گرامیداشت روز کومه له

گرامیداشت روز کومه له در مقر مرکزی کومه له در کردستان عراق و در تعدادی از کشورهای جهان در ماه فوریه 2020 برگزار شد. آنچه در زیر ملاحظه می کنید متن خلاصه شده ای از سخنان حسن شمسی در استکهلم است.

خلاصه‌ای از متن سخنرانی  حسن شمسی در روز کومه له فوریه ٢٠٢٠

مهمانان گرامی، نمایندگان احزاب و سازمانهای سیاسی، رفقای عزیز

با درود و تشکر از شرکتتان در مراسم پنجاهمین سالگرد تأسیس کۆمەڵە.

در ابتدابه این مناسبت اجازه دهید همچنین گرامی بداریم یاد عزیز همه جانباختگان کۆمەڵە و حزب کمونیست ایرن و همه جانباختگان راه آزادی و سوسیالیسم و درمیان آنان محمد حسین کریمی را که درسال  ٧ ٥  در چنین روزی جان باخت و این روز به نام “روز کومه له” نامگذاری شد. درود بفرستیم به خانواده‌های سرافرازشان و تجدید پیمان کنیم که ادامه دهنده راه جگرگوشگانشان هستیم.

درود های بی پایان مان را نثار همه زندانیانی سیاسی در سراسر ایران کنیم که به جرم دفاع از حقوق خود و مقاومت در برابر قوانین ارتجاعی به سیاه چالهای رژیم افتاده اند. دیر نیست آنزمان که درِ زندان ها را بشکنیم و آنان را در آغوش بگیریم. گرامی بداریم یاد بیش از ١٥٠٠ تن از جانباختگان خیزش آبان ماه و ١٧٦ نفر از قربانیان سرنگون کردن هواپیمای اکراینی را.

به رسم مراسم روز کومه له از این فرصت استفاده می‌کنم و به طور خلاصه به بخشی از مهمترین رویدادها و تحولاتی می پردازم که در یکی دوسال گذشته در جهان و منطقه روی داده است.

از نظر ما عامل اصلی اکثر این تحولات، تعمیق و تداوم بحران اقتصادی نظام سرمایه داری است که تبعات آن در هر جایی به شکلی خود را نشان داده است. در نتیجه اجرای سیاست های نئولیبرالی مراکز مالی جهانی از سوی دولت ها در یکی دو سال گذشته، اکثریت عظیمی از توده های مردم دنیا فقیرتر و گرسنه تر و تعداد کمی بسیار غتی تر شده اند. بنا به گزارش آکسفام در سال گذشته ثروت ٢١٥٣ میلیاردر دنیا بیش از ثروت چهار میلیارد و ششصد میلیون انسان در دنیا بوده است. این ستم و نابرابری دلیل اصلی اعتراضات و تظاهرات های توده‌ای در اکثر کشورهای دنیا بوده است.

در رابطه با ایران می‌دانیم که اوضاع معیشتی اکثریت مردم ایران روز به روز وخیم تر شده است. گرچه دلیل اصلی آن همان بحران جهانی نظام سرمایه داری جهانی است، اما ساختار سیاسی و اقتصادی رژیم فاسد ودزد و دروغگوی بر شدت بحران افزوده است. اینک اقتصاد رژیم در آستانه ورشکستگی است و بیکاری و فقر بیشتری به مردم تحمیل شده است. بنا به اطلاعیه کارگران نیشکر هفت تپه در حالی که حداقل دستمزد کارگران زیر دو میلیون می‌باشد، خط فقر برای یک خانواده متوسط  بیش از ٩ میلیون تومان است. این به معنای زندگی پنج مرتبه زیر خط فقر می باشد. این وضعیت زیاد مربوط به  تحریم های آمریکا هم نیست. زیرا قبل از آن و زمانی که در آمد ٦٠ میلیاد دلاری از فروش نفت نیز داشتند، فقر و گرسنگی حاکم بود. با این وجود تحریم ها جنایت کارانه است. زیرا دود آنها مستقیمأ به چشم توده های مردم کارگر و تهیدست جامعه رفته است. هرچند دست و بال رژیم از صرف هزینه‌های کلان برای اجرای سیاست های ارتجاعی توسعه طلبانه اش را نیز کوتاه کرده است.

اگر بخواهیم وضعیت جمهوری اسلامی را بررسی کنیم باید گفت که در موقعیت بسیار ضعیفی قرار دارد و از چند طرف تحت فشار است:

١- از آنجا که به لحاظ اقتصادی در بحران عمیقی گرفتار آمده، پاسخی جز تحمیل فقر و فلاکت بیشتر برای هیچ یک از مطالبات مردم ندارد و راه چاره‌ای برای عبور از این وضعیت پیش روندارد. بودجه استقامتی روحانی را اگر بررسی کنیم معنایی جز تداوم و گسترش فقر و بیکاری از آن نمی‌توان برداشت کرد.

٢- سیاست های ارتجاعی، توسعه طلبانه و جنگ افروزانه رژیم در منطقه که یکی از پایه‌های استراتژی بقایش هست و تا کنون صدها میلیارد دلار از ثروت  و سامان مردم ایران را برای آن خرج کرده است شکست‌ خورده است. اینک رژیم از جانب دولت های ابرقدرت سرمایه داری برای دست برداشتن از این دخالت گری ها تحت فشار است. یکی از شروط آمریکا برای رفع تحریم ها همین است. درمقابل این فشارها جمهوری اسلامی در برابر این فشارها راهی به جز تسلیم ندارد. جاروجنجال و تحریکات و ماجراجوئی های نظامی اینجا و آنجای رژیم نیز برای کسب امتیاز برای میز مذاکره است. که البته خریداری نداشته است، اما اینک هم آمریکا و بقیه دولت ها و هم خود رژیم اسلامی در فکر پیدا کردن راهی هستند که نوشیدن جام زهر تسلیم در مقابل آمریکا و عقب نشینی از منطقه را برای رژیم گواراتر کنند و منجر به خیزش توده‌ای و سرنگونی رژِیم نگردد.

٣-  سیاست تشکیل باصطلاح جبه مقاومت و هلال شیعه به ویژه در عراق و لبنان وسوریه دقیقأ در مناطق شیعه نشین این کشورهای با مقاومت و مبارزه توده های مردم ستمدیده و فقرزده مواجه شده است. مردم عراق دخالت های جمهوری اسلامی را عامل بدبختی‌های ١٧ ساله خود و بزرگترین خطر برای خیزش مترقیانه چهار ماه و نیمه خود می دانند. نوک تیز شعارهایشان در اعتراضات علیه جمهوری اسلامی است.  اگر زمانی جمهوری اسلامی برای اعزام به قول خود شان یک میلیون نفر به کربلا فخر فروشی می کرد، تا کنون چندین بار کونسولگری ها و دفاتر رژیم و نیروهای عراقی متمایل به رژیم در نجف و کربلا و بصره و ناصریه از جانبت توده های مردم معترض به آتش کشیده شده است. رژیم اسلامی و جریانات ارتجاعی وابسته به آنرا عامل فساد و دزدی ثروت و سامان خود می دانند.  برای کشته شدن قاسم سلیمانی به رقص و پایکوبی پرداختند وشیرینی پخش کردند. جمهوری اسلامی بنا به ماهیت ارتجاعی و ضد مردمی خودش از آغاز این جنبش اعتراضی مترقی مردم عراق، با آن به دشمنی پرداخته است و با  کشتار، ترور، انفجارات و ربودن فعالان سیاسی برای به شکست کشاندن این جنبش تلاش نموده است.

در سوریه نیز که جمهوری اسلامی چهل سال است برای باز کردن جا پایی به رژیم اسد باج می پردازد، نیروها و پایگاه هایش مرتبأ از سوی اسرائیل مورد حمله قرار می‌گیرد و از دست رژیم کاری ساخته نیست. روسیه نیز به عنوان پیروز جنگ جنایت کارانه سوریه، جمهوری اسلامی عامل بی ثباتی سوریه می داند و می‌خواهد دست رژیم را از سوریه کوتاه کند و به این ترتیب آن صدها میلیارد دلاری که جمهوری اسلامی از ثروت مردم ایران در این راه خرج کرده ، هدر خواهد شد.

٤- جمهوری اسلامی در عرصه بین‌المللی نیز وضع بدی دارد نه تنها آمریکا بلکه دولت های اتحادیه اروپا و حتی روسیه و چین نیز رژیم را برای انجام تعهداتش در برجام و به ویژه امضای پیمان های بین‌المللی ازجمله پالرمو ئ  FATF در رابطه با ممنوعیت پولشویی و حمایت از تروریسم تحت  فشار گذاشته اند.

٥- اما موج خیزش های توده‌ای در داخل ایران که مرتبأ با فاصله کمتر و شدت بیشتر روی می دهند، مشکل و نگرانی اصلی رژیم است.  خیزش دیماه ٩٦ و آبان امسال نقطه عطف هایی در مبارزات مردم به حساب می آیند.  زمینه این خیزشهای اجتماعی، تداوم اعتراضات و اعتصاب های کارگری، رانندگان کامیون، زنان، معلمان، بازنشستگان و میلیونها جوان عاصی و بیکار حاشیه نشین و مطالباتشان می باشند. در همه این اعتراضات زنان مبارز و ستمدیده بیباکانه و بدون ترس از زندان و شکنجه مرگ، در صف اول اعتراضات صدایشان رساتر از صدای مردان هم شنیده می شود.

حضار گرامی! خیزش آبان ماه در شرایطی روی داد که موج اعتراضات توده های مردم ایران علیه فقر و گرسنگی در کشورهای مشابه در جریان بود. رژیم می‌دانست این اعتراضات به ایران نیز خواهد رسید. می‌دانست با گران کردن قیمت بنزین که رژیم به پولش احتیاج داشت، اعتراضات برپا می شود. از این نظر با برنامه قبلی خود را برای سرکوب خونین با هدف ایجاد جو وحشت و ارعاب به منظور جلوگیری از تکرار خیزشی که در کشورهای عراق، لبنان، الجزایر، شیلی و غیره روی داده بود، آماده کرده بود. نیروهای مزدور رژیم اسلامی با شلیک مستقیم به سر وسینه مردم بیش از ١٥٠٠ انسان را کشتند و هزاران نفر را مجروح و بیش از ٨٠٠٠ نفر را دستگیر کردند. این جنایت ها شکاف و دشمنی مردم با جمهوری اسلامی را بیشتر کرد.

اما عکس‌العمل مردم آنقدر سریع و گسترده بود که یکباره بیش از ١٥٠ شهر را دربر گرفت و خود رژیم را به وحشت مرگ انداخت و نشان دادن چه تحولات عظیمی در راه است. این حرکت مردم به جان آمده، تناسب قوا را به نفع جبهه مردم تغیر داد و پیام پایان عمر نکبت بار رژیم را  به سرانش داد و راه را برای تکرارخیزش بعدی هموار ساخت.  سرکوب هدف رژیم را برآورده نکرد و موجب ترس مردم نشد. زیرا به فاصله کوتاه پس ازآن کارگران و مردم مبارز با ادامه اعتصاب و برپایی تجمعات و دادن بیانیه و برپایی تظاهرات روز دانشجو و سربلند کردن جنبش چپ و رادیکار دانشجویی و اعتراضات به سرنگونی هواپیمای اکراینی نشان دادند که سرکوب وحشیانه رژیم دیگر کارایی آنچنانی ندارد. آنان با اعتراضات خود مانع از آن شدند که رژیم از تابوت گردانی قاسم سلیمانی برای کم‌رنگ کردن خیزش دیماه و روز دانشجو بهره برداری کند. چنانچه بهبود جدی در اوضاع معیشتی مردم ایجاد نگردد، مطمئنأ در آینده نزدیک شاهد خیزش توده‌ای قوی‌تر و انقلابی تر خواهیم بود. این‌ها به ما می‌گویند که شاهد نزدیک شدن جامعه ایران به مرحله انقلابی هستیم.

از سوی دیگر اگر خیزش دیماه به عنوان یک نقطه عطف با شعار” اصلاح طلب اصولگرا دیگه تمومه ماجرا” به سلطه گفتمان اصلاح طلبی خاتمه داد، خیزش آبان ماه نیز با شعار “مرگ بر جمهوری اسلامی” توهمی را که بعضی جریانات در داخل و خارج اشاعه می‌دهند که گویا ممکن هست از راه  گذار مسالمت آمیز و رفراندم و نامه برای استعفای خامنه ای و یا صندوق رأی رژیم را عوض کرد، بی‌اعتبارتر نمود. دررابطه با نمایش انتخاباتی که قرار است روز جمعه در ایران برگزار شود، با توجه به کشتار دیماه امسال  و اشرار نامیدن مردم،  التماس و درخواست خامنه ای و روحانی و بقیه کار بدستان رژیم از مردم برای رفتن پای صندوقهای رأِی با هدف نشان دادن پایگاه توده‌ای جعلی رژیم از سالهای سابق هم پررویانه تر است.  صحبت های روحانی در٢٢ بهمن در رابطه با اینکه دلیل بروز انقلاب در سال 57 این بود که انتخابات آزاد در زمان شاه نبوده، تنها برای گرفتن امتیاز از جناح رقیب نیست. بلکه نگرانی واقعی است از فروپاشی حکومت.  در چنین شرایطی کسانی که برای مشروعیت بخشیدن به رژیم کشتار و جنایت مردم را با آمدن پای صندوق های رأی تشویق می‌کنند و یا رآی می دهند، به عنوان عاملان رژیم در میان مردم  رسوا خواهند شد.

در رابطه با کردستان ایران، باید گفت که: کردستان همیشه مرکزی برای مبارزه علیه جمهوری اسلامی جهت تحقق حقوق و مطالبات مردم بوده است. همزمان در سطح سراسری در ایران نیز همراه و پشتیبان جنبشهای توده های مردم بوده و عقب نمانده. جمهوری اسلامی همواره پاسخ مطلبات مردم کردستان  را با یورش و سرکوب و کشتار داده است. به این دلیل مردم کردستان و به ویژه فعالان جنبش انقلابی کردستان نیز هیچ فرصتی را برای اعتراض و مبارزه علیه رژیم از دست نداده اند. از برپایی اعتراض و تظاهرات علیه کشتن فعالان محیط زیست توسط رژیم اسلامی، تا برپایی اعتصاب عمومی در سراسر کردستان و شرکت در اعتصابات سراسری معلمان و رانندگان کامیون در ایران، حمایت و پشتیبانی از اعتصاب و مبارزات کارگران هفت تپه و فولاد اهواز و غیره.

این نمونه‌ها نشان می‌دهند که چه ظرفیت و پتانسیل بالای در جنبش انقلابی کردستان موجود است. این موقعیت ویژه و درس ها و  تجارب جنبش انقلابی کردستان در شرایط سیاسی کنونی ایران می‌تواند در جهت تقویت جنبش های اجتماعی و اعتراضی در سطح سراسری مفید و مؤثر باشد. در شرایط کنونی لازم است کومه له و حزب کمونیست ایران همه توان و امکانات خود را در جهت گسترش اعتراضات و اعتصابات کارگری در کردستان و سراسر ایران به کار گیرد. ایجاد پیوند میان مبارزات جنبش انقلابی کردستان با  سطح سراسری و تلاش برای ایجاد آلترناتیو سوسیالیستی با افقی روشن و از طریق پاسخ انقلابی به معضلات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، یکی از وظایف اصلی ما است. البته این امر خود فاکتور و تضمینی برای پیروزی جنبش انقلابی کردستان نیز خواهد بود.

به این منظورتلاش برای تقویت موقعیت کومه له در رهبری جنبش انقلابی کردستان از طریق ایجاد پیوند عمیق‌تر با کارگران و مردم زحمتکش کردستان باید امر روزانه فعالین ما باشد. تا بتوانند با دفاع از منافع آنان مهر خود را بر تحولات اجتماعی بکوبند و مانع به انحراف کشاندن این جنبش شوند. تنها درصورت به میدان آمدن کارگران و توده مردم زحمتکش آگاه و متشکل که بیشترین آزار ستم ملی را آنان متحمل می شوند، می‌توان به  آزادی و دمکراسی واقعی دست یافت و راه حل سوسیالیستی برای محو ستم ملی یعنی دستیابی به حق تعیین سرنوشت برای مردم کردستان تأمین گردد.

یکی یگر از وظایف روتین کومه له و همه فعالین چپ و کمونیست درکردستان، تلاش برای جا انداختن حاکمیت شورایی به عنوان آلترناتیو سوسیالیستی در برابر حاکمیت پارلمانی بورژوایی است. فکر ضرورت ایجاد شورا در هر محله و شهر و روستا و محل کار آنگونه که در برنامه کومه له برای حاکمیت شورایی آمده، باید از همین حالا به میان مردم کارگر و زحمتکش برود و شوراها را تشکیل دهند. شورا برای شرایط کنونی ابزار مبارزه است و پس از پیروزی هم ابزار حاکمیت مردم در اداره جامعه خواهد بود. نباید اجازه داد احزاب سیاسی به جای شوراها حاکمیت را در دست گیرند. این به معنای عدم دخالت احزاب در مسائل سیاسی و سرنوشت جامعه نیست بلکه مکانیزم دخالت آنها باید از کانال شوراها باشد. همکاری و تقارب همه نیروها و انسان های چپ و کمونیست در اینجا موضوعیتش بیشتر نمایان می شود.   

نکته مهم دیگر اینکه در خیزش توده‌ای آبان ماه در اکثر شهرهای کردستان مردم به جان آمده همراه مردم در سایر نقاط ایران، در برابر جنایت و کشتار رژیم اسلامی صحنه‌های با شکوهی از مقاومت و فداکاری از خود نشان دادند. متأسفانه تعداد زیادی از آن‌ها با گلوله مزدوران رژیم جان باختند. این بدان معنا است که مردم مبارز کردستان می‌دانند که برای رهایی از شر جمهوری اسلامی باید در خیزش انقلابی و سراسری  مردم ایران برای سرنگونی جمهوری اسلامی مشارکت فعال داشته باشند. در چنین شرایطی احزاب ناسیونالیست کردستان متشکل در” مرکز همکاری نیروهای کرد”، پس از آنکه سال ها به دنبال این توهم بودند که آمریکا رژیم اسلامی را ساقط  خواهد کرد و سناریوی عراق برای آنها تکرار می‌گردد، که نگردید، در انتظاردور دیگری از گفتگو با کارمندان دون پایه اطلاعات رژیم برای سازش بودند. رژیمی که از نظر مردم کردستان هیچ‌گاه مشروعیتی نداشته و پرونده چهاردهه حاکمیت مملو از کشتار و جنایت درکردستان و ایران را زیر بغل دارد. رژیمی که به پایان عمرش نزدیک می شود. این مسئله نشان داد که  رهبری این احزاب  تا چه اندازه با خواست و مطالبات مردم انقلابی کردستان بیگانه هستند. درمقابل آن موضع و استراتژی کۆمەڵە که معتقد است تمام مردم ستمدیده کردستان، ایران و منطقه تنها با نیروی مبارزاتی خود نجات می یابند تا چه اندازه با مصالح و منافع کارگران و مردم زحمتکش همخوانی دارد و به  واقعیت جامعه مربوط است.

در پایان می‌خواهم کوتاه اشاره‌ای به اوضاع کردستان سوریه بکنم. به دنبال اِشغال منطقه عفرین دوسال قبل، امسال نیز در ماه اکتبر در یک توطئه و ساخت و پاخت دولت های آمریکا، روسیه، ترکیه، سوریه و جمهوری اسلامی، رژیم فاشسیت ترکیه در جنگی نابرابر و جنایتکارانه بخش دیگری از کردستان روژاوا را تحت عنوان ایجاد منطقه امن به آشغال خود درآورد. دراثر این جنگ صدها نفر کشته و هزاران نفر مجروح شدند و صدها هزار نفر نیز آواره شدند. یقینأ توطئه و دشمنی دولت های سرمایه داری علیه  حاکمیت توده های مردم ادامه خواهد یافت و پایان نمی یابد. دولتهای سوریه ترکیه و جمهوری اسلامی خود با بحرانهای بیشماری دست به گریبان هستند و با این جنایت ها علاوه بر اینک ماهیت شوینیستی خود را نشان می دهند، می‌خواهند مشکلات داخلی خود را نیز به بیرون پاس دهند. اما دستاوردهای با‌ارزش جنبش روژآوا با اشغالگری و کشتار و ویرانی از بین نخواهد رفت. زیرا این جنبش تنها یک جنبش نظامی نیست که با جنگ بتوان دستاوردهای آنراباز پس گرفت. بلکه یک جنبش اجتماعی مترقی با دستاوردهای با‌ ارزش است که می‌تواند ادامه یابد. البته دارای کمبود هایی نیز بوده اما این کمبودها را می توانند برطرف نماید. نیرو و دستاوردهای روژآوا می‌تواند الگو و عامل مهمی در مسیر مبارزه مردم منطقه و سرنوشت پروسه سرنگونی دولتهای فاشیست و دیکتاتور ترکیه، جمهوری اسلامی و سوریه و غیره باشد.  پیروزی نهایی این جنبش در گرو آن است که تحت هیچ شرایطی نباید اجازه دهند از دخالت مستقیم توده های مردم در سرنوشت و حاکمیت جامعه کاسته شود. و نباید امیدی به دخالت نیروهای خارجی برای تداومش باشد.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

WordPress Image Lightbox Plugin