دشمن سازی(اپوزیسیون قلابی)  برنامه ریزی شده برای به بیراه کشیدن نقش جنبش کارگری در مبارزه

در اعتراضات دی ماه ۱۳۹۶ که از شهر مشهد شروع شد و به شهر قم رسید یک شعار اذهان بسیاری را بخود جلب کرد “رضا شاه روحت شاد”. تعداد شعار دهندگان هر ناظری را به یاد انداختن مجسمه صدام حسین به عنوان رویداد نمادین بغداد در ۹ آوریل ۲۰۰۳ می اندازد که تلویزیون هایی مانند فاکس نیوز چنان از یک جمعیت کوچک غوغایی برپا کردند که می خواستند نشان دهند دهها هزار نفر در میدان فردوس بغداد این مجسمه را به زمین کشاندند.(۱)

 در چند روز گذشته سخنرانی رضا پهلوی و موضوعات پیرامون آن بسیاری از رسانه های بی برنامه را مشغول خود کرده است. اما در این میان یک سخنرانی در مراسم سالگرد ۱۵ خرداد بیشترین توجه را به خودش جلب کرد که این سخنرانی را باید جدی گرفت. چون می دانند یکی از بی خطر ترین و پر سر صدا ترین موضوع در جامعه ایران مساله سلطنت است که با طرح این موضوع بسیاری از حاشیه نشینان سیاست به دنبال نخود سیاه میروند و با طرح این موضوع ادعا  می کنند که آینده مبارزاتی زحمتکشان چیزی جز بازگشت به گذشته یعنی سلطنت نیست.

 بیهوده نیست نحله های سیاسی سابق و معدودی چپ کرده های اردوگاهی که اردوگاه عوض کرده اند و خجولانه دنبال معامله و هماهنگ کردن تظاهرات ها ، کنفرانس ها و تئوری های ضد امپریالیست اشان با به اصطلاح سلطنت طلبان خیالی صورت می گیرد و خیال می کنند شاید این دروغ بزرگ درست است و با همگرایی با سلطنت  می توان حکومت را دور زد و در قدرتی که وجود خارجی ندارد سهیم شد.

این تفریح سیاسی را به آن خوش خیالان سیاست باید واگذار کرد، اما مبارزین واقعی می دانند که آینده این جامعه در میان نیروهای گذشته رقم نمی خورد و تمامی این نیروها و حتی خود حاکمیت هیچکدام در چارچوب و مبانی و جایگاه و اعتبار اجتماعی  دهه پنجاه خود قرار ندارند. حال چه برسد به رضا نا شاه و حامیانش که با آن دم دستگاه و بیش از ۳ میلیارد دلار سال ۱۳۵۷، در طول بیش از چهل و چهار سال نه تنها نتوانسته یک جمع ده نفری را متشکل کنند بلکه هر سال به حبابی که توسط حکومت ایران بزرگتر شده است تبدیل شدند و جز نهادهای دهان پر کن و بودجه در قالب  پروژه های رفراندم، نه به جمهوری اسلامی، فرشگرد، ققنوس، ووو  واقعیت دیگری ندارند تا جایی که هیچ نهاد واقعی حتی در درون جناح راست هیات حاکمه آمریکا هم جدی اش نمی گیرند و آنچنان در سیر حوادث چرخیده اند که امروز خودش به بخشی از حامیان غیر مستقیم حاکمیت سپاه و زیرمجموعه اش ارتش  تبدیل شده اند و نظراتش در رابطه با سپاه و ارتش این موضوع را نشان می دهد.

 تاریخ نشان داد که نه تعداد شرکت کنندگان پایین کشیدن مجسمه صدام حسین بیش از صد نفر بودند (گرچه نیروی اشغالگر، صدام و حزب بعث-ارتش را نابود کرد) و نه تعداد شعار دهندگان شهر مشهد از تعداد انگشتان دست بیشتر بود، اما سوال مطرح این است چرا برای نیروهای امنیتی بزرگ کردن رژیم گذشته (رضای شاه نشده) مهم است؟ اما مهم و بسیار قابل تامل است که چرا حاکمیت به چنین اپوزیسیون بی خطر و تفرقه اندازی نیاز دارد.

جنبش کارگری که بهای واقعی مبارزه را داده و می دهد  بهتر از هر کسی می داند که اولا بخشی از حاکمیت با تفکر و انداختن این شعار انحرافی روحت شاد بر سر زبانها، یگانگی خود را با نظام سلطنتی به نمایش میگذارد و با آن یک روح در دو بدن هستند. دوما رسانه هایی که به خرج خود حاکمیت در خارج کشور دنبال مطرح کردن سلطنت هستند می خواهند جلوی جنبش واقعی را بگیرند و هنوز این بخش دل در گرو پذیرفته شدن توسط خاندان سلطنتی انگلیس و شرکا دارند. مدارک و واقعیتها نشان می دهد که اکثر پولشویی ها در انگلیس و آمریکا صورت می گیرد و بزرگ‌ترین اختلاس گر تاریخ ایران رضا ضراب در آمریکا آزادانه می گردد و هیچ گونه محدودیتی ندارد.(۲)

و غرب همانطوری که با آغوش باز از اختلاس گران سلطنتی حمایت کرد از اختلاس گران حکومت اسلامی  نیز حمایت می کند(۳)

(نگاهی اجمالی به تاریخچه داراییها واموال خاندان سلطنتی، درباریان و وابستگان آنها در خارج کشور از منابع معتبر بخوبی نشان می دهد غارتگران دارایی مردم از هر دو حاکمیت در خاک آمریکا، انگلیس و سایر کشورهای غربی در امنیت و آسایش هستند)

آشکارا می بینیم  که شعار”روحت شاد” همانند جنگ ۸ ساله برای حکومت کنونی ایران نعمتی است برای نابودی و انحراف جنبش عدالت خواهانه و ضد ستم مردم ایران، البته باید وارثان این طرز تفکر در مشهد و قم برای آسودگی خاطر خود روحش را بستایند. پس ضرورت دارد که اقتصاددانانی مانند لیلاز که نگران شعار دهندگان مشهد بودند امروز با افتخار بگویند پیشنهاد جراحی اقتصادی را ما دادیم و همچنین کیهان لندن رسانه  سلطنتی، نماینده شورای اسلامی کار شرکت واحد را رئیس سندیکای شرکت واحد معرفی کند. (۴)

لیلاز ها و شرکایشان در کیهان لندن هر دو شاگردان و مجریان مکتب اقتصادی شیکاگو هستند و در این برهه حساس تاریخی  جنبش کارگری باید با حساسیت بیشتری به تاریخ مبارزاتی کارگران ایران مراجعه کرده تا مبارزه را در جهت دستیابی به منافع طبقاتی خود پیش ببرد و از این باتلاق برگشت به گذشته ای که جز استثمار و ستم بر کارگران نبوده  عبور کند البته تاکنون ما شاهدیم که کارگران و حقوق بگیران و سایر اقشار پایین جامعه در صفی که برایش از پیش طراحی شده ، حرکت نکرده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.