خالی ماندن ۴۰ هزار مسجد از نماز خوان

 

دهه امامت و ولایت که از روز یکشنبه ۱۹ تیر شروع شده، تا سه شنبه ۲۸ تیر ادامه خواهد داشت. در نمایشی که به این مناسبت در شهر ها به اجرا درآمده گاه از خالی ماندن مساجد و بویژه از عدم حضور جوانان در این مراکزِ فساد گلایه ها سرداده شده است. این گلایه ها، علیرغم سانسور دولت، به بعضی رسانه ها هم سرایت کرده است؛ در واقع اختلافی که بین جناحی از سپاه با دم و دستگاه خامنه ای و آخوندهای جیره خوارش آشکار شده در اینگونه مراسم ها نیز نمایان گشته است. در حالیکه جناح مربوطه در سپاه از خالی ماندن نیمی از ۷۵ هزار مسجد از نمارخوان و حتی امام جماعت در کشور دم میزنند، طرفداران خامنه ای از ازیاد مداح ها و هیئت های مذهبی سخن به میان می آورند.

بعضی از خبرگزاری ها از قول بعضی آخوند های نگران نوشته اند که در تعداد قابل توجهی از مساجد به جای مومنین نمازخوان جغدها لانه کرده اند. آنها برای مثال نوشته اند:

“در استان قزوین ۱۱۴۴ مسجد وجود دارد که تنها ۳۵۰ عدد، معادل ۳۰ درصد آنها، فعال بوده و مابقی خالی است و استفاده مناسبی نمی شود.”

آخوند دیگری گفته است:

برای گلدسته و گنبد برخی مساجد، قریب پانصد ششصد میلیون تومان هزینه شده است، فرش هایش کامل و دیوارهایش کاشی کاری است، وضوخانه مرتب و تمیزی دارد، کتاب های قرآن و مفاتیحش تمیز و دست نخورده است، اما جز امام جماعت، خادم و ده پانزده نفر دیگر از اهالی محل، کس دیگری آنجا پیدایش نمی شود.

واقعیت اینست که اسلام سیاسی، که پروژه ای حکومتی است، در کل خاورمیانه با شکست روبرو شده است. جمهوری سرمایه داری اسلامی در راس شکست خوردگان قرار دارد. سران این رژیم از همان دهه شصت دست به کشتار هزاران کمونیست و سایر مخالفان نظام زدند تا این حکومت دینی را سرپا نگهدارند.  با اینکه بار این جنایات بر دوش حکومت سنگینی میکند آخوند علی خامنه ای از ضرورت بازگشت به دهه شصت صحبت میکند و نیری، عضو هیئت مرگ، کشتن ۵ تا ۷ هزار زندانی سیاسی در دو ماه مرداد و شهریور ۶۷ را مفید و ضروری برای بقا رژیم شمرده و غیر مستقیم میگوید که آماده اند تا دوباره آنرا تکرار کنند. اما باید به این آخوند قاتل و جاهل گفت “آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت.”

این نهایت حماقت مقاماتی است که اسلام  سیاسیشان جز بی حقوقی همه جانبه سیاسی  فقر وحشتناک، غم از دست دادن عزیزان برای دهها هزار خانواده که فرزندانشان یا در زندان شکنجه و اعدام و یا در میاین جنگ ایران و عراق قربانی شده اند دستاوردی نداشته است.

غروب اسلام سیاسی امری مربوط به کل خاورمیانه بوده و نیروهای حزبی مثل اخوان المسلمین در مصر تا گروههایی تروریستی نظیر القاعده و داعش را شامل شده است. اما این تقدیر شوم بدتر از هر جای دیگر دامن رژیم و بویژه جناح خامنه ای را گرفته است. علی خامنه ای به عنوان ولی فقیه نه نقطه قوت بلکه به نقطه ضعف جمهوری اسلامی تبدیل شده است. دیگر قدرتمداران اصلی سپاه  فرامین او را دیگر مانند گذشته اجرا نمی کنند. نمونه اش خودداری شورای نگهبان از تجدید نظر در رد صلاحیت کسانی مثل علی لاریجانی، رئیس پیشین مجلس، بود که توسط خامنه ای مورد اشاره قرار گرفت. یا خلع حسین طائب، رییس سازمان اطلاعات سپاه پاسداران و ابراهیم جباری فرمانده یگان محافظ خامنه ای به فرمان سلامی، فرمانده سپاه پاسداران، مثال زدنی است. آندو مورد تایید خامنه ای بودند. علی خامنه ای در یک رویاروئی اشکار فرد منتصب شده توسط سلامی برای ریاست سازمان اطلاعات سپاه را عوض کرد و اگر به عنوان فرمانده قوا توان لازم را داشت سلامی را هم عوض می کرد. اما او برای آماده و منسجم کردن نیروهای مسلح رژیم در کردستان به جای سلامی سرلشکر محمد باقری، رییس ستاد کل مسلح جمهوری اسلامی ایران، را فرستاد.

آنچه که اسلام سیاسی را به این روز انداخته و اختلافاتی در داخل رژیم را موجب گشته نتیجه ۴۳ سال حکومت استبدادی حکومت سرمایه داری جمهوری اسلامی است. اما مبارزات چند سال اخیر کارگران، توده های ناراضی، کشاورزان، زندانیان سیاسی، روشنفکران و زنان در تغییر وضع به صورت کنونی نقش تعیین کننده داشته است. این مبارزات در تمام عرصه ها رو به رشد می باشد. در آخرین تحول مبارزاتی قابل اشاره اینست که جامعه در روز مبارزه با حجاب جباری شاهد زنانی بود که بدون حجاب در اماکن عمومی مانند خیابان‌های شلوغ، متروها و پارک‌ها تردد کرده و برخی از آن‌ها بدون حجاب اقدام به خریداری اقلام خود از فروشگاه‌ها نمودند.

جمهوری اسلامی به حکم تاریخ، پیشینه ی ننگین ۴۳ ساله، نفرت عظیم مردم از آن و مبارزات جاری در سراشیب سقوط قرار گرفته است. مداحان و هیئت های مذهبی نه تنها مرهمی بر زخمهای بیشمار رژیم نخواهند بود، بلکه روز به روز بیش از گذشته منفور گشته و با جمهوری اسلامی خواهند رفت.

 

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.