گفتمان سوسیالیستی! فرصت ها و موانع!


در یک گفتگویی تلویریونی
علی دماوندی ازتلویزیون برابری  با هلمت احمدیان در یک برنامه تلویزیونی به گفتگو نشسته که در زیر این متن تلخیص و ایدیت شده این گفتگو را ملاحظه می کنید:

پرسش: گفتمان سوسیالیستی چیست و چه تفاوت های اساسی با گفتمان حاکم بر نظم کنونی دارد؟
پاسخ: گفتمان سوسیالیستی از نگاه من چکیده و جوهر آرمان های انسان های سوسیالیست و برابری طلب برای تغییر وضع موجود است. وقتی ازگفتمانصحبت می کنیم منظور بیان ساده و عملی همنگری انسان ها در پاسخ به سئوالاتی است که فرا روی توده های مردم و کارگران و همه ستمدیدگان و تهیدستان جامعه قرار گرفته است.

مثلا  پاسخ به سئوالاتی از قبیل ریشه فقر و ستم و تبعیض و خشونت و همه مصائب دیگری اجتماعی و سیاسی و مهمتر راه برون رفت و بر طرف کردن  این نابسامانی ها.

جهان سرمایه داری برای همه این نابسامانی ها و بی عدالتی ها توجیهات و توضیحات خودش را دارد و با استفاده از همه ابزارهای تبلیغی و آموزشی سعی دارد که مردم را به وضع موجود راضی نگه دارد و آنها را برای دست زدن به هر اعتراض و مبارزه ای دلسرد کند.

مذهبی ها راه حل را اگر حوالهبهشتمی کنند و مصائب اجتماعی را  باکار خدا استوقسمت همین است  توضیخ می دهند و با توجیهاتی از قبیلهمه انگشت های دست یک اندازه نیستندو…. مردم را به نداری  و فلاکتشان قانع نگه می دارند، گرایشات لیبرالی هم ایده اصلاح و بهتر شدن جامعه  را در چارچوب همان نظم موجود سرمایه داری محدود نگه می دارند.

به عنوان مثال به توجیهاتی که اکومونیست ها در جنبش کارگری، فمینیست های لیبرال در جنیش رهایی زن، ناسیونالیست ها در جنبش ملی می آورند دقت کنید. هیچیک از گفتمان های آنها به ریشه تبعیضات و ستم و استثمار که همانا نظم سرمایه داری است نمی زنند و به عکس همه تلاششان این است که توده های مردم و تهیدستان را از دست به ریشه بردن  تخت عنوانتندروی و آشوب طلبیمنع کنند. همه تلاششان این است که با تغییراتی جزیی و روبنایی مخاطبینشان را راضی نگه دارند.

گفتمان سوسیالیستی می کوشد به زبانی ساده به کارگر، به زن ستمدیده، به ملت هایی که از ابتدایی ترین حقوق خود محروم هستند و به توده هایی که از کمترین آزادی های سیاسی و اجتماعی محرومند بگوید که مبارزه ما باید نوعی باشد که به ریشه بزند و جهانی بهتر را مقدور سازد.

پرسش: راهکارهای کنونی برای برون رفت از موقعیت کنونی، برای طرح گفتمان سوسیالیستی چرا نتوانسته است علیرغم تاکید برخواست ها و مطالبات رادیکال برای تغییر به گفتمان جاری جنبش تبدیل شود؟


پاسخ: من این را بطور مطلق قبول ندارم که گفتمان سوسیالیستی نتوانسته به زبان مشترک جنبش های جاری تبدیل شود، چون همین رادیکالیسمی که شما به آن اشاره کردید، چهره اصلی و بارز همه جنبش های دور اخیر بوده است. اما می شود گفت این موفقیت نسبی، کم و کافی نیست.

دلایل این عدم رضایت و یا ضعف حداقل به دو فاکتور اصلی سرکوب و تقرقه بستگی دارد:
سرکوب شدیدتر نیروهای چپ و رادیکال توسط رژیم:
اگر جریانات مذهبی از همه امکانات دولتی و غیر دولتی برای تزریق افکار و گفتمان خود به ذهن توده ها برخوردار بوده اند، اگر جریانات رفرمیست و اصلاح طلب چه در داخل کشور و چه به کمک تریبون های خارجی توانسته اند توهم و تردید و امید کاذب را در مغز و ذهن انسان ها فرو کنند، این امکانات برای نیروهای رادیکال و چپ و بویژه کمونیست وجود نداشته و یا مطلقا تحمل نگردیده است.

تفرقه و تشتت درون چپ:

چپ ایران  اگر چه از معبارهای مرسوم  و خط بندی های گذشته فاصله گرفته و به عبارتی عینی تر به جامعه نگاه می کند، اگر چه در چند سال اخیر تمایل به انشعاب در میان نیروهای چپ کم شده و جابش را به روحیه همکاری وهمگامی داده، اما هنور ما نمی توانیم از یک همنگری کامل  در میان این نیروها صحبت کنیم.

خودمحور بینی و خود بزرگ بینی های کاذب، سکتاریسم، آلودگی به گرایشات عیر کمونیستی، ماجراجویی و نداشتن یک استراتژی روشن و …. همه این نکات هنوز در میان نیروهای چپ کمابیش عمل می کند.
پرسش: چگونه می توان بر این بحران انزوای چپ (ضعف چب)  و گفتمان رادیکال و انقلابی فائق آمد؟
پاسخ: به گمان من و به اعتبار وضعیتی که در جامعه و در درون جنبش های اجتماعی در داخل کشور وجود دارد زمان آن رسیده است که تلاشی گسترده برای ایجاد همنگری و همکاری بین نیروهای چپ  حول یک گفتمان مشترک سوسیالیستی صورت گیرد که من به چند مورد آن اشاره می کنم که می تواند این پروسه را یاری دهد:

یک: الگو قرار دادن  نحوه فعالیت فعالین چپ در جنبش های جاری در جامعه. فعالین جمبش های اجتماعی علیرغم تفاوت در نگرش های سیاسی شان در مقابل دشمن متحدتر ظاهر شده اند.

دو: کنار گذاشتن این توهم که هر یک از مامرکز عالمهستیم.  نقشه چپ ایران را دیگر نمی شود به سیاق گذشته رقم زد. چپ ایران اکنون در اشکال مختلفی فعال است. نسل جوان، رهبران عملی، نهادها و تشکلات تک مضمونی و موج وسیعی از انسان های منفرد و مستقل که هنوز دلشان در گرو رهایی و سوسیالیسم است، ولی متاسفانه از تشکل های موجود سلب اعتماد کرده و به فعالیت فردی روی آورده اند. باید دوباره اعتماد این طیف را جلب کرد.

سه: راهکار صحیح اکنون و در این شرایط این است که جنبشی فکر و عمل کرد و رشد خود را بر بستری ماکرو و اجتماعی جسنجو کرد. کنفرانس های وحدت این جریان با آن جریان اگر چه مثبت است اما جوابگو نیست.

چهار: تعریفی  یکسان حول دو محور سرنگونی انقلابی و آلترناتیو آینده داشت. یکی از محورهایی که چپ کمونیست را از لیبرال چپ ها جدا می سازد، تلاش برای سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی است. انقلاب به معنای عزم تهیدستان جامعه برای یک دگرگونی رادیکال و ریشه ای که دیگر در آن جایی برای راهکارهایی که می خواهد با تعدیل این رژیم و یا سرنگونی به کمک نیروهای امپریالیستی وجود ندارد. جمهوری اسلامی به شیوه مسالمت آمیز کنار نمی رود و فلج کردن دستگاه سرکوب آن با نصیحت و نق زدن های لیبرالی عملی نخواهد شد. پروسه سرنگونی انقلابی رژیم در عین حال ساختن پایه های گزینه سوسیالیستی را هم در خود دارد. تعاریف و تقاسیر نیروهای چپ از گزینه سوسیالیستی هم در این پروسه  صیقل می خورد و به بار می نشیند.


پرسش: چه ظرفیت هایی برای تغییر گفتمان در درون چپ ایرانچه در بخش سازمان یافته وچه در بخش منفرد آن وجود دارد؟
پاسخ: به نظر من اگر چپ ایران بتواند بر کمبودهایش فایق آید و ضرورت همکاری را از نیازهای جنبش های اجتماعی در داخل کشور بگیرد، از موقعیت به مراتب بهتری برخوردار خواهد بود.

ظرفیت ها و پتاسیل جاری کردن گفتمان مشترک سوسیالیستی در بطن مبارزه و جنبش های اجتماعی وجود دارد و باید بیش از پیش خود را با آن همراه کرد.

به چند مورد مشخص اشاره می کنم:

چپ متشکل ایران اگر قرار بود از طریق رشد طول و عرض تشکیلات هایی که شانس بیشتری دارند به حزب دربرگیرنده همه کارگران و زحمتکشان و تهیدستان جامعه تبدیل شود، که خوب می شد. . راه رشد اکنون فرق کرده است و رشد مستلزم بسترسازی ای است که در آن گفتمان سوسیالیستی در ابعادی گسترده و اجتماعی رشد و عمل کند.

چپ متشکل ایران باید الگوی بهتری از همکاری از خود به جامعه نشان دهد و تنها از این راه است که می تواند با فعالین سوسیالیست درون جنبش ها همسو و همزبان و همراه شود.

چپ متشکل ایران باید بپذیرد که جامعه تغییر کرده است و نمی تواند با همان الگوهای سنتی سابق عمل کند. از این روی باید خود را بروز کند.

چپ متشکل ایران تنها از طریق همکاری مشترک روی اشتراکات می تواند بستری مناسب حتی برای مبارزه ایدئولوژیک روی اختلافات بوجود آورد. این رویکرد نه تنها پوپولبیستی نیست، بلکه یاری رسان نیروهای موجود هم است که در راستای سیاست ها و استراتژی مورد نظرشان رشد کنند.

چپ متشکل ایران باید یاری رسان صدیق سازمان یافتگی و تشکل های توده ای جنبش ها در داخل کشور است و به جای تفرقه انداری در بین آنها، یاری رسان رشد و گسترش آنها باشد و صدای این تشکل ها  باشد.

چپ ایران باید تحزب یابی طبقاتی را به عنوان ستاد رهبری  در میان فعالین و پیشروان این جنبش ها تقویت کند.

چپ متشکل ایران به جای هیجان زدگی و آوانتاریسم باید بکوشد با شرکت و دفاع مسئولانه و فعال در جنبش های مطالباتی، آنها را از سم گرایشات راست و لیبرالی  دور کند و گفتمانی سوسیالیستی را به زبان حال این جنبش ها تبدیل کند. این پتانسیل و گفتمان را ما به وضوع در شعار خیزش های اخیر دیده ایم. نان، آزادی، اداره شورایی و الی آخر…. نمونه های آن هستند.

این رویه هاست که اعتماد سازی می کند و امید کار متشکل را در بین منفردین و مستقلین چه در تشکل های موجود و چه نهاد های تک مضمونی بیشتر می کند و از انرژی همه را، چه متشکل و چه منفرد به هم وصل کند. به گمان من ضمیمه مناسب و خوبی برای همه موارد ذکر شده وحود دارد.

پرسش: چگونه چپ می تواند در این شرایط بحران جهانی سرمایه و بن بست نظم حاکم بر جهان ما و خصوصا بن بست کامل حکومت اسلامی و قطعی شدن شورش های بزرگی نظیر دی ماه ۹۶ و ابان ماه ۹۸ و کم شدن فواصل شورش ها ، نقش مثبت و قوی و دست بالایی در جنبش اعتراضی و جهت گیری آن داشته باشد.

پاسخ: تحولاتی که شما به آن اشاره کردید باید این سئوال جدی را فراروی هر فعال چپ و کمونیستی جه متشکل و چه منفرد قرار داده باشد که در این اوضاع خطیر که امر قدرت سیاسی صورت اصلی مسئله است چه نقش و وظایقی برای تداوم و استمرار و اجتماعی کردن این خیزش های موجود و یا زیر پوست جامعه بحرانی ایران که در آن گرانی، فقر، بیکاری، کرونا مزید بر علت، ستم، تبعیض، بی آیندگی و…. بیداد می کند می تواند ایفا کند که در آن کارگران و توده های تهیدست جامعه دست بالا پیدا کنند.

مهترین نکات اگر جه بعضا ممکن است تکرار هم باشد از نظر من اینها هستند:

حمایت و شرکت فعال در جنبش های مطالباتی و تلاش برای گسترش راهکاری سوسیالیستی

اعتماد سازی و پرهیز از خود محوربینی و سکتاریسم

بر بستر این دخالتگری تلاش برای متحد کردن و همسویی در ایجاد تشکل های توده ای و تقویت ضرورت تحزب یابی در میان فعالین این جنبش ها

خننثیکردنگفتمانهایسرمایهداریوافشاومنزویکردنآنها

بکار انداختن همه ابزارهای تبلیغی برای انعکاس صدای حق طلبانه جنبش های مردمی . این مورد آخری با توجه به مجموعه امکانات تلویزیونی و میدیایی که نیروهای چپ و کمونیست در دست دارند در این شرایط اهمیت ویژه تری پیدا کرده است و باید موثرتر  از آنها بهره برد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *