گوهر عشقی حجاب از سر برداشت

این انقلاب شکوهمند هر روز صحنه هایی الهامبخش می آفریند. “بنیاد ستار بهشتی” ویدیویی از گوهر بهشتی، مادر کارگر جانباخته ستار بهشتی، را پخش کرده که در آن این بزرگوارِ شجاع حجاب از سر برمیدارد و می گوید:

“بعد از هشتاد سال برای این دینی که می‌خواهد مردم را بکشد، من این حجاب را از سرم برمی‌دارم.”‌

عمل انقلابیِ گوهر بهشتی بخشی از روسری سوزان، روسری چرخان و حضور با سر عریانِ دختران جوان و زنان در تظاهرات ها و راهپیمایی ها می باشد. مجموعه این حرکاتِ انقلابی اوجگیری مبارزات و مقاومت های مستمرِ چهل و چند ساله زنان و مردان آزاده ایرانی علیه حجاب اسلامی و اجباری است.

بعضی صاحب نظران بر این عقیده اند که حجاب اسلامی و اجباری به لحاظ ایدئولوژیک ستون خیمه جمهوری اسلامی است و بنابراین لغو آن ناممکن بوده و به معنای سرنگونی رژیم می باشد. عقیده مذکور از بیانات، فتواها، تفاسیر و موضعگیری های رهبران مذهبیِ حکومتی و در راس آنها شخص خمینی و خامنه ای و وجود قانون مجازات اسلامی نتیجه شده است. خمینی گفته که زن مسلمان باید محجبه باشد. خامنه ای هم اظهار داشته که حجاب واجب شرعی است.

نوشته اند که در قانون اساسی اشاره مستقیمی به مسئله حجاب اسلامی نشده است. اما طبق ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی و تبصرهِ آن، ظاهرشدن زنان در انظار عمومی بدون حجابِ شرعی جرم است. در اینجا یادآوریِ نکته ای لازم می باشد و آن اشاره به یک حکم و یا فتوای مهم خمینی می باشد. او به کرات اظهار نظر کرده که حفظ حکومت اسلامی واجب ترینِ واجبات بوده و به خاطر آن می توان نماز و روزه را تعطیل کرد. بنابراین برای رژیمِ فرصت طلبی که دروغگویی را تقیه نامیده و مجاز شمرده، در صورت به خطر افتادن حکومت، کنار آمدن با لغو  ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی، به لحاظ ایدئولوژیک ممکن خواهد بود، اما سیاستِ حجاب اجباری تنها یک امر ایدئولوژیک نیست، بلکه یک ابزار مهم سیاسی در سرکوب زنان و از طریق آنان جامعه است.

سیستم سرمایه داری و از جمله حکومت اسلامی نیاز دارد که زن شهروند درجه دو باشد. جمهوری اسلامی به عنوان یک رژیم سرمایه داری و علناً دیکتاتور، رسماً و قانوناً رژیمی مردسالار و زن ستیز می باشد و این نیاز سرمایه و حکومتش را با عادات، سنن، آموزش، قانون و پلیس، تامین کرده و می کند. خمینی در 16 اسفند 57 با صدور فتوای ضرورت پوشش اسلامی در وزارتخانه ها و ادارات فرمان سرکوب زنان را صادر کرد و همین امر شروع رسمی سرکوب سیستماتیک انقلاب 57 بود. این اولین حمله سازمانیافته و همه جانبه رژیمِ تحمیل شده به مردم ایران علیه زنان بود. از آن ببعد سرکوب سیستماتیک زنان و محدود کردن شدید حقوق آنان در دستور کار اُرگان های متعدد سرکوب جمهوری اسلامی بوده و از این راه سرکوب همه شهروندان عملی شده است.

یکی از مطالبات انقلاب شکوهمند کنونی، تامین حقوق زنان، طبق آخرین استاندارد های بدست آمده در جهانِ پیشرفته می باشد. لغو حجاب اجباری و برچیدن گشت ارشاد گامی در جهت تحقق این مطالبه اساسی به حساب خواهد آمد. اگر سران رژیم و مخصوصاً غیرمعمم هایشان به این نتیجه برسند که با پافشاری بر حفظ پوشش اسلامی در خطر سقوط قرار خواهند گرفت دست کشیدن از حجاب اجباری برایشان ممکن خواهد بود. انقلابیون اگر در چنان شرایطی قرار بگیرند تحقق مطالبه سرنگونی جمهوری اسلامی برایشان در دسترس تر خواهد بود. بنابراین لازم است بر کوره انقلاب بیشتر دمیده، آتش آنرا تیزتر کرده و گور کردن رژیم را تسریع کنند.

فرستادن جمهوری اسلامی به زباله دان تاریخ باید گام نخست در استقرار جامعه ای باشد که در آن تامین حقوق و آزادی زنان و برابری کامل زن و مرد یک نیاز پایه ای در استقرار جامعه ای سوسیالیستی و لاجرم احتیاجی اساسی در ریشه کن کردن بهره کشی فرد از فرد خواهد بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *