جمهوری اسلامی و تلاش برای  طالبانیزه کردن بیشتر جامعه

“محمدمهدی کاظمی” معاون وزیر آموزش و پرورش، از بخشنامه ای سخن می گوید که به موجب آن تدریس معلمان مرد در مدرسه‌های دخترانه دوره اول و دوم متوسطه شامل همه مدارس عادی دولتی و غیردولتی ممنوع خواهد شد.

“جعفر صادق‌منش” رئیس قرارگاه ۲۱ تیرِ ستاد امر به معروف و نهی از منکر، از «نظارت نامحسوسِ» حجاب در بانک‌ها و اداراتِ بیمه خبر می دهد. “محمدهادی ایمانیه” استاندار فارس گفته است: اولویت ما در فصل تابستان مسائل مرتبط با حجاب است. این مسائل  باید تا پایان تیرماه حل شوند و کسانی که نمی‌توانند در چارچوب تعیین شده حرکت کنند، بروند مرخصی بدون حقوق بگیرند.

“فرج شجاعی” فرمانده انتظامی شهرستان شیراز با اشاره به تجمع جمعی از نوجوانان در بلوار چمران شیراز گفته است: ماموران انتظامی تحقیقات خود را در این زمینه آغاز و مطلع شدند که متاسفانه تعدادی از افراد بدون رعایت ملاحظات شرعی و موازین قانونی در پایان مراسم ورزشی اقدام به کشف حجاب کردند. فرجی همچنین می افزاید: با هماهنگی دستگاه قضایی چند نفر از «لیدرها و مسببان» برگزاری تجمع هنجارشکنانه در بلوار چمران شیراز دستگیر شدند.

با روی کار آمدن طالبان در افغانستان و بر قراری تام و تمام آپارتاید جنسیتی علیه زنان، کشاندن خشونت عریان به خیابان‌ها ، افزایش تبعیض علیه مردم و مذاهبی غیر از اَتنیک پشتون و مذهب سنی در افغانستان، همزمان جمهوری اسلامی ایران هم فشار بیشتری بر زنان  و جوانان  آورده و روزی نیست اوباش گشت ارشاد و یا اراذل آتش به اختیار حکومت در محیط کار، در خیابان‌ها و در مترو، در اتوبوس ها و در پارک ها و حتی در درون خانه های مردم و در مهمانی ها، مزاحم مردم نشوند و آنها را به رعایت حجاب و یا آداب اسلامی ناچار ننمایند .

صدا و سیمای جمهوری اسلامی، شبکه  حرافان و یاوه گویان امامان جمعه، نهادهای مذهبی و کل دستگاه تبلیغاتی رژیم از  سست شدن اعتقادات مذهبی مردم شکوه و شکایت کرده و حتی نوجوانان شیرازی را هم که در پارکی بدون حجاب اسلامی به شادی و تفریح مشغول بودند به دستگیری و زندان تهدید می کنند.

در روزها و ماههایی که میلیونها نفر از کارگران، معلمان، بازنشستگان، مال باختگان، داغدارانِ  ریزش ساختمان‌ها و واژگونی قطارها و اتوبوس ها در خیابان بوده و به بی حقوقی، گرانی، بیکاری و تبعیض اعتراض می کنند، باند مافیایی حاکم در مسابقه ایی اعلام نشده، به فشار علیه زنان، به جو خفقان و سرکوب مشغول و در صدد طالبانیزه کردن هرچه بیشتر فضا عمومی هستند .

مسائل و مشغله های مردم و حکومت بیش از هر زمانی در مقابل و ضدیت با هم قرار گرفته اند. مردم با گرانی، بیکاری، تبعیض، فساد حکومتی و سرکوب روبرو بوده  و خواهان پایان یافتن نظامی اسلامی، و حکومت در فکر اسلامی کردنِ هرچه بیشتر جامعه و تثبیت و ادامه بربریت ارتجاعی خود هستند .

اگر معضلات مردم فقدان آزادی، نبود عدالت، بیکاری و گرانی، بی مسکنی و عدم دسترسی به درمان و پزشک لازم، بی آبی و فجایع زیست محیطی ، قوانین ارتجاعی و تبعیض اآمیز ، زندان و شکنجه، اعتیاد و افسردگی است، اما حکومت و مسئولان فاسد و جانی رژیم در فکر تحمیل بیشتر حجاب اسلامی، گسترش تروریسم در خارج و سرکوب در داخل، فساد و غارت سرمایه های کشور، ماجراجوی های نظامی، دسترسی به موشک های پیشرفته و رسیدن به بمب اتمی و ماندگار شدن آخوندهای فاسد و جانی در حکومت است.

هر ساله با شروع فصل تابستان، حجاب زنان، به مسئله روز آخوندها و نیروهای سرکوبگر تبدیل می گردد و در خیابان ها و کوچه و محلات به نام مقابله با ”‌بی حجابی و بدحجابی‌” مزاحمت برای زنان و دختران، با شدت بیشتری از سر گرفته می شود. نیروهای رژیم، امسال هم ماموریت دارند تا  این عملیات زن ستیزانه را به اجرا در آورند. به این منظور ارگان های حکومتیِ مربوطه بسیج شده اند تا با اسم ”‌امنیت اخلاقی‌” ضمن آزار زنان از کل جامعه هم زهر چشم بگیرند.
تشدید فشار بر زنان به بهانه بدحجابی اگرچه ریشه در ایدئولوژی و اعتقادات این رژیم دارد، اما امروزه اساسا به عنوان یک حربه سیاسی نه فقط علیه زنان بلکه علیه کل جامعه به کار گرفته می شود. کشمکش بر سر حجاب زنان از هر دو سو، هم از جانب رژیم و هم از جانب توده زنان نبردی است که ابعاد و انگیزه های آن از خود مسئله حجاب فراتر می رود. مسئله حجاب از سوی رژیم ابزاری است برای قدرت نمایی در صحنه خیابان ها، تشدید فضای اختناق و سرکوب، زهر چشم گرفتن از کل جامعه و از سوی زنان هم نبرد اراده است، تلاش نمادینی است برای خروج از موقعیت تحقیرآمیز و فرودستی که این رژیم بر آنان تحمیل کرده است.
زنان ایران طی چهار دهه اخیر در کنار طبقه کارگر بیشترین مشقت ها را از ناحیه رژیم جمهوری اسلامی متحمل شده اند. جمهوری اسلامی بسیار کوشید تا علاوه بر بکارگیری حربه سرکوب مستقیم، با اتکا به اعتقادات مذهبی، ستم بر زنان را درونی کند و آنان را وادار سازد تا به موقعیت فرودست خود تمکین کنند، اما نه تنها در این کار توفیق نیافت، بلکه آتشفشان خشم و نفرت آنان را نیز برافروخت. آنچه که امروز در صحنه مبارزات سیاسی و اجتماعی ایران از لحاظ حضور گسترده زنان شاهد آن هستیم، تنها بخش کوچکی از آن موج عظیم و خروشانی است که در راه می باشد. این جنبش در کنار جنبش کارگری از ستون های اصلی انقلاب آتی در ایران خواهد بود، انقلابی که در هر گامِ پیشروی خود، یکی از پایه های ستمکشی زنان را فرو خواهد ریخت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *