موج رو به رشد اعتراضات کارگری و توده ای

امواج اعتراضات کارگری و توده ای، ایران را درنوردیده است. از کارگران رسمی نفت تا کارگران پیمانی در پالایشگاهها، از کارگران افشاگر فساد دستگاههای دولتی در صنعت فولاد تا کارگران راه آهن و مترو، از کارگران شهرداریها تا سرایداران در ادارات آموزش و پرورش، از معلمین و بازنشستگان تا خانواده های زندانیان سیاسی، از مردمی که علیه بی آبی به اعتراض برخاسته اند تا کشاورزانِ محروم مانده از سهمِ حق آبه. اینگونه اعتصابات، گردهمایی ها و اعتراضات که به معدودی از آنها اشاره شد عمدتاً بر سر دستمزد و ضرورت افزایش آن، کسب دستمزد های عقب افتاده، تغییر وضعیت استخدامی از طریق حذف پیمانکاران، جلوگیری از تخریب محیط زیست و کلاً بهبود شرایط کار و سطح زندگی و کرامت انسانی است. خواست آزادی زندانی کارگر و زندانی معلم و تامین امنیت در مراکز کاری نیز در برخی از آنها مطرح می گردد که باید گسترش یابد.

در میان اعتصابات، گردهمایی ها و اعتراضات یاد شده لازم است روی بعضی از آنها، که خصلت نما هستند، مکث شود. برای نمونه مدتی است که کارگران رسمی نفت به میدان مبارزهِ رو در رو با وزارت نفت و مدیران آن پای گذاشته اند. آنها در کنار دفاع از مطالبات کارگرانِ پیمانی نفت و تاکید بر حفظ وحدت همه کارگران نفت، گاز و پالایشگاهها، مطالبات تازه ای را مطرح کرده اند. شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت در تاریخ ۱۴ شهریور نوشت که نمایندگان کارگران رسمی در ۱۲ شهریور با هماهنگیِ از پیش تعین شده از نقاط نفت خیز کشور به تهران آمدند تا در مقابل وزارت نفت تجمع کنند. آنها به مشکلات معیشتی و دستمزدهای ناکافی و عدم اجرای قوانین مصوب و ساعات کاری غیرعادلانه و مالیات‌ زیاد و کیفیت پایین خدمات بهداشت و درمان و امنیتی بودن محیط کاری اعتراض داشته و خواهان اجرای کامل ماده ۱۰ قانون وظایف و اختیارات کارکنان رسمی وزارت نفت هستند. اجرای ماده ۱۰ قانون وظایف کارکنان وزارت نفت، کارکنان بخش عملیات وزارت نفت را از چارچوب قانون خدمات مدیریت کشوری مستثنی می‌کند.

عکس العمل مقامات امنیتی و مسئول در مقابل این حرکت حق طلبانه، ددمنشانه بود. ماموران امنیتیِ تا دندان مسلح و آماده، به نمایندگان کارگران رسمی نفتِ بی دفاع حمله کرده و ۶۷ نفر از آنها را بازداشت نمودند. آنها موبایل دستگیر شدگان را ضبط کردند. شورای سازماندهی اعتراضات در گزارش خود گفته که ماموران، کارگران بازداشتی را که مثل بقیه مزد و حقوق بگیرانِ این مملکت، به وضعیت معیشتی و تعرض به کرامت خود معترض هستند، به عَبَث زیر فشار گذاشتند تا تعهد بدهند من‌بعد در اعتراضات شرکت نکنند.

مسئولین رژیم از ترس، بلافاصله همه بازداشت شدگان را آزاد نمودند. شورا، اشاره کرده که کارگران نفت جواب گستاخی مسئولین و مزدوران رژیم را با گسترش مبارزات و سهیم کردن خانواده ها در این مبارزات خواهند داد.

حرکت کارگری دیگری که لازم است مورد اشاره قرار گیرد اظهار نظر پر از درس آموزی بخش پیشرو کارگران صنعت کلیدی فولاد می باشد. آنها پیرامون برملا شدن فساد ۹۱ هزار میلیارد تومانی شرکت فولاد مبارکه اصفهان  اعلام موضع بی سابقه ای کردند. گفته می‌شود که شرکتِ خُصولَتی شدهِ فولاد مبارکه در کنار دزدی مذکور، ۷۱ هزار میلیارد تومان هم فرار مالیاتی دارد.

کارگران مورد اشاره در این مورد نوشتند توصیه ما به همه همکاران این است که حتماً گزارش سیصد صفحه ای هیئت تحقیق و تفحص از فولاد مبارکه اصفهان را مطالعه نمایند تا درک روشنتری از سلسله مطالبِ منتشره در این کانال و افراد و اسامی ِمندرج در آن، داشته باشند. آنها تاکید کردند که مطمئن هستند این گزارش زیر سایه رهنمودِ “کش ندهید” (از جانب راس رژیم) به بوته فراموشی سپرده خواهد شد. اما نکته قابل توجه آن گزارش اینجاست که به صراحت از اخذ مبالغ سرسام آوری توسط امامان جمعه، شورای تامین استان، فرمانداران، استانداران ادوار مختلف، نیروی انتظامی و نیروهای امنیتی خبر می دهد که نشانه تعمیق دعواهای درونی است. این گزارش تایید می کند که در غارت و چپاول ثروت های عمومی و به خاک سیاه نشاندن کارگر و بازنشسته و مزدبگیر، همگی بر سر یک سفره نشسته اند. بنابراین خوش باوری به اینکه، این نهادها روزی به مسائل و فسادهای صورت گرفته در گروه ملی، ورود و با متخلفین برخورد نمایند تصوری باطل است. این کارگران بدرستی اشاره کرده اند که نباید به نهادهایی که خود غرق در فساد بوده و شریک در سیاست های ضد کارگری هستند دخیل بسته شود.

مبارزات کارگری و توده ای، که به دو مورد آن  اشاره شد، مویَد حضور رهبرانی در جنبش کارگری می باشد که دارای شجاعت، آگاهی و بصیرت طبقاتی هستند. سطح اعتراضات سازمانیافتهِ مورد هدایت آنها، نشان می دهد که کارگران ایران مجموعه نظام فاسدِ حاکم بر ایران را هدف گرفته اند و امیدی به اقدامات آن در بهبود وضعیت معیشت و کرامت کارگران ندارند. این آگاهی اگر در سرعت بخشیدن به متشکل تر کردنِ سیاسی و طبقاتی طبقه کارگر موثر افتد نه تنها عمر رژیم به شماره می افتد، بلکه نشانه هایی از حاکمیت بعد از جمهوری اسلامی را نیز بدست خواهد داد، حاکمیتی که افق سوسیالیسم را به روی جامعه خواهد گشود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.