گسترش انقلاب از راه پیوستن طبقه کارگر

اعتصابات، اعتراضات و گردهمایی های کارگری در دو هفته گذشته گسترشی قابل توجه را به خود دیدند. آن اکسیون ها، علیرغم برقراری جو شدید امنیتی در صنایع کلیدی و بزرگ، بیشتر در مناطق صنعتی روی دادند. از سوم تا 15  دیماه کارگران رسمی، ارکان ثالث و پروژه ای نفت در مناطقی نظیر عسلویه، اهواز، اراک و آبادان برای تحقق مطالبات خود اعتصاب و تجمع کردند. یک مطالبه اساسی آنها اجرای ماده ده قانون وظایف و اختیارات وزارت نفت مصوب سال ۱۳۹۱ در مجلس می باشد. آئین نامه اجرایی این قانون در سال ۱۳۹۴ تصویب شد. نفتگران خواهان اینند که این ماده فوراً و از تاریخ تصویب شده اجرا، بک پی آن نیز  پرداخت گردد. دیگر خواست های این کارگران عبارتند از حذف مالیات های افزایشی از دستمزدها، افزایش حقوق و حذف سقف تعیین حقوق ها، پرداخت فوری پاداش پایان کار بازنشستگان، ابطال اساسنامه صندوق نفت و بهبود خدمات رفاهی و درمانی. در همین چارچوب شورای هماهنگی و همبستگی کارکنان رسمی نفت در بیانیه ای که در آن فراخوان اعتصاب و گردهمایی در دهم دی ماه را دادند خطاب به مسئولین مربوطه در وزارت نفت، یعنی کسانی که کارگران و مطالباتشان را تخطئه کرده بودند، نوشتند:

یا نادان هستید و از قدرت همبستگی کارکنان صنعت نفت و گاز و پتروشیمی آگاه نیستید و یا آن چنان خودخواه و خود شیفته که نمی خواهید فریادهای آماده غرش را بشنوید.آگاه باشید که فرو ریختن کاخ های ستمگری شما نزدیک است، با دم شیر بازی می کنید، بدانید که این شیرخفته در آستانه خرد کردن استخوان های نه چندان سخت شماست، این گوی و این هم میدان ، بتازید تا بتازیم.

مبارزات این بخش از نفتگران مورد حمایت کامل کارگران ارکان ثالث و پروژه ای قرار گرفت. قسمت هایی از این تولیدگران، خود با دست زدن به اعتصاب و تجمع اعتراضی خواستار افزایش دستمزد، تامین امنیت شغلی از طریق بستن قرارداد مستقیم و دائمی با وزارت نفت و حذف پیمانکاران شدند. آنها بر سایر مطالبات مانند کوتاه کردن دست حراست و پایان بخشیدن به جو امنیتی، آزادی کارگران بازداشت شده و زندانیان سیاسی پای فشردند.

گذشته از کارگران متحد شده نفت، گاز و پتروشیمی که پیشتاز مبارزات کارگری در مقطع زمانی یاد شده بودند، تولیدگران در صنایعی نظیر ذوب آهن سپهر شرق، کارگران کارخانه پروفیل و کارگران شرکت اخوان، خواهانِ تامین امنیت شغلی و یا پیاده شدن قانون مشاغل کار سخت و  زیان آور در مرکز کاری شدند. در 15 روز گذشته تعدادی از کارگران شاغل در راه آهن قم، متروی اهواز، کارخانه لاستیک سازی خرم آباد، کارخانه سیمان آباده، شهرداری های خوزستان، شهرداری ایرانشهر، کارگران خدماتی شهرداری نیشابور، مخابرات گیلان، مجتمع تجاری اروند، مجتمع چمخاله، صنایع بسته‌بندی داروگر رشت و سیمبانان برق تهران نیز برای مطالبات گوناگون اعتصاب و اعتراض کردند.

کارگران به اصطلاح غیر رسمی، به عنوان بخشی از جمعیت معترض و انقلابی از همان 26 شهریور 1401 در خیزشی که به انقلاب کنونی منجر شده، شرکت داشته و دارند. تشکل های کارگری نیز نظیر هفت تپه، سندیکای واحد، شورای سازمانده کارگران پیمانی نفت و شورای هماهنگی و همبستگی کارکنان رسمی صنعت نفت (بازنشستگان و شاغلین) و برخی کارگران در بخش های دیگر نسبت به توحش دولتیان در مقابله با انقلابیون عکس العمل نشان دادند و از مطالبات آنان حمایت کردند.

جنگ طبقاتی کارگران متشکل و شاغل با رژیم بر سر مطالبات خود در درون انقلاب کنونی رخساری طبقاتی تر به خود گرفته است.یکی از مشکلات اساسی دست به دهان بودن کارگران، عدم امنیت شغلی، پراکندگی در سطح سراسری و ناکافی بودن آگاهی طبقاتی در بدنه طبقه کارگر می باشد. باید برای رفع موانع مذکور به طرزی هشیارانه، صبورانه و مدبرانه تدبیر کرد. پیوستن طبقه کارگر به انقلاب کنونی نه تنها مسئله سرنگونی جمهوری سرمایه داری و مستبد جمهوری اسلامی را قطعی خواهد کرد، بلکه راه استقرار نظام بعد از آن و به نفع زنان و مردان نعمت آفرین را تعیین خواهد نمود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *