ابعاد جنایت جمهوری اسلامی مردم حق طلب را مرعوب نکرده است

پس از گذشت حدود ۵ هفته از خیزش آبان 98 هنوز جمهوری اسلامی حاضر نشده است که آماری در مورد شمار جانباختگان منتشر کند. اما پنهانکاری در این مورد بیهوده است و حقیقت از هزار شکاف سر بیرون خواهد آورد. خبرگزاری رویترز روز دوشنبه دوم دی‌ماه ۹۸ برابر با ۲۳ دسامبر، در یک گزارش اختصاصی به نقل از مقام‌های رسمی ایران که خواسته اند نامشان فاش نشود، خبر از کشته شدن حدود 1500 نفر در جریان خیزش  آبانماه داده اند.

در این گزارش آمده است: در شامگاه روز یکشنبه ۲۶ آبان، در دومین روز اوج گرفتن اعتراض‌هایی که با گران شدن بنزین آغاز شد، خامنه‌ای با مقام‌های ارشد امنیتی، حسن روحانی و تعدادی از اعضای کابینه او دیدار کرده است. رویترز به نقل از سه مقامی که نزدیک به حلقه اطراف خامنه ایی توصیف شده‌اند، گزارش داده است که در آن جلسه وی از شیوه برخورد با ناآرامی‌ها انتقاد کرده و از سوزاندن تصویر خود و خراب کردن مجسمه‌ای مربوط به  خمینی، “خشمگین” بوده است. به گزارش رویترز او در این جلسه گفته است: “جمهوری اسلامی در خطر است. هر کاری لازم است برای پایان دادن به اعتراضات انجام دهید.” رویترز می گوید: سه مقام وزارت کشور ایران به این خبرگزاری گفته اند: در جریان خیزش آبانماه حدود 1500 نفر کشته شده اند. مطابق این گزارش 17 تن از جانباختگان کودک و 400 تن زن بوده اند. رویترز تاکید می کند دو نفر از مقام‌هایی که آمار کشته‌شدگان را در اختیار این خبرگزاری گذاشته‌اند، گفته‌اند که این ارقام را بر اساس اطلاعات جمع‌آوری شده از نیروهای امنیتی، قبرستان‌ها، بیمارستان‌ها و پزشکی قانونی به دست آورده‌اند.

این خبرگزاری هم چنین اضافه می کند که علاوه  بر این سه منبع نزدیک به حلقه اطرافیان خامنه‌ای، یک مقام دیگر نیز صدور دستور رهبر جمهوری اسلامی درباره سرکوب اعتراض‌ها را تایید کرده‌اند. در ادامه همین گزارش آمده است که: دفتر سخنگوی دولت ایران حاضر نشده درباره انتساب دستور سرکوب به رهبر ایران اظهار نظر کند و نمایندگی ایران در سازمان ملل هم به درخواست رویترز برای واکنش به این گزارش پاسخی نداده

است. سه منبع رویترز گفته اند، خامنه‌ای از خشم کارگران و طبقه ضعیف جامعه در شهرهای کوچک به شدت نگران بوده است؛ لایه‌های اجتماعی با درآمدی بسیار اندک که زمانی ستون و پشتیبان جمهوری اسلامی بودند. گزارش رویترز به اظهارات چندین مقام دیگر استناد می‌کند، حاکی از اینکه: “اگر ناآرامی‌ها سرکوب نمی‌شد، آن وقت مردم برای اعتراضات آینده تشویق می‌شدند”. بنا بر همین گزارش، خامنه‌ای خطاب به مقام‌ها و کارگزارانی که در دفتر او جمع بودند گفته است. “در صورتی که در اسرع وقت به اعتراضات خاتمه داده نشود، او آنها را مسئول پیامدهای آن خواهد دانست.” جمعی که در آن نشست در بیت خامنه‌ای حضور داشتند به اتفاق معتقد بوده‌اند که تظاهرکنندگان به دنبال سرنگونی جمهوری اسلامی هستند.

انگیزه انتشار این خبر از جانب مقاماتی که نخواسته اند نامشان فاش شود، هرچه باشد، این واقعیت آشکار است که خامنه ایی و حلقه اطرافیان او از خیزش آبانماه وحشت زده شده اند و در عین حال با اقدامات جنایتکارانه خواسته اند جامعه را نیز وحشت زده کنند.

اگر بپذیریم که هدف جمهوری اسلامی از این اقدامات  مرعوب ساختن کل جامعه بوده است، به همان اندازه هم روشن است که رژیم در این مورد با شکست روبرو شده است. شاهد این واقعیت هم، وضعیت جامعه طی یک ماه اخیر است. به همان اندازه هم روشن است که رژیم در این مورد با شکست روبرو شده است. اگر نخواهیم لیست طولانی اعتراضات یکماه گذشته بعداز خیزش آبان را مرور کنیم که شامل دهها مورد، اعتصاب، تجمع ، تظاهرات، تحصن، صنفی و سیاسی بوده اند، نگاهی به رویدادهای تنها دو روز گذشته، کافی است تا نشان دهد که اگر جمهوری اسلامی تصور میکند با کشتار 1500 نفر و بازداشت 7000 نفر جامعه ایران را به سکوت و تمکین واداشته است، تا چه اندازه به خطا رفته است:  اعتصاب کارگران شهرداری مریوان، تظاهرات در دفاع از کولبران در همین شهر،ازسرگیری اعتراضات کارگران هپکو، تجمع مالباختگان موسسه کاسپین، تجمع کارگران پیمانکاری چادرملو و چند اعتصاب و تجمع کارگری دیگر، اعتصاب و تحصن سراسری معلمان در چندین استان ایران، تجمع بازنشستگان در برابر مجلس اسلامی و غیره، همگی در دو روز روی داده اند. به عنوان یک نمونه دیگر، از هم اکنون به فراخوان مادران داغدار، در بسیاری از نقاط ایران، مردم خود را برای مراسم های بزرگداشت یاد جانباختگان آبانماه در روز پنجشنبه 5 دیماه آماده می کنند. واقعیت این است که جمهوری اسلامی از دست چنین مردمی با چنین اراده ای رهائی نخواهد یافت. اما اگر این رژیم در مرعوب ساختن جامعه توفیق نیافته است، در مقابل با دست زدن بی پروا به چنین کشتاری ، رابطه خود را با اکثریت مردم این جامعه وارد فاز جدیدی کرده است. در این فاز جدید دیگر جائی برای فریب و دوروئی باقی نمانده است. دو طرف در دو جبهه نبرد، بدون هیچ توهمی نسبت به همدیگر صف آرایی کرده اند.

گستردگی ابعاد کشتار آبانماه نشان داد که رژیم در مصاف با مردم شمشیر را از رو بسته است. از اینرو مردم نیز برای پیروزی در این نبرد و اجتناب از تلفات بیشتر، به درس گرفتن از آنچه که گذشت، به کسب آمادگی بیشتر،به بکارگیری  ابزارهای کاراتر، به تکامل تاکتیکهای مبارزاتی شان، نیاز دارند. زیرا تا پدید آمدن وضعیتی که در آن باید تعرض نهائی را برای سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی و تصرف قدرت سیاسی سازمان داد، هنوز گامهای دیگری در پیش است . از این پس زمان و مکان نبرد را نباید دشمن تعیین کند، رویاروئیهای زودرس را نباید جمهوری اسلامی به مردم تحمیل کند. دشمن را در عرصه های متعدد باید درگیر و خسته کرد و همزمان  قوت روزانه مردم را هم از چنگالش بیرون کشید. آنچه که در 5 هفته گذشته و به دنبال خیزش آبانماه شاهد آن بوده ایم، نشان از پختگی مردم مبارز و تکامل روندی است که در ادامه آن سرانجام جمهوری اسلامی به زانو  درخواهد آمد.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

WordPress Image Lightbox Plugin