در مقابل این موج روز افزون گرانی چه باید کرد؟

گرانی و کمبود مایحتاج اولیه کارد را به استخوان مردم رسانده است. کار به جائی رسیده است که بخش‌های از مردم حتی ناتوان از تهیه نان خشک و خالی شده و ماکارونی به کالای لوکس تبدیل شده است. گوشت و ماهی مدتها است از سفره های مردم محروم حذف شده اند. سرانه مصرف گوشت ، مرغ ، ماهی ، لبنیات ، میوه ها و سبزیجات تازه یکی از شاخص های اصلی تشخیص تغذیه سالم و سلامتی مردم در کشورهای مختلف است . مثلا  مصرف سرانه گوشت در ایران سه کیلو گرم در سال و یا حدود هشت گرم در روز است در حالیکه سرانه مصرف گوشت باید حداقل صد گرم در روز باشد .  به عنوان مثال مصرف سرانه گوشت در کشور نیوزلند سالیانه  ۶۷ کیلو گرم و در استرالیا ۱۱۰ کیلوگرم می باشد  . مصرف لبنیات هم در ایران یک پنجم مصرف شاخص  متوسط جهانی است .

سقوط توان خرید مردم عدم وجود خدمات اجتماعی و در راس آنها بیمه بیکاری، درمانی و تامین هزینه مسکن، فشار سنگین و غیر قابل تحملی را بر شانه های توده های ملیونی کارگر و زحمتکش و اقشار میانی جامعه انداخته است .

در این شکی نیست که گرانی و تشدید فقر و بیکاری تأثیرات بسیار مخربی بر شرایط کار، زندگی زنان و مردان کارگر و  تندرستی کودکان آنان  گذاشته و میگذارد. اینرا خود آحاد طبقه کارگر بهتر از سران رژیم و ژورنالیسم اجیر جمهوری اسلامی تشخیص می دهند. در کنار این واقعیت فعالین کارگری از تاثیرات منفی فقر بر سطح مبارزه و قدرت تشکل پذیری کارگران نیز آگاهند. فقر و بیکاری به تفرقه در میان کارگران دامن می زند. سران جمهوری اسلامی و کارفرمایان توانسته اند با اتکاء به ارتش میلیونی ذخیره بیکاران، فقر و تفرقه و سخت ترین شرایط کاری و دستمزدهای نازل را به کارگران تحمیل کنند. آنها با چنگ انداختن به منابع ثروت این جامعه و سرمایه های کلان و تشدید استثمار کارگران به سود اندوزی پرداخته، شکاف طبقاتی را عمیق تر کرده اند.

روشن است که زنان و مردان کارگر، دست در دست طبیعت، بیشترین سهم را در ایجاد ثروت موجود داشته اند، اما غارت بخش اعظم این ثروت توسط سران و کاربدستان رژیم جمهوری و  سرمایه داران، زندگی و مبارزه طبقه کارگر را از هر سو تحت فشار قرار داده است. تحت تأثیر فقر و بیکاری گسترده شورش کارگران و پابرهنگان  که تجربه مبارزاتی ۴۳ ساله علیه رژیم کنونی را در پرونده دارند، همه جناح های درون حاکمیت جمهوری اسلامی را در خوف و وحشت فرو برده است.

اقتصاد سرمایه داری ایران حتی با توافق برجام و کاهش مجازات های اقتصادی دولتهای غربی، دورنمایی برای برون رفت از بحران ندارد. اما کارگران و مردم زحمتکش و تهیدست با هماهنگ و یکپارچه کردن مبارزات رو به گسترش خود می توانند شرایط کار و زندگی بهتری به رژیم و طبقه سرمایه دار ایران تحمیل کنند. سران جمهوری اسلامی که بر منابع ثروت این جامعه چنگ انداخته اند، تا زمانی که تحت فشار مبارزات یکپارچه و سراسری کارگران و این مردم محروم قرا نگیرند بهبودی در زندگی  آنها ایجاد نمی کنند. علیرغم بحران و محاصره اقتصادی  ثروتهای کلانی در دست سران جمهوری اسلامی و سایر سرمایه داران جمع شده است. آنها در غیاب یک جنبش کارگری نیرومند این ثروت کلان را صرف حفظ  و تقویت دستگاه سرکوب و کمک به  سازمانهای ارتجاعی در منطقه می کنند. باید از طریق گسترش و یکپارچه کردن مبارزات جاری نه تنها از اخراج و بیکارسازی ها و به تعویق افتادن پرداخت دستمزد کارگران جلوگیری کرد بلکه افزایش دستمزدها به تناسب سطح تورم واقعی، تأمین بیمه بیکاری مکفی و برچیدن شرکتهای پیمانکاری را به رژیم و کارفرمایان تحمیل کرد.

در شرایط کنونی که  زندگی طبقه کارگر و نسل آینده آن در خطر تباهی قرار گرفته است، فقط با به راه انداختن یک جنبش مطالباتی، که سرنگونی رژیم را در افق داشته باشد، می توان جلوی این تباهی را گرفت. برای ایجاد یک جنبش نیرومند مطالباتی لازم است که مبارزات کنونی از حالت پراکندگی درآیند. لازم است مطالبات عاجل طبقه کارگر به امر همه کارگران شاغل و بیکار، زن و مرد و ماهر و غیرماهر، رسمی و غیر رسمی در سطح سراسری قرار گیرد. تحقق این امر در گرو گسترش ارتباطات موجود در بین فعالین کارگری در ابعاد سراسری است. با حضور و دخالت فعال در مبارزات جاری کارگران، با تقویت روح همبستگی طبقاتی در این مبارزات و دستیابی به یک افق روشن می توان توازن قوای طبقاتی را به نفع کارگران تغییر داد و جنبش کارگری را در موقعیت مناسب تری برای سازمانیابی و دستیابی به خواست هایش قرار داد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.