شصت و چهارمین و شصت و ششمین جلسه دادگاه حمید نوری در استکهلم!

   بهرام رحمانی

شصت و چهارمین جلسه دادگاه دفاعیات حمید نوری، دادیار پیشین زندان گوهردشت کرج و از متهمان اعدام‌های دسته‌جمعی زندانیان سیاسی در ایران، روز چهارشنبه ٢٤ آذر ۱۴۰۰ برابر با ١٥ دسامبر ۲۰۲۱، در دادگاه جرائم جنگی استکهلم‌-‌سوئد برگزار شد.

در جریان روز چهارشنبه دادگاه حمید نوری، منوچهر اسحاقی به‌عنوان شاهد گفت که در ۱۳ سالگی به جوخه اعدام برده شده و شاهد اعدام‌ زندانیان و شلیک تیر خلاص به آن‌ها بود.

اسحاقی که به گفته خود در ۱۳ سالگی به اتهام هواداری از سازمان مجاهدین خلق بازداشت و به ده‌ سال حبس محکوم شده بود، در زندان‌های اوین، قزل‌حصار و گوهردشت زندانی بوده است.

وقتی مرا دستگیر کردند به مدت شش هفت ماه مادرم و خانواده‌ام دنبال من می‌گشتند و نمی‌دانستند من زنده‌ام یا مرده.

منوچهر اسحاقی در دادگاه روز چهارشنبه حمید نوری گفت که در ۱۳ سالگی وقتی بازداشت شد مورد ضرب‌وشتم و شکنجه قرار گرفت: «​فکر می‌کردم آن‌جا اتاق است اما متوجه شدم که یک حمام و اتاق شکنجه است. روی نیمکتی چوبی، مرا به شکم خواباندند. دست‌هایم را از زیر بستند و کسی روی پشت من نشست و دستمال یا حوله کثیفی را در دهانم فرو کردند و با کابل به کف پا و پشتم زدند. من را می‌زدند و می‌گفتند قرارتان کجاست؟ و من نمی‌دانستم چه باید بگویم. مرا می‌زدند و می‌پرسیدند قرارتان کجاست و اسلحه‌تان کجاست؟ من چیزی برای گفتن نداشتم و فقط گریه می‌کردم

وی گفت ابتدا نخست اسم واقعی‌ام را نگفتم به خاطر دایی‌ام. اگر پس از دو سه روز یک نفر را آوردند رو‌به‌روی من. من چشم‌بند داشتم گفت: منوچهر هم چیز را بگومن هم اعتراف کردم و گفتم من تظاهرات 30 خرداد بودم و همین کاری که کردم فروش نشریه و تبلیعات بود. بعد از همان برخوردی که داشتیم مرا بردند و انداختند یک سلول انفرادی. آن سلول مانند سلول حمید عباسی در این‌جا مانند هتل پنج ستاره نبود بلکه هولناک بود

این‌جا دادستان به منوچهر تذکر داد که به حاشیه نرود

منوچهر در ادامه گفت: سلولی بود که هیچ پنجره نداشت دو نیم متر در عرض و طول بود و تاریک بود. یک لامپ در سقف بود اما روشن نبود وقتی دل‌شان می‌خواست آن را روشن می‌کردند و یا نمی‌کردند. برای من هر دقیقه به اندازه دنیا گذشت. بعد مرا به دادسرا بردند و آن‌جا دوستم را که با هم دستگیر شده بودیم دیدم. همه ما با کابل و غیره شکنجه شده بودیم. دست و پایمان ورم داشت و کبود شده بود به همین دلیل پاهایمان را زیر میز گذاشتند و رویش پارچه کشیدند. ما نه نفر بودیم

در این‌جا اسحاقی گفت آن فرد با حرکت‌هایش مرا استرس می‌کند. قاضی پرسید کی؟ اسحاقی گفت: حمید نوری. حمید نوری فریاد زد: دروغ می‌گوید

اسحاقی در دادگاه محاکمه حمید نوری گفت که ابراهیم هوشمند، دایی‌اش، فارغ‌التحصیل رشته اقتصاد از دانشگاه تهران بود و سال ۶۰ در ۲۷ سالگی در زندان اوین اعدام شد.

اسحاقی توضیح داد که ابراهیم هوشمند الگوی خانواده او بود و او و برادرانش، هوادار دایی خود بودند: «هر سه ما به‌خاطر عشقی که به دایی‌مان داشتیم، در رابطه با مجاهدین فعالیت که نمی‌شود گفت تظاهرات می‌رفتیم و به‌خاطر همین رابطه با دایی‌ام بود که نشریه‌ مجاهدین را پخش می‌کردم و چند روز بعد از تظاهرات ۳۰ خرداد دستگیر شدم

محسن اسحاقی، برادر منوچهر اسحاقی، پیش از این در دادگاه حمید نوری شهادت داده بود که در ۱۸ سالگی، ۱۳ ماه پس از دستگیری به اتهام هواداری از سازمان مجاهدین خلق، شرکت در تظاهرات و ضدیت با نظام به ده سال حبس محکوم شد و از سال ۶۵ تا چند ماه پس از اعدام‌ها در سال ۶۷ در زندان گوهردشت بود.

وی در چهاردهمین جلسه رسیدگی به اتهامات حمید نوری گفته بود که حمید نوری در سرکوب اعتراض‌های دانشجویی سال ۷۸ نیز فعال بود و از جمله کسانی بود که «باعث شد دانشجوها را سرکوب کنند

مهدی اسحاقی برادر دیگر منوچهر اسحاقی هم در شانزدهمین جلسه دادگاه حمید نوری درباره نقش او در اعدام‌های دهه ۶۰، وضعیت زندان گوهردشت و برگزاری دادگاه‌های انقلاب شهادت داده بود. مهدی اسحاقی گفته بود سال ۶۱ زمانی که دانش‌آموز چهارم دبیرستان بود بازداشت و ۱۰ سال بعد آزاد شد.

وی گفت که سه روز بعد از دستگیری به اتفاق هشت نفر دیگر به دادگاهی برده شد که دوربین فیلم‌برداری وجود داشت و رومیزی بزرگ سفید روی میز مانع از این می‌شد که «پاهای خون‌آلود، زخمی، متورم و برهنه»​ آن‌ها دیده شود.

به گفته منوچهر اسحاقی، در این جلسه محمد محمدی‌گیلانی، حاکم شرع وقت و اسدالله لاجوردی، دادستان وقت حضور داشتند: «لاجوردی اتهامات ما را با صدای بلند می‌خواند. همه اتهامات مشابه هم از قبیل شرکت در تظاهرات ۳۰ خرداد، آتش زدن مثلا فلان جا و اقدام علیه جمهوری اسلامی، محاربه با خدا، افساد فی‌الارض و از این اراجیف

وی گفت که در این دادگاه چند دقیقه‌ای به ده‌ سال زندان محکوم شد و بعد از جلسه دادگاه شاهد اعدام زندانیان بوده است: «​ما را به سمت جوخه اعدام بردند. لاجوردی با پوتین به ساق پای من زد و از من سئوال کرد که چند سالت است؟ در حالی که هنوز مانده بود تا ۱۴ بشود گفتم ۱۴ سال. پرسید جنب شدی یا نه؟ من نفهمیدم چه می‌گوید و گفتم خودت شدی. مرا از صف بیرون آوردند. بعد از حرف زدن با هم مرا دوباره به صف برگرداندند و با مینی‌بوس به جوخه اعدام بردند

اسحاقی گفت شاهد تیرباران بقیه افرادی بود که با او بودند و دید که یک نفر به آن‌ها تیر خلاص می‌زند: «من فقط گریه می‌کردم و می‌لرزیدم. می‌توانم بگویم خودم را خیس کردم. بعد مرا با مینی‌بوس به همان سلولی که بودم برگردادند

حمید نوری همواره مدعی است که از سال ۱۳۶۱ تا سال ۱۳۷۲ در زندان اوین بوده و چند بار به زندان گوهردشت به عنوان ماموریت سر زده است.

اما منوچهر اسحاقی که در سال ۶۵ به اتفاق برادرانش از زندان قزل‌حصار به زندان گوهردشت منتقل شد، در دادگاه حمید نوری گفت که او را بارها در زندان گوهردشت دیده است.

اسحاقی توضیح داد که اوایل مرداد ۶۷ زندانیانی که از بند یک زندان گوهردشت به بند جهاد این زندان منتقل شده بودند قصد اعتصاب غذا داشتند که حمید نوری وارد بند آن‌ها شد و از آن‌ها خواست که غذا بخورند و اعتصاب نکنند.

یک روز بعد هم دید که ناصریان(محمد مقیسه) و حمید نوری در هواخوری زندان، زندانیانی را که از بند جهاد ناراضی بودند جدا کرده و با خود برده‌اند. از این زندانیان، به گفته اسحاقی، تعداد کمی بعد دوباره به بند بازگشتند که از جمله آن‌ها محسن اسحاقی، برادر او بوده است.

منوچهر اسحاقی سپس در پاسخ به سئوال دادستان گفت که او و دیگر زندانیان، دادیارهای زندان و پاسدارهای بند را همیشه بدون چشم‌بند می‌دیدند: «چند بار دیگر هم حمید عباسی‌(نوری) را دیده بودم از جمله موقعی که به‌خاطر ورزش جمعی ما را کتک زده و توی اتاق گاز می‌انداختند. حمید عباسی‌(نوری) همیشه شرکت داشت و همیشه از ما تعهد می‌گرفت که ورزش نکنیم

او در پاسخ به سئوال دادستان که با چشم‌بند چطور می‌توانستی ببینی و بدانی که حمید عباسی آن‌جاست، گفت: «بعد از پنج شش سال زندانی بودن، چشم‌بند مانع نمی‌شود کسی را نبینید و راحت می‌توانید ببینید. برای ما چیزی نبود که به وسیله آن نتوانیم ببینیم. فقط برای ترساندن بود و ما می‌توانستیم به انواع و اقسام مختلف، از بغل و از پایین ببینیم. بعضی‌ها هم نخش را کشیده بودند و هر کس به یک شکلی می‌توانست ببیند

او گفت که پس از اولین ملاقات با مادرش بعد از اعدام‌ها، توسط حمید نوری به سلول انفرادی منتقل شد: «در طول ملاقات درباره اعدام دایی‌ام با مادرم صحبت کردم. حمید عباسی‌(نوری) با من برخورد کرد و مرا به سلول انفرادی انداخت و من دو ماه در سلول انفرادی بودم. او هر چند روز یک بار دریچه سلول را باز می‌کرد، به من نگاه می‌کرد و می‌رفت

به گفته منوچهر اسحاقی، در جریان یک ملاقات حضوری در بهمن ۶۷ قبل از این‌که خانواده‌ها را داخل سالن بیاورند ناصریان‌(محمد مقیسه) خطاب به او و دیگر زندانیانی که از اعدام‌ها جان به‌در برده بودند گفت که «اگر دست من بود همه شما را اعدام می‌کردم. شما همه مار هستید و ما اشتباه کردیم شما را این همه مدت نگه داشتیم

سئوال وکیل حمید نوری از منوچهر اسحاقی: من نمی‌دانم درست متوجه حرفت شدم یا نه. یکی جایی گفتید که فیلمی از حمید نوری دیدید.

منوچهر: نه.

حمیدنوری : سئوال دارم.

رییس دادگاه: وکیل مدافع شما سئوال کند.

نوری: سئوال مرا وکیلم متوجه نشد

استراحت پنج دقیقه‌ای

رییس دادگاه: مرسی منوچهر آمدید این‌جا شهادت دادید.

منوچهر: مرسی

رییس دادگاه: فردا نه و ده دقیقه صبح ادامه می‌دهیم.

 

شصت و ششمین جلسه دادگاه حمید نوری در استکهلم!

   بهرام رحمانی

شصت و ششمین جلسه دادگاه حمید نوری، متهم به مشارکت در اعدام‌های تابستان 1367، روز جمعه بیست و نهم بهمن ۱۴۰۰هجدهم فوریه 2022، با ادامه شهادت محمد ایزدجو در استکهلم برگزار شد.

محمد ایزدجو بیست و ششم دی ماه ۱۳۶۱ در نوزده سالگی دستگیر و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. او از بدو دستگیری و انتقال به زندان اوین مورد شکنجه قرار گرفت تا حدی که پاهایش تا زانو عفونت کرد. شاهد پس از تحمل انفرادی و بازجویی‌های طولانی در مهر ۱۳۶۲ در یک دادگاه با وجود شاهد «شرعی» چند دقیقه‌ای در زندان اوین بر اساس هشت مورد اتهام مندرج در کیفرخواست به هشت سال زندان محکوم شد.

محمد ایزدجو شهادت داد که حمید نوری و داود لشکری چند زندانی را پیش از رفتن به اتاق هیات مرگ از صف جدا کرده و برای اعدام برده‌اند.

ایزدجو گفت: «یک روز بعد از کشتارها ما را که از بند 14 زنده مانده بودیم، بردند تا ساک و وسایل بچه‌های اعدام‌شده را جمع کنیم تا زندان‌بان‌ها به خانواده‌های آن‌ها تحویل بدهند.»

محمد ایزدجو گفت که دی‌ماه سال 1361 در  19 سالگی به اتهام همکاری با سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران دستگیر و به ۸ سال زندان محکوم شده بود.

محمد ایزدجو در دادگاه محاکمه حمید نوری گفت که ناصریان‌(محمد مقیسه) نقش دادیار و مدیر زندان را داشت و داود لشکری به اتفاق حمید نوری در قسمت دادیاری زندان گوهردشت بودند.

وی گفت که حمید نوری را در زندان گوهردشت در مواقعی که همراه با ناصریان‌(محمد مقیسه) و داود لشکری به بند زندانیان سر می‌زدند دیده است.

ایزدجو  گفت هنگامی که از سوی داود لشکری مورد «تفتیش عقاید» قرار گرفته حمید عباسی در کنار لشکری حضور داشته است.

این شاهد دادگاه حمید نوری گفت که پیش از رفتن به اتاق هیات مرگ، در راهرو شاهد بوده که حمید نوری برای اعدام زندانیان را به سالن آمفی‌تئاتر می‌برد.

به گفته ایزدجو، چند زندانی پیش از این‌که به اتاق هیات مرگ برده شوند از سوی داود لشکری از صف بیرون کشیده شده و توسط حمید نوری به سالن اعدام‌ها برده شده‌اند.

محمد ایزدجو گفت ساعت شش صبح روز نهم شهریور خبر اعدام ها را از حمید نصیری از طریق مورس شنید. او گفت حمید نصیری همان روز به دار آویخته شد. شاهد همان روز در برابر هیئت مرگ از جمله نیری، اشراقی، ناصریان قرار گرفت. او به سئوالات به گفته خودش «تفتیش عقاید» هیئت مرگ پاسخ نداد. او همان روز ۴۰ ضربه شلاق خورد. به گفته شاهد، ناصریان گفت که امام گفته نباید مرتد و محاربی زنده بماند و ما آن‌قدر شما را می‌زنیم که یا مسلمان شوید یا بمیرید. ایزدجو شهادت داد که در پایان اعدام‌ها یکصد و هشتاد زندانی زنده مانده بودند.

توماس سودرکویست، یکی از وکلای مدافع نوری در دادگاه امروز، طبق معمول مدعی شد که در ارتباط با نقش و جایگاه حمید نوری، گفته‌های شاهد در بازپرسی پلیس سوئد با شهادتش در دادگاه مغایرت دارد. وکیل نوری گفت شاهد در بازجویی‌های پلیس در تشریح وظیفه و نقش «عباسی» گفته بود که لشکری و ناصریان به عباسی دستور می‌دادند و لشکری رییس عباسی بود. شاهد گفته بود نوری را «دادیار عباسی» صدا می کردند. او زیردست لشکری و یک «کارمند اداری» بود.

محمد ایزدجو در پاسخ به وکیل مدافع نوری گفت، عباسی از لشکری حرف شنوی داشت اما این به آن معنا نیست که لشکری رییس او بود. شاهد گفت او نمی‌داند نسبت سازمانی نوری با لشکری چه بود و شهادت امروزش مکمل سخنانش در بازجویی پلیس است. شاهد در بخشی دیگری ادعا کرد که وکیل مدافع نوری در پرسش‌ها، سخنان او را تحریف می کند.

محمد ایزدجو در مورد ظاهر و نحوه شناسایی متهم گفت او معمولا چهره آرامی داشت و بی‌تفاوت بود. او آدمی بود که فرقی نمی‌کرد در رابطه با آدم‌ها کار می‌کند یا یک بسته کاغذ یا مقوا را جابه‌جا می‌کند.

محمد ایزدجو در مورد فضای زندان و روحیه زندانیان نجات یافته از اعدام‌ها گفت که زندانیان با شوک سنگینی رو‌به‌رو شده بودند. بندها از زندانیان خالی شده بود و نجات یافتگان باید ساک‌های اعدام شدگان را می‌بستند.

محمد ایزدجو در جلسه دادگاه شهادت داد که در چهارم اسفند ۱۳۶۷ به همراه گروهی شامل ۹۰۰ زندانی نجات یافته از اعدام‌ها به زندان اوین منتقل و در حالی‌که برهنه شده بودند با خشونت شدید و کابل با آن‌ها برخورد شد. طبق برنامه قرار بود همگی زندانیان در فردای آن روز آزاد شوند، اما وی‌ و بیست زندانی دیگر از شرکت در راهپیمایی مقابل دفتر سازمان ملل متحد سر باز زدند. شاهد گفت بعد از این اتفاق زندانیان آزادنشده فکر می‌کردند که قرار است به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل و اعدام شوند. شاهد با تاخیر در بیست و دوم اسفند ۱۳۶۷ از زندان اوین آزاد شد.

در جلسه امروز دادگاه در مورد «کتاب سیاه کشتار ۶۷» به تفصیل از شاهد، محمد ایزدجو پرسش شد. شاهد گفت در این کتاب اسامی چهار هزار و هفتصد و نود و نه زندانی اعدامی درج شده است. کتاب در سال ۱۳۷۸ توسط انتشارات «گفتگوهای زندان» منتشر شده است. «گفتگوهای زندان» که تا به حال ۱۸ جلد کتاب در مورد زندان های ایران منتشر کرده است، ابتکار عمل زندانیان سیاسی چپ، رادیکال و غیرمذهبی است و به سازمان و ارگان خاصی وابسته نیست و تنها از زندانیان سیاسی زمان شاه و جمهوری اسلامی تشکیل شده است.

محمد ایزدجو درباره کتاب سیاه کشتار ۶۷ توضیح داد که اسم هر اعدامی با شهادت حداقل دو شاهد ثبت شده است. کتاب دارای دو منبع اصلی است. منبع نخست شامل گزارش اصلی شاهد است و منبع شماره ۲ از گزارش‌های سال‌های ۶۷ تا ۶۹ فعالان دفاع از زندانیان سیاسی در داخل کشور تهیه شده است. شاهد گفت اهمیت این فهرست در آن است که پیروز دوانی، یکی از افراد فعال در روند جمع‌آوری این اسامی در دوره موسوم به قتل‌های زنجیره‌ای، ربوده شد و به قتل رسید. شاهد گفت ویراستار نهایی و فرد مسئول تدوین و نشر کتاب سیاه شخص اوست.

کتاب سیاه کشتار 1367، یکی از مدارک کتبی اصلی مندرج در کیفرخواست پرونده حمید نوری است.

ادعای خبرگزاری امنیتی تسنیم درباره محاکمه حمید نوری در سوئد:

«گزارش یک دادگاه طولانی؛ در سوئد چه بر سر یک ایرانی به نام حمید نوری آمده است؟!

سوئد بر اساس ادعاهای یکی از جنایتکارترین گروه‌های تروریستی تاریخ ایران در حال محاکمه یک ایرانی به نام حمید نوری است. در 57 جلسه دادگاه برگزار شده، غیر از شهادت اعضای منافقین، هیچ مستندات قابل توجهی علیه این فرد مطرح نشده است.

به گزارش گروه اجتماعی خبرگزاری تسنیم 27 دی ۱۴۰۰؛ از ابتدای سال جدید میلادی، دادگاهی در استکهلم سوئد دورِ جدید جلسات خود برای محاکمه یک ایرانی به نام حمید نوری را از سر گرفته است. نوری از آبان ماه سال 98، زمانی که برای حل و فصل اختلاف خانوادگی دختر خوانده‌اش به سوئد سفر کرده بود هنگام ورود به فرودگاه استکهلم ربوده و به زندان انفرادی برده شد.

او 26 ماه گذشته را در زندان انفرادی به سر برده و در کشور مدعی صلح و حقوق بشر از حقوق بدیهی یک متهم مثل تماس اولیه با خانواده و دسترسی آزاد به وکیل بی بهره بوده است.

وکلای نوری می‌گویند؛ او در این مدت حتی از داشتن عینک مطالعه نیز محروم بوده و بر اساس گفته‌های خودش در جلسات قبلی دادگاه، چند نوبت هم مورد ضرب و شتم نیروهای امنیتی سوئد قرار گرفته است.

سوئد می‌گوید؛ با اهداف حقوق بشری نوری را دستگیر کرده، اما این ادعا تماما بر پایه شهادت اعضای گروهک تروریستی منافقین است که مدعی هستند این فرد زندانبان آن‌ها بوده است.

حمید نوری اما یک کارمند ساده قوه قضاییه بوده که از سال 70 خود را بازنشسته کرده و 30 سال است که شغل آزاد دارد.

در طول 57 جلسه دادگاه در 5 ماه گذشته منافقین و دادگاه سوئد هنوز هیچ مدرک جدی و محکمه‌پسندی علیه نوری مطرح نکرده‌اند، با این حال روند این دادگاه نمایشی که بر اساس بعضی اخبار تاکنون برای دولت سوئد بیش از 50 میلیون یورو هزینه در پی داشته هم‌چنان ادامه دارد.

حمید نوری در فرصت کوتاهی که دادگاه برای دفاع از خود به او داده، علاوه بر افشاگری در خصوص سوابق جنایت‌کارانه منافقین در ایران، نسبت به چگونگی ربوده شدن، روند دادرسی و نوع برخوردها در زندان انفرادی سوئد نیز اعتراضات صریحی انجام داده که حقیقت حقوق بشر غربی و نوع برخورد سیاسی آن‌ها با این موضوع انسانی را به خوبی هویدا می‌کند.

نوری هم‌چنین هیچ کدام از اتهامات منسوب به خود را قبول نکرده و تمام آن‌ها را حاصل تبانی منافقین و برخی چهره‌های ضد انقلاب ساکن در سوئد می‌داند.

به نظر می‌رسد حالا که دور جدید جلسات دادگاه حمید نوری آغاز شده، مناسب باشد از این پس افکار عمومی داخل نیز با وقایع و رخدادهای اتفاق افتاده در این دادگاه و حاشیه آن آشنا و از آن مطلع شوند

از سویی پارلمان اروپا با تصویب قطع‌نامه‌ای از جمهوری اسلامی ایران خواست به‌عنوان گامی در جهت لغو کامل مجازات اعدام، اجرای این نوع مجازات را «فورا» متوقف کند.

در این قطع‌نامه که پنج‌شنبه 17 فوریه 2022 در پارلمان اروپا به تصویب رسید، آمده است از زمان روی کار آمدن ابراهیم رئیسی در مقام رییس‌جمهوری ایران، شمار اعدام‌ها از جمله اعدام زنان به‌طرزی «چشم‌گیری» افزایش یافته است.

بنا به گزارش‌های سازمان‌های حقوق بشری در سال گذشته میلادی، دست‌کم حکم اعدام ۱۵ زن در ایران اجرا شده است.

هم‌چنین از 271 حکم اعدامی که بنا بر اطلاعات سازمان ملل متحد در سال گذشته میلادی توسط سیستم قضایی جمهوری اسلامی به اجرا درآمده، ۱۰۰ زندانی شامل ۵۰ شهروند کرد و ۵۰ شهروند بلوچ اعدام شده‌اند.

بنا به گزارش خبرگزاری‌ها، در این قطع‌نامه هم‌چنین تاکید شده که مجازات اعدام در ایران اغلب اقلیت‌های مذهبی، ملی و دیگر اقلیت‌ها را هدف قرار می‌دهد.

در این گزارش آمده است که مجازات اعدام در ایران در خصوص اقلیت‌های قومی، مذهبی و دیگر اقلیت‌ها، به‌ویژه بلوچ‌ها، کردها، عرب‌ها و بهائیان و هم‌چنین دگرباشان جنسی به گونه‌ای بی‌رویه اعمال می‌شود.

پارلمان اروپا هم‌چنین از مقامات جمهوری اسلامی خواسته است با اصلاح ماده 91 «قانون مجازات اسلامی» به صراحت مجازات اعدام را برای افراد زیر 18 سال «تحت هر شرایطی» ممنوع کند.

بر اساس ماده 91 قانون مجازات، برای کودک‌-متهمانی که «بلوغ ذهنی» آن‌ها اثبات نشود، ممکن است مجازات‌های دیگری جز اعدام در نظر گرفته شود.

تنها در سال گذشته میلادی حکم اعدام دو کودک‌-متهم به نام‌های آرمان عبدالعالی و سجاد سنجری در ایران اجرا شد.

قطعنامه پارلمان اروپا اعلام کرد که تنها در ژانویه 2022، هشتاد و پنج مجرم نوجوان در ایران در انتظار اجرای حکم اعدام بوده‌اند.

پارلمان اروپا به نقل از نهادهای حقوق بشری نوشته است که جمهوری اسلامی دارای بالاترین نرخ اعدام سرانه در جهان است.

بر اساس این قطع‌نامه ایران یکی از سرکوبگرترین کشورها علیه روزنامه‌نگاران است و بیش از هر کشور دیگر در جهان، روزنامه‌نگاران را اعدام می‌کند.

متن این قطع‌نامه با 617 رای موافق، 8 رای مخالف و 59 رای ممتنع به تصویب رسید.

جاوید رحمان، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران نیز هفته گذشته در جدیدترین گزارش خود حکومت ایران را به‌دلیل افزایش اعدام‌ها، اعتراف‌گیری‌های تحت شکنجه، نقص‌های جدی قوانین دادخواهی، و اعمال سرکوب و خشونت علیه اعتراضات مدنی مورد بازخواست قرار داد و از جامعه جهانی خواست تا مقامات جمهوری اسلامی را در قبال نقض حقوق بشر «پاسخ‌گو» کنند.

وی در گزارش خود که به شورای حقوق‌بشر سازمان ملل ارایه کرده است، در موارد عدم مسئولیت‌پذیری حکومت در نقض حقوق بشر، اعدام‌ها و بازداشت‌های خودسرانه، تعدد موارد مرگ در حین بازداشت، محدودسازی حق اعتراض مدنی، بازداشت شهروندان دوتابعیتی و خارجی، و نیز وضع معیشتی مردم از حکومت ایران بازخواست کرده و خواهان رفع موانع برای سفر و بازدید خود از ایران شده بود.

جلسه بعدی دادگاه حمید نوری دوشنبه دوم اسفند 1400، بیست و یکم فوریه 2022 با شهادت حمید اشتری در استکهلم سوئد برگزار خواهد شد.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *