مردمی که تجربه دو رژیم پهلوی و اسلامی را دارند، زیر بار حکومت مجاهدینی و رضا شاهی نخواهند رفت 

بعد از ۴۳ سال از فساد و استبداد اسلامی که میلیونها نفر را با فقر، بیکاری، تبعیض، بی حقوقی  و خفقان روبرو کرده است، اکنون اکثریت قاطع مردم کشور نه تنها خواهان تغییر رژیم اسلامی هستند، بلکه میلیونها نفر از کارگران، معلمان، بازنشستگان، مردم کردستان و اقلیت های ملی و مذهبی، زنان و جوانان، فعالانه مبارزه می کنند که این نظام نکبت بار اسلامی را از صحنه سیاسی ایران پاک کنند و مردم به آزادی ، عدالت و حقوق انسانی خود برسند .

در چنین شرایطی سازمان مجاهدین خلق با کشاندن جمعیت کرایه ای به آلبانی و دعوت سیاستمداران غربی با هزینه میلیون دلاری، می کوشد خود را بعنوان جانشین جمهوری اسلامی نشان داده و مردمی را که بیش از چهار دهه با قوانین ارتجاعی اسلامی مبارزه کرده اند، زیر سلطه رژیمی اسلامی این بار به روایت سکت و فرقه مذهبی مجاهدین بکشند. این یعنی از چاله ای به چاله ای دیگر افتادن و تکرار دوباره همان داستان هولناک چهل و سه ساله حکومت اسلامی.

در آنسوی مجاهدین، بازماندگان  افراطیِ سلطنتِ ساقط شده پهلوی هستند که عریان و بدون  تعارف  اسلحه ها را از رو بسته و همه مخالفین بازگشت نظام سلطنتی را بعنوان کمونیست، تجزیه طلب، اسلامگرا و فاشیست معرفی نموده و خواهان حذف آنها از مشارکت سیاسی در فردای سرنگونی جمهوری اسلامی می باشند. سردمداران و سخنگویان این جریانِ ارتجاعی آشکارا می گویند در یک دوره انتقالی ده ساله نباید هیچ انتخاباتی صورت بگیرد  و در دهه سوم قرن بیست و یکم  عده قلیلی کشور را با قوانین رضا خانی اوایل سده گذشته اداره نمایند .

این دو بخش اپوزیسیون حکومت اسلامی، یعنی مجاهدین و پادشاهی خواهان، اشتراکات بسیاری با هم دارند. داشتن پول و سرمایه های هنگفت مالی که منابع آنها هم بر کسی آشکار نیست و خود هرگز حاضر به روشن کردن آن نیستند، پشتوانه رسانه ای و با هزینه کردن سرمایه هنگفت، جمع کردن سیاستمداران غربی در متینگ ها و مجالس و نشان دادن آن به مردم که گویا از حمایت خارجی هم روبرو هستند .

این دو بخش اپوزیسیون حکومت اسلامی هر دو جایگاه ننگینی در تاریخ معاصر ایران دارند. یکی از بازماندگان یک حکومت فاسد و مستبد هستند که دستشان تا آرنج به خون جوانان ایران آغشته است. دیگری از مجیزگویان و مدافعان حکومت اسلامی برای چند سال اول رژیم اسلامی بودند و به سهم خود در به قدرت رساندن این رژیم ایفای نقش کردند.  این جریان بعد از اینکه نتوانست با رژیم جمهوری اسلامی ائتلاف کند، به آلت دست صدام حسین و حکومت بعث عراق تبدیل شدند. طی سالهائی که در اپوزسیون بوده اند، کپی حکومت اسلامی را آنهم در شکل کاریکاتوری آن از خود به نمایش گذاشته اند.

هر دو بخش این اپوزیسیون حکومت اسلامی بغایت غیر دموکراتیک هستند. هر دو دشمن سرسخت  آزادی های بدون قید و شرط سیاسی هستند. با سوسیالیستها با کارگران پیشرو، با جنبش کارگری، با حق تعیین سرنوشت ملتهای ساکن ایران، دشمنی آشکار و نهادینه دارند .

بدون شک مردم کردستان و ایران که تجربه  حدود صد سال از زندگی و مبارزه در دو نظام پادشاهی سلطنتی پهلوی ها و حکومت اسلامی را دارند، نه یک حکومت اسلامی دیگر و نه بازگشت نظام ساقط شده سلطنتی را نمی پذیرند .

 تعیین نظام حکومتی جایگزین در رفراندومی آزاد و در امنیت، به جای رژِیم اسلامی، حق بدون چون و چرای مردمی است که یک قرن مبارزه کرده اند تا از ستم شاه و شیخ آزاد شوند . آزادی، برابری و رفاه  برای همه آحاد جامعه، برابری زن و مرد در همه امور در خانواده و در سطح اجتماع، حق تعیین سرنوشت برای ملیتهای ساکن ایران و تامین شرایط انسانی برای اتحاد داوطلبانه آنها، برقراری حاکمیت شوراهای مردم، همه اینها حداقلهائی هستند که حکومتهای مورد نظر مجاهدین و سلطنت طلبان  نه می خواهند و نه بنا به ماهیت خویش می توانند آنها را متحقق کنند.

مردمی که تجربه تلخ و تراژیک خمینی و وعده های پوچ و توخالی او را دارند که بعد با صراحت و بدون هیچ شرمی اذعان کرد دروغ در اسلام حرام نیست و او هم برای رسیدن به قدرت خدعه کرده است، امروز بی گُدار به آب نخواهند زد و در برابر شنیدن دروغهای مشابه واکسینه شده اند.  مردمی که تجارب جنایات رژیم پهلوی و اسلامی را دارند، زیر بار حکومت مجاهدینی و رضا شاهی نخواهند رفت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.