کولبری، جان در برابر نان

 

باردیگر دو انسان دیگر، این بار دو برادر نوجوان 14 و 17 ساله در کوهستانهای کردستان، قربانی شرایط ظالمانه ای شدند که رژیم جمهوری اسلامی بر مردم این منطقه و بر همه ایران تحمیل کرده است. داستان جانباختن “آزاد و فرهاد خسروی”، قلب هر انسان شریفی را به درد می آورد. روز 26  آذرماه، فرهاد چهارده ساله به همراه برادرش، آزاد ۱۷ ساله و تعدادی دیگر از کولبران در گردنه‌های تته‌ی مریوان در میان برف و سرما گیر می‌افتند؛ فرهاد، در همان دقایقِ اولیه که سرمای مرگ آور هجوم می‌آورد، کتش را درمی‌آورد و تن برادرش آزاد، که از پا افتاده بود، می‌کند و می گوید: “می روم کمک بیاورم”. اما فرهاد خود مغلوب سرما و بوران می شود و هر گز بر نمیگردد. همان روز جنازه بی جان “آزاد” پیدا می شود و از سرنوشت “فرهاد 14” ساله خبری نمی رسد. هزاران نفر از مردم مریوان و اورامانات نزدیک به چهار شبانه روز کوهها و دره های این منطقه را جستجو می کنند تا سرانجام جسد بی جان “فرهاد” را  با مشتهای گره کرده پیدا می کنند.

مراسم خاکسپاری فرهاد خسروی،در روستای “نیه”، به اعتراض هزاران نفر از مردم بر علیه جمهوری اسلامی تبدیل شد. مردم خشمگین در حالیکه قرصهای نان در دست داشتند، بر علیه رژیمی که انسانها را در شرایطی قرار داده است برای تهیه نان بخور و نمیر جان برکف، در نبردی نابرابر به جنگ  پاسداران گردنه بگیر و طبیعت سرکش بروند، شعار می دادند.

این اولین دو برادری نبودند که قربانی به دست آوردن  نان به بهای جان می شدند. روز دوشنبه 22 مهرماه پاسدازان رژیم اسلامی، کاروانی از کولبران را در کوهستان قندیل به رگبار بستند و دو برادر به نامهای “رحمان مرادی” و “صدیق مرادی” را به قتل رساندند. بر طبق آمار انتشار یافته از سوی شبکه اجتماعی “کولبر نیوز”، از ابتدای سال جاری شمسی تا به امروز 73 زحمتکش کولبر مورد اصابت گلوله پاسداران قراگرفته و جان باخته اند. طی همین مدت 173 تن نیز به سختی زخمی شده اند.

بیکاری گسترده و رو به افزایش جوانان و مردم تهیدست مناطق کردنشین غرب ایران، باعث شده است تا شمار کثیری از مردم فقیر شهرها و روستاهای این مناطق با هدف دستیابی به کارهای فصلی به مناطق دیگر ایران مهاجرت کنند. اینان همچنین وقتی به کردستان بر می گردند، ناچار هستند به مشاغلی از قبیل دستفروشی در شهرها و کولبری در مرزها روی آورند. در میان کولبران از نوجوانان 12 ساله تا پیرمردان 70 ساله به چشم می خورند. علاوه بر این زنان سرپرست خانواده و جوانان تحصیلکرده بیکار نیز شمار قابل توجهی از کولبران را تشکیل می دهند. اکثر گذرگاه های مرزی از سلماس تا اورامانات محل عبور زنان و مردان، جوانان و نوجوانانی است که در یک بازی واقعی با مرگ برای امرار معاش درگیر هستند. کولبری از دید جمهوری اسلامی جرم است، از اینرو هر روز شماری از این زحمتکشان بیدفاع به کمین دسته هایی از مزدوران سپاه و نیروی انتظامی می افتند و همانند دشمن در میدان جنگ با آنان رفتار می شود.آنان آماج تیراندازی مستقیم قرار می گیرند و ادامه زندگی را وثیقه یافتن لقمه نانی قرار می دهند.

فصل زمستان و سرمای جانسوز رشته کوه های زاگرس، کار در شب و عبور از میان ملیونها مین به جا مانده از جنگ ویرانگر ایران و عراق و کمینگاه های راهزنان و باجگیران سپاه پاسداران و نیروی انتظامی که هر شب با کشتن کولبری، چراغ کورسوز امید خانواده فقیری را خاموش می سازند، محیط کار و شرایطی را که کولبران در جستجوی لقمه نانی به کار در آن تن در می دهند، تشکیل می دهد. کولبران با وجود همه این مخاطرات ناگزیر بخشی از دستمزد ناچیز خود را به عنوان باج عبور به مرزبانان رژیم اسلامی می پردازند. علاوه بر این گذرگاههائی هم در خاک کردستان عراق هستند که  در آن نیروهای مسلح احزاب سیاسی مخالف رژیم راه را بر کولبران می بندند و آنها نیز به ناروا سهمی از درآمد ناچیز کولبران را تصاحب می کنند.

کولبرانی که به کارحمل محموله در نوار مرزی مشغول اند، در واقع نیروی کار مزدی، تجار و دلالانی هستند که با دفتر و دستکی که در شهرها و روستاها مرزی دارند، اجناسی را از یک نقطه مرزی روانه و یا دریافت می کنند و بالاترین منفعت ها را بی آنکه هیچ خطری تهدیدشان کند به جیب می زنند و مزد ناچیزی به کولبران می پردازند.

جلوگیری از کشتار هر روزه کولبران  و ایجاد کار مناسب برای آنان، به گونه ای که ناچار نباشند به این کار سخت و پر مخاطره تن در دهند، یک خواست حداقل و انسانی است.چنین خواستی با تداوم مبارزه پیگیر و متحدانه مردم کردستان و سایر نقاط ایران علیه رژیم جمهوری اسلامی قابل تحقق است. طی سالهای گذشته شهرهای مرزی کردستان بارها صحنه اعتراضات مردم علیه کشتار کولبران بوده اند. بارها تحت تأثیر این اعتراضات عمومی و به یاری شبکه های اجتماعی و رسانه ها، توجه افکار عمومی به پدیده کولبری و درد و رنج کولبران جلب شده است. امروز در شرایطی که کشتار کولبران همچنان ادامه دارد، مردم کردستان نباید در مقابل این جنایت و زورگویی آشکار رژیم جمهوری اسلامی دست روی دست بگذارند. مردم مبارز کردستان که در آبانماه امسال، همراه با مردم سراسر ایران بر علیه شرایط فلاکت باری که رژیم جمهوری اسلامی بر اکثریت مردم این جامعه تحمیل کرده است، بپاخاستند، اکنون نیز نباید نسبت به کشتار کولبران بی تفاوت باشند. صحنه جسورانه تظاهرات مردم شهر و روستاهای مریوان، در روستای “نیه”، آنهم چند هفته بعد از کشتار در این شهر، که رژیم تصور میکرد مردم را مرعوب کرده است، میتواند سرمشق اعتراضات در دیگر شهرهای کردستان باشد. تنها با آمدن به خیابان ها و اعتراضات و اعتصابات  متحدانه است که می توان رژیم اسلامی را وادار کرد تا از تعرض به جان و مال کولبران دست بردارد.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *