“اگر جنبش گرسنگان بطور کامل راه بیفتد ، هیچ چیز دیگر باقی نخواهد ماند”

این جمله ای است که در سرمقاله روزنامه “ابتکار” در یازدهم مرداد ماه انتشار یافته است.یازدهم مرداد چهلمین روز اعتصاب کارگران هفت تپه و همزمان شروع سرتاسری اعتصابات کارگران صنایع نفت، گاز و پتروشیمی  است، روزی که بدون تردید در تاریخ جنبش کارگری ایران به مثابه نقطه عطفی حک شده و بخشی از پتانسیل موجود در جنبش کارگری ایران را به نمایش گذاشت. باید دید چه امری سرمقاله نویس روزنامه ابتکار را چنین به وحشت انداخته است. واقعیت این است که با تمام کوششی که مقامات رژیم جهت پنهان کردن روند شتاب آور تلاشی جامعه میکنند، ولی آمار های رسمی که در مدیا ها و مصاحبه ها انتشار مییابند، پرده از واقعیت بر میدارند. این تلاشی، همه حوزه های جامعه را در خود گرفته است. ورشکستگی اقتصادی دولت، گرانی کالاهای اساسی،    سقوط لحظه به لحظه ارزش پول و بی کفایتی دولت در مهار کرونا، بخشی از تصویر جامعه و مردمانی است که وعده داده بودند، پول نفت را به سر سفره هایشان بیآورند.

رئیس بانک مرکزی خبر از خرید بخشی از منابع ارزی صندوق توسعه ملی، جهت تأمین کسری بودجه داد. میزان کسری بودجه دولت بین صد و پنجاه تا دویست هزار میلیارد تومان تخمین زده میشود. رئیس سازمان برنامه و بودجه میگوید که فقط شش درصد از درآمد نفتی مورد انتظار در سال نود و نه محقق شده است. او در جای دیگری میگوید “ارائه حمایت معیشتی ناشی از افزایش نرخ بنزین را به شصت میلیون نفری که “نیازمندتر” هستند تا کنون پرداخت کرده ایم”. مفهوم ساده تر این جمله این است که شصت میلیون از جمعیت کشور تنها ناشی از افزایش بهای بنزین “نیازمندتر” شده اند و یعنی آن بقیه ای که نگرفته اند همچنان “نیازمند” مانده اند. و این البته در شرایطی است که در این فاصله ارزش پول کشور بیش از چهل درصد  کاهش یافته و همه میدانند که کاهش این ارزش بلافاصله و با درصد بیشتری بر روی نرخ کالاهای ضروری مردم تأثیر میگذارد.

رئیس مرکز تحقیقات انستیتو پارس میگوید “حدود بیست تا سی در صد جمعیت کشور آلوده به کرونا هستند.”همزمان عضو ستاد مقابله با کرونا در مصاحبه ای با نشریه “جهان صنعت” میگوید “دقیقا یک ماه قبل از اعلام رسمی ظهور کرونا در کشور یعنی اوایل دیماه اولین بیمار مبتلا به کرونا مشاهده شده است. ولی آنزمان دولت به دلایل سیاسی و امنیتی پنهان کاری کرد و بعد از مراسم بیست و دو بهمن و انتخابات مجلس بالاخره دولت تصمیم گرفت شیوع کرونا درکشور را اعلام کند.”  او ادامه میدهد “بر اساس ملاحظات سیاسی وامنیتی آمار کرونا قطعا مهندسی شده به جامعه تزریق میشود. آمار مبتلایان و فوتی ها وزارت بهداشت یک بیستم آمار واقعی است.”  این روزنامه به دلیل انتشار سخنان این عضو ستاد مبارزه با کرونا توقیف شد. طبق آمار های موجود روزانه نزدیک به هشت هزار نفر به ویروس کرونا مبتلا شده و بیش از سیصد نفر جان خود را از دست میدهند.این گفته ها و آمارها در حالی است که در دل همین شرایط خطرناک جان بیش از یک میلیون جوان را برای آزمون کنکور به خطر میاندازند تا مافیای کنکور و آنهائی که میلیاردها از طریق مدارس و آموزشگاههای انتفاعی در ارتباط با آمادگی برای کنکور به جیب میزنند، خسارت نبینند. روحانی میگوید”ممنوع کردن عزاداری ماه محرم مردم را مغموم و افسرده میکند. باید امسال سلامت مردم و سوگواری را در کنار هم قرار دهیم.” اگر چند ماه پیش،  کرونا از شهرهای به اصطلاح مقدسشان شیوع یافت، این بار مراسم عزاداریشان باید میدان موج جدید کرونا گردد. مگر نه اینکه ماشین تعزیه و خرافات نباید لحظه ای از حرکت بماند  و این در حالی است که طبق اظهار نظر روابط عمومی سازمان نظام پزشکی، گروهی از پزشکان با ذکر این نکته که تاکنون حدود دویست نفر از کادر پزشکی کشور در راه معالجه مبتلایان به کرونا جان خود را از دست داده اند و اینکه برگذاری هر گونه تجمع برای عزاداری باعث افزایش شمار مبتلایان و مرگ شهروندان میشود خواهان عدم صدور مجوز عزاداری شده اند.

اگر به همه این تصاویر فلاکتبار افزایش میلیونی آمار بیکاران که بخش بزرگی از آنان از دریافت هر گونه پول بیکاری محرومند، بیفزائیم و اگر نگاهی به اعتراضات کارگری که مطالبه پرداخت دستمزدهای عقب افتاده یکی از پایه ای ترین مطالبات همه این اعتراضات و اعتصابات است بیفکنیم، در این صورت سیمای کاملی از تلاشی اقتصادی ، فقر و فلاکت و مرگ  ومیر را در مییابیم.و مجموعه این شرایط آن پتانسیل انفجاری است که در زیر پوست جامعه در حرکت است و در فرصت ها وشکلهای گوناگون اینجا و آنجا راه خروج پیدا کرده و صحن جامعه را اشغال میکنند. اعتصابات گسترده کارگران صنایع نفت، گاز و پتروشیمی، اعتصاب نزدیک به دو ماه کارگران هفت تپه و آغاز مجدد اعتصاب کارگران هپکو، بخشی از همین پتانسیل انفجاری و تحولی در جامعه است که در مرکز آن جنبش گسترده کارگری قرار گرفته است. و این البته خطری مرگبار برای رژیمی است که درکلیه عرصه ها در لبه پرتگاه قرار گرفته است. تجربه نشان داده است که درست سر این بزنگاهها شاخک های حساس اصلاح طلبان دولتی به حرکت درآمده، شیپور خطر را نواخته و هشدار میدهند که تا دیر نشده چاره ای بیاندیشیم. سرمقاله روز شنبه یازدهم مرداد روزنامه “ابتکار” از مدیاهای وابسته به اصلاح طلبان حکومتی در واقع آشکارترین بیان احساس این خطر است. “تابناک” در سر مقاله اش مینویسد “خیلی وقت است که وضع معیشت به نقطه هشدار رسیده است. هر روز معترضان به وضع موجود تعدادشان افزایش مییابد. این جامعه بارها به نقطه جوش رسیده است، اما به علتی فرو نشسته است، آبان ماه یک خروج نصفه و نیمه شورشیان گرسنه بود.”  و بالاخره ختم کلام او این است که “ما مدتهاست از نقطه هشدار عبور کرده ایم. اگر جنبش گرسنگان بطور کامل راه بیفتد، هیچ چیز دیگر باقی نخواهد ماند .”سرمقاله نویس “تابناک” با شاخک های حساسش طلایه داران جنبش گرسنگان را که اکنون در قامت اعتصابات گسترده و با ابراز وجود قدرتمند به میدان آمده اند، میبیند و عاجزانه دست به دامان همانهائی میبرد که بیش از چهار دهه بر اریکه قدرت تکیه زده و میلیونها انسان را در چنگال فقر، تنگدستی، بیکاری، آپارتاید جنسیتی و بی آیندگی سوق داده اند.

باید به او گفت به روایت آن شاعر ” از شب چیزی نمانده است “.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *