اعدام نمی تواند مردم معترض را مرعوب کند

ماشین کشتار رژیم جمهوری اسلامی در دوره  حکومت رئیسی که خود به جلاد ۶۷ شهرت دارد، سرعت بیشتری گرفته است. در روزهای اخیر دژخیمان رژیم با بی پروایی و بی اعتنا به واکنش افکار عمومی متهمان را در زندان ها به بالای چوبه دار می برند  و  همزمان فشار بر زندانیان سیاسی در داخل زندان ها را تشدید کرده اند. رژیم روز سه‌شنبه ۱۵ شهریور، ۱۲ زندانی در زندان‌های مرکزی کرج و میناب را اعدام کرده‌است. همچنین  خبر می رسد که اجرای قریب‌الوقوع حکم اعدام دستکم ۱۸زندانی در جریان است .به‌دنبال افزایش آمار اعدام زندانیان در روزهای گذشته، شماری از خانواده‌های زندانیان محکوم به اعدام، چهارشنبه ۱۶شهریور، با در دست‌داشتن پلاکاردهایی با مضمون «نه به اعدام » و «اعدام نکنید» مقابل دفتر قوه قضاییه در تهران تجمع کردند. روز قبل از آن نیز در مقابل «دادگاه انقلاب» کرج، تجمع اعتراضی مشابهی برگزار شد. به گفته “سازمان حقوق بشر ایران”، حدود هزار نفر در زندان مرکزی کرج زیر حکم اعدام هستند. بر اساس خبرهائی که به بیرون زندان درز کرده اند، مدیران این زندان‌ها برای اعدام «بی‌ سر و صدای» متهمین، آن‌ها را وادار می‌کنند تا نامه انتقال خود به شهرستان‌های دیگر را امضا کنند. شمار اعدام‌شدگان در ایران از ابتدای سال جاری تاکنون، دست‌کم به ۳۳۰ نفر رسیده است.

رژیم جمهوری اسلامی در طی ۴۳سال  گذشته در کنار بساط سرکوب و زندان و شکنجه و به خون کشیدن هر اعتراض و ندای آزادیخواهانه، مجازات اعدام را بعنوان خشونتی آگاهانه و سازمانیافته برای نابودی مخالفین سیاسی، ناراضیان اجتماعی و قربانیان همین نطام ظالمانه سرمایه داری بکار گرفته است. مجازات اعدام بعنوان یک جنایت سازمانیافته از همان آغاز به قدرت رسیدن جمهوری اسلامی تاکنون یکی از پایه های حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی برای مرعوب کردن مردم بوده است.

سران رژیم جمهوری اسلامی برای به انحراف کشاندن افکار عمومی از توجه به ریشه های مصائب و نابسامانی های اجتماعی، از طریق بلندگوهای تبلیغاتی خود مجازات اعدام را بعنوان راه مقابله با این نابسامانی ها و عکس العملی قاطع در برابر این معضلات اجتماعی جار می زنند. می گویند که  اگر اعدام نباشد بزهکاران اجتماعی تشویق مشوند و امنیت جامعه را به مخاطره می اندازند. اما واقعیت این است که بنا به تجربه عینی در کشورهایی که مجازات اعدام منسوخ شده است و بنا به نتیجه تحقیقات کارشناسان امور اجتماعی، هیچ آمار مستند و شواهد قابل اعتمادی که نشان دهد از طریق اعدام می توان از بروز و گسترش جرائم و بزهکاری جلوگیری کرد وجود ندارد. در عوض همین تحقیقات نشان می دهد در جوامعی که شکاف بین فقر و ثروت عمیق تر می شود و نظام اقتصادی باعث فقیرتر شدن اکثریت مردم و همزمان انباشت ثروتهای کلان در دست گروهی کوچک می گردد، همواره فقر و محرومیت های اجتماعی به بستری برای گسترش جرم و جنایت تبدیل می شود. در واقع این خود نظام سرمایه داری است که نوع و مقدار جرمی که مورد مجازات قرار می گیرد را تولید و باز تولید می کند. تجربه تاریخی نیز این حقیقت را به اثبات رسانده است که در کشورهای توسعه یافته سرمایه داری آنجا که مبارزات طبقه کارگر و مردم آزادیخواه پاره ای از اصلاحات اجتماعی و برنامه های رفاهی را به دولت ها تحمیل کرده است، از میزان جرائم و بزهکاری بطور چشمگیری کاسته شده است. از طرف دیگر تجارب تاکنونی بیانگر این واقعیت است که اعمال مجازات اعدام از جانب دولت ها، جامعه را آسیب پذیرتر می کند و شرایط و زمینه های روانی مناسبتری را برای بازتولید و گسترش خشونت و جرائم فراهم می نماید.

رژیم جمهوری اسلامی هم اکنون صدها تن از بزهکاران اجتماعی را در سلول های مرگ در انتظار اجرای حکم اعدام نگه داشته است. هر چند که این رژیم اعدام این زندانیان را با توجیه فریبکارانه ارتقا امنیت اجتماعی و اجرای عدالت  انجام می دهد، اما با موج کشتار زندانیان در شرایط کنونی اهداف سیاسی مشخص تری را تعقیب می کند. در شرایطی که رژیم بار سنگین بحران سرمایه داری ایران و فشار تحریم های اقتصادی را بر دوش کارگران و مردم محروم جامعه انداخته و بی حقوقی های سیاسی و اجتماعی گسترده ای را به آنها تحمیل کرده است، برای جلوگیری از فوران خشم فروخورده، موج جدیدی از کشتار زندانیان را به راه انداخته است. سران رژیم جمهوری اسلامی می دانند، فقر و فلاکت بی سابقه ای را که به مردم محروم جامعه تحمیل کرده اند، اخراج و بیکارسازی های گسترده و هر روزه کارگران، تحمیل دستمزدهای چند مرتبه پایین تر از خط فقر به کارگرانی که تمام نعمات و رفاه جامعه را می آفرینند، به تعویق انداختن پرداخت همین دستمزدهای ناچیز، و غیره، عواقبی جز طغیان گرسنگان و بینوایان جامعه را بدنبال نخواهد داشت.

اما همانگونه که بارها نیز شاهد بوده ایم، تشدید فشارها و اقدامات سرکوبگرانه، نه از قدرت رژیم، بلکه از استیصال و ترس و وحشت، از رشد و گسترش نارضایتی و  اعتراضات مردمی سرچشمه گرفته و می گیرد. تلاش های مذبوحانه اخیر رژیم مبنی بر کشتار زندانیان راه بجایی نخواهد برد و کارگران معترض و مردم حق طلب و ستمدیده و اسثتمار شده را با  این اقدامات نمی توان مرعوب ساخت. گسترش مبارزات کارگران در ماههای اخیر گواهی بر این ادعاست.  اگر هم سرکوب در مقطعی یک قدم عقب نشینی مردم را بدنبال داشته باشد، اما زمینه های عینی فوران خشم تودهها را تشدید خواهد کرد و سرانجام “بسان آتش زیر خاکستر” مبارزات توده ای و حق طلبانه شعله خواهد کشید و با در هم کوبیدن بنای کاخ ظلم و ستم جمهوری اسلامی، زمینه را برای بنای جامعه آزاد و برابر متکی به نیروی سازمانیافته و متحد و متشکل توده های کارگر و زحمتکش و استثمار شده فراهم خواهد آورد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.