با بیماری کرونا، رودررو با مردمی که از فقر و بیداد به تنگ آمده اند، مردمی که گام به گام شیوه های مبارزه و مقاومت خود را تکامل می بخشند، مردمی که دیگر خشونت و سرکوب مرعوبشان نمی کند و آموخته اند که چگونه با اعتصابات گسترده و سراسر ی نیروهای سرکوب را زمین گیر کنند، چنین رژیمی با چنین مردمی چه سرنوشتی جز سقوط در انتظارش خواهد بود؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.