چهره‌های ماندگار را باید با اندیشه‌ها و پراتیک‌‌‌شان شناخت. تلاش تم چهره‌ها در جهان امروز، آموزش مبارزه طبقاتی و در این راستاست. تجربه‌ی ‌تاریخی مبارزه طبقاتی، آموزش‌ها و آزمون‌های نخستین انقلاب کارگری در جهان، در سال ۱۹۱۷ برای طبقه کارگری جهانی، به ویژه در ایران،می‌تواند به مبارزه‌ طبقه کارگر در راه سوسیالیسم،‌ روشنایی و غنا بخشد و جنبش کارگری-سوسیالیستی را از تکرار بی‌نتیجه‌ی شکست‌ها به دور دارد.

ولادیمیر ایلیچ لنین، اندیشه‌ی سیاسی و استراتژی (۳)

در دفاع از سوسیالیسم انقلابی

لنین در نوشتاری «علیه رفرمیسم»،‌ هشدار داد «شدت یافتن مبارزەی رفرمیسم علیه سوسیال دمکراسی انقلابی در درون جنبش طبقه کارگر نتیجه کاملا اجتناب ناپذیر دگرگونی‌ھایی در تمامی وضعیت اقتصادی و سیاسی سراسر جھان متمدن است.» لنین در نوشتار «رفرمیسم در جنبش سوسیال دمکراتیک روسیه» افزود: «در کشور ما رفرمیسم بطور ھمزمان از دو منبع سرچشمه می‌گیرد:

یکم، روسیه‌ در مقایسه با کشورھای اروپای غربی، کشوری است به مراتب خرده بورژوایی‌تر. بنابراین کشور ما بیشتر از سایر کشورهای اروپایی تولید‌کننده‌ی افراد، گروه‌ھا و گرایش‌ھایی است که ویژگی‌ آنھا نسبت به سوسیالیسم، برخوردی متضاد، نااستوار و در نوسان است. (برخوردی که بین «عشق پرشور» و خیانت رذیلانه در نوسان است)، یعنی ھمان ویژگی خرده بورژوازی …

دوم،‌ آنکه لایه‌های خرده بورژوا در کشور ما بیشتر آمادگی دارند تا با شکست … از مراحل انقلاب بورژوایی ما دلسرد شوند و به روحیه‌ی بی اعتقادی خود درغلتند؛ آنھا از ماندن در بقایای قرون وسطایی، آمادگی بیشتری دارند تا از ھدف یک انقلاب دمکراتیک کامل، که روسیه را تماما از شر بقایای قرون وسطایی و سرفی (رعیت‌های بی‌زمین- از نگارنده) رھا خواھد ساخت، چشم‌پوشی کنند.»‌(۱)

البته‌، انحلال طلبی، با ارتداد و انکار برنامه‌ و تاکتیک‌ھا و با اپورتونیسم، پیوند ایدئولوژیک و طبقاتی مستقیمی دارد. منشویک‌ها و ناسیونالیست‌هایی مانند یهودیان (بوندیست‌ها)، لهستانی‌ها و لتوانی‌‌ها که لنین آنها را «مارکسیست‌های ملی» (۲)‌ می‌نامد از جمله‌ای آنها بودند. بلشویک‌ها به رهبری لنین، در بخش جمع‌بندی مصوبه درباره انحلال طلبی، به آشکارا به آن می‌پردازند. همانگونه که نمونه روسیه و آلمان و ایران و همه جا، نشان داده شد، انحلال طلبی، تنھا یک اپورتونیسم نیست، بلکه از زهرآگین‌ترین آن است. اپورتونیست‌ھا، حزب کمونیست کارگران را به کژ راهه، ‌یعنی به راه و به سود و به‌دلخواه بورژوازی برده و می‌بردند. راه آنان، ‌راهی بود که با سیاست لیبرالیسم، همخوانی و تناسب داشته و دارد. در روسیه، انحلال طلبان، در آغاز، حزب سوسیالیست را انکار نمی‌کردند و آنرا به آشکارا منحل نساختند و نمی‌سازند، تنها نقشه و طرح خود را تا شرایط مناسب در آرشیو گذارده بودند تا فرصت دلخواه و توازن نیرو فرا رسد. تلاش لنین این بود که آنان را همانگونه که هستند،‌نه آنگونه که ادعا می‌کنند بشناساند. اپورتونیست‌ها، در حالیکه طرح دستکاری حزب را در عمل به پیش می‌بردند، به موازی آن، روند این دستبرد را پی می‌گرفتند. آنان، در حرف، تئوری انحلال را برای فرصت و بزنگاهی مناسب در بغل داشتند، تا وقتی دیگر. اپورتونیست‌ها، بنا به تجریه  جنبش سوسیالیستی در روسیه، تمام تلاششان پنهان سازی دیدگاه‌های خویش بود. به بیان لنین: «هر شخص باشعوری» که خواهان درک حقیقت است به گفته‌ها اکتفا نمی‌کند،‌ بلکه به بررسی مستقل اسناد می‌پردازد.» انحلال طلبی از آن گونه‌ی اپورتونیسمی است که تا انکار حزب پیش می‌رود. به بیان و جمع بندی لنین در سال ۱۹۱۱، یعنی۱۱۰ سال پیش: «بدیھی است که اگر اعضای حزب شامل کسانی شود که موجودیت حزب را ضروری نمی‌دانند و به‌‌رسمیت نمی‌شناسند، حزب نمی‌تواند وجود داشته باشد…» (۳ )

از سوی لنین، پرسش:«کدامیک درست می‌گویند؟ ‌ بسیار پر معناست. چگونه باید واقعیت‌ها را پیدا کرد؟ آشکار است، تنھا راه، برای پی بردن به اقعیت‌ھا باید به جستجوی اسنادی دربارە‌ی تاریخچه‌ی حزب در چھار سال گذشته از سال ١٩٠٨ تا ١٩١٢ پرداخت…» (۴)، یعنی زمانی که انحلال طلبان سرانجام، از حزب کنار گذارده شدند. انحلال طلبی (یعنی فسخ و نابودی) تنها به معنی انحلال حزب انقلابی طبقۀ کارگر نیست، بلکه ھمچنین به معنی نابودی استقلال طبقاتی پرولتاریا و به زوال کشیده شدن آگاھی طبقاتی به وسیله‌ی سیاست‌ها و شیوه‌‌های بورژوایی است.

مارکسیسم و رویزیونیسم

لنین جزوه‌ی «مارکسیسم و رویزیونیسم» را در نقد رویزیونیسم برنشتینی  حاکم بر حزب سوسیال دمکرات کارگران آلمان با این  فراز آموزنده و درخشان آغاز کرد: «گفته‌ی معروفی است که اگر قضایا بدیهیه‌ی هندسی هم با منافع افراد برخورد می‌کرد،‌ محققا ‌ آنرا رد می کردند» (۵) دوستان مردم کیانند؟‌ را در پائیز ۱۸۹۴ در بیست و چهارسالگی در میان نخستین هسته‌‌های کارگری- سوسیالیستی، همراه با  همزرم زندگی و مبارزاتی خویش، ‌نادژدا کروپسکایا که در همان هسته‌‌ها با وی آشنا شده بود پخش کرد. این اثر با درونمایه فلسفی و اقتصادی، در نقد و آشکارسازی دیدگاهی که خود را در دفاع از مارکس پنهان می‌کرد،‌ نگاشته شده بود و در هسته‌‌های آموزشی کارگری کارآیی به سزایی داشت. «دوستان مردم کیانند؟» راهی را که جنبش انقلابی می‌بایست برگزیندد و کتاب «چه باید کرد!» در سال ۱۹۰۲نقشه‌ی راه انقلاب کارگری را نشان می‌دادند. ‌ساختار سازمان سیاسی و نیروهایی که می‌توانستند و می‌بایستی در این ساختار روشمند (سیستامیک) و ارگانیک سازمان یابند، اختلاف‌ها و تفاوت‌های استراتژیکی ‌بلشویسم  و منشویسم را به آشکارا نشان داد‌.

هسته‌‌های کارگری-سوسیالستی

از جمله کارگرانی که در هسته‌‌های آموزشی در «نوسکایا زاستاوا» در شهرک «اسمولنسکایا» ‌جایی که به کارگران زبان و ریاضیات و جغرافیا درس داده می‌شد و روزهای یکشنبه حضور داشتند: کارگر کمونیست،‌ بابوشکین، ‌ژوکوف و چند کارگر و روشنفکر دیگر بودند که بعدها از جمله رهبران و کادرهای ارزنده‌ی حزب شدند. بابوشیکن بعدها دستگیر شد،‌ اما از سیبری گریخت و مخفیانه برای ارائه‌ی گزارش‌های سازمانی،  به زوریخ و لندن آمد و با لنین و کروپسکایا دیدار ‌کرد. این کارگر کمونیست بود که در شرایط سخت و حکومت نظامی سال های سیاه و تروریسم «صدهای سیاه و استولیپینی» (۶) در روسیه، سازمانده و پیک جنبش کارگری-سوسیالیستی بود و بارها برای دیدار و گرفتن رهنمود و گزارش دهی به ژنو و لندن نزد لنین می‌آمد. بابوشکین، پس از سرکوب جنبش شورایی سال‌های ۱۹۰۶-۱۹۰۵ گزارش‌های ارزندهای از شرایط روسیه و فعالیت‌های حزب برای لنین می‌فرستاد و یا مخفیانه با خود می‌آورد و در بازگشت به روسیه، رهنمودهای لنین را به هسته‌های مخفی ارائه‌ می‌داد. به گزارش نادژدا کروپسکایا (در کتاب یادها) او در سال ۱۹۰۶ به روسیه بازگشت و در سال ۱۹۰۶ در سیبری به جرم حمل اسلحه دستگیر و با چند رفیق دیگر در لبه یک قبر باز،‌ تیرباران شدند.(۷)

ن. کروپسکایا، آموزگار آموزشگاه، از سازماندهندگان نخست این هسته‌ها در منطقه «نوسکایا زاستاوا» بود. رفقای مرد و  نیز زنان کارگر، در ‌روزهای یکشنبه در این کلاس‌های آموزشی شرکت می‌کردند. یکی از شرکت کنندگان، زن کمونیست آلکساندرا کلمیوکوا، ‌از نخستین زنانی بود که به هسته‌های کارگری و لنین پیوست و به زودی از کادرها و سخنران برجسته و عضو حزب کمونیست گردید. آلکساندرا یک کتابفروشی را اداره می‌کرد که محل رفت و آمد همیشگی لنین بود. هم او بود که هنگام ورود «ورا زاسولیچ» زن انقلابی نارودنیک که به پلخانف و گروه «آزادی کار» (سال ۱۸۸۲ به وسیله پلخانوف درژنو پایه گذاری شد) پیوسته بود و با مارکس و انگلس در باره انقلاب در روسیه نامه‌نگاری داشت. او مخفیانه و غیرقانونی به روسیه نزد هسته لنین-کروپسکایا بازگشت و آلکساندرا کلمیو کوا میزبان ‌او شد. در این زمان،‌ هسته‌ی کارگری-سوسیالیستی به رهبری لنین و کروپسکایا، یک صندوق کمک به اعتصاب کارگری سامان داده بود و کروپسکایا یکی از گردآورندگان کمک های مالی برای اعتصاب کارگری بود.

دستگیری و تبعید به سیبری

لنین در دانشگاه دستگیر و پس از زندان به سیبری تبعید می‌شود. کمی بعد، کروپسکایا نیز دستگیر و او نیز به سیبری فرستاده می‌شود و از آنجا که اعلام کرده بود که نامزد لنین است وی را نیز به دهکده‌ی شوشنسکو نزد لنین فرستادند (۱۹۰۱-۱۸۹۷).

با پایان یابی دوره تبعید، به رهنمود سازمان کارگری، نخست لنین به زوریخ آمد و پس از چندی کروپسکایا به او می پیوندد. در پی کنگره دوم در لندن از همان روز بنیانگزاری است که  بحران در حزب آشکار می‌شود و لنین «یک گام به پیش، ‌دوگام به پس -بحران در حزب ما»‌ را می‌نویسد (فوریه-مه سال ۱۹۰۴).

سال های ۱۹۰۲ تا ۱۹۰۳ایسکرا، ‌ارگان حزب، در زوریخ چاپ می‌شد. ایسکرا از مونیخ به آلمان و از‌آنجا به استکهلم و با جا سازی در بشکه‌های خالی آبجو یا برزنت پوشانیده و نزدیک ساحل زیر قایق بسته و در آب‌های دریای شمال رها می‌شدند تا به سواحل روسیه برسند. به علاوه از راه باکو به وسیله‌ی سوسیالیست‌های ایرانی و قفقازی سازمانیافته در حزب همت و عدالت (اجتماعیون عامیون یا سوسیال دمکرات) و سپس حزب کمونیست ایران و با اسب و قاطر و پیک‌های ویژه، به روسیه و نیز از اسکندریه‌ی مصر و از آنجا به روسیه فرستاده می‌شد. لنین و کروپسکایا  پس از چندی از زوریخ به لندن رفتند و همین روزها بود که مارتوف (از رهبران منشویسم) و «ورازاسولیچ» نیزبه آنها پیوستند و در نزدیک محل زندگی آنها خانه گزیدند. لنین در همین روزها، در موزه بریتانیا در لندن، کاری یافت تا اندک گذرانی برای زندگی اشان به دست آورد.

«نامه‌ای به یک رفیق» (نامه‌ای به یرما)

لنین نوشتار نامه‌ای به یک رفیق را که در سامانیابی حزبی و نقش عنصر کارگری در حزب، بسیار ارزنده و ضروری بود، در این روزها نوشت. روزنامه‌ی «رابوچیه دلو» نقش ارگان سیاسی منشویک‌ها و گرایش راست را داشت و مارتوف سردبیر آن بود. لنین در ایسکرا به خطر سانتریست‌ها وارد کارزار شد. گرایش سانتریستی هر فعالیت مستقل انقلابی و طبقاتی کارگران، و هرگونه دیسیپلین و پرنسیپ حزبی و برنامه و حرفه‌ای نوع چه باید کرد بلشویک‌ها را زیر پا می‌گذاشتند. لنین و گرایش کمونیستی را که خواهان انضباط و پرنسیپ‌های حزبی بود را با انواع دستاویزها زیر فشار می‌گذاشتند. آنان خواهان آماتوریسم اعضا و علیه حرفه‌ای بودن و رادیکال بودن حزب بودند. میانه‌‌نشینان،‌ در عمل در کنار انحلال طلبان و رفرمیست‌ها قرار گرفته و لیبرالیسم دروازه‌ها‌ی باز برای ورود هرچه بیشتر افراد بودند. آنان، مخالف حزب انقلابیون حرفه‌ای بودند. در پاسخ به همین سیاست بود که لنین در سال های ۱۹۰۱ است «چه باید کرد!» را نگاشت و در ماه مارس ۱۹۰۲ به صورت کتاب جداگانه‌‌ای به چاپ ‌رسید. این اثر، ضرورت و سازمانیابی سازمان انقلابی و سازمان انقلابیون حرفه‌ای برای پیشبرد انقلاب را پیش روی می‌گذارد.

«وظایف سوسیال دمکراتهای روس»،‌ در پایان سال ۱۸۹۷ در تبعیدگاه سیبری نگاشته شده بود و برای نخستین بار در سال ۹۸ در ژنو به صورت جداگانه به چاپ  رسید. لنین،‌ در این اثر مهم «فعالیت عملی سوسیال دمکرات ها را رهبری مبارزه طبقاتی پرولتاریا و سازمانده این مبارزه» ‌می‌شمارد. این یک مبارزه سوسیالیستی، ‌مبارزه طبقه کارگر‌،‌ علیه طبقه سرمایه‌دار، ‌انهدام طبقاتی و ایجاد جامعه سوسیالیستی اعلام می‌کند و می‌نویسد: «‌کار ما در درجه اول و بیش از همه، متوجه کارگران فابریک‌ها و کارخانه‌‌ها و کارگران شهری است. سوسیال دمکراسی روس [جنبش سوسیا‌لیستی] نباید نیروهای خود را پراکنده نماید، ‌او باید تمام فعالیت‌ خود را بین پرولتاریای صنعتی متمرکز کند که قابلیت بیشتری برای تحلیل ایده‌‌های سوسیال دمکراسی دارد و از لحاظ فکری و سیاسی و رشد بیشتری کرده است و از لحاظ تعداد و تمرکز خود در مراکز بزرگ سیاسی کشور، دارای اهمیت بیشتری می‌باشد.» (۱۷)

لنین در اواخر سال ۱۹۰۴ دوباره به ژنو بازمی‌گردند و به همراه  رفقای بلشویک خویش روزنامه بلشویکی «وپریود» یعنی به پیش!‌ را سازمان می‌دهد و در این برهه جنبش کارگری بار دیگر اوج گرفته بود. به بیان کروپسکایا «وپریود» و گرایش بلشویکی با کارگران در روسیه پیوند مستقیم داشت و ماهانه بیش از ۳۰۰ نامه از کارگران دریافت می‌شد…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *