آیا استراتژی کاملا” متفاوت سوئد در مقابله با ویروس کرونا، استراتژی موفقی است؟ هزینه آن را کدام طبقه اجتماعی پرداخت خواهد کرد ؟

فرهاد شعبانی

محلات حاشیه نشین ( مهاجر نشین استکهلم ) بالاترین آمار ابتلاء به ویروس کرونا را در پایتخت دارند.

در تازه ترین آمار ابتلاء به ویروس کرونا که روز 7 آوریل منتشر شده،  آمده است :

تاکنون  7693 نفر در این کشور به ویروس کرونا مبتلا شده اند.

تاکنون 591 نفر بر اثر بیماری کووید 19 جان خود را از دست داده اند.

و تا لحظه انتشار این مطلب 438 نفر به علت ابتلاء به ویروس کرونا در  آی. سی . یو بستری هستند.

اما عمق فاجعه اینجاست که، بیشترین مبتلایان در پایتخت این کشور با اختلاف بسیار بالائی از مرکز شهر ( استکهلم بزرگ ) در میان مردم محلات حاشیه نشین این شهر که اساسا” مهاجر نشین هستند مثل محلات : رینکه بی، شیستا، اسپونگا و تنستا دیده می شود.

روز 23 ماه مارس اعلام شد که نیمی از جانباختگان مبتلا به ویروس کرونا سومالیائی تباران مقیم استکهلم بوده اند.

روز  سه شنبه 7 آوریل اعلام شد که : در کل استکهلم بزرگ 3143 نفر  یعنی در ازای هر 10 هزار نفر 13 نفر به ویروس کرونا مبتلاء هستند در حالیکه :

در محلات “اسپونگا “و “تنستا “  144 نفر مبتلا هستند و این یعنی  در ازای هر 10 هزار نفر 37 نفر مبتلا هستند.

و در محلات “رینکه بی” و “شیستا”  238 نفر مبتلا هستند و این یعنی در ازای هر 10 هزار نفر  47 نفر به ویروس کرونا مبتلا هستند.

این تفاوت فاحشی است. از این آمارها نتیجه می گیریم که ابتلاء به ویروس کرونا واقعا” طبقاتی است و این ویروس بیشترین قربانیانش را در میان ما کارگران و مردم محلات حاشیه نشین شهرهای بزرگ شکار می کند.

نکته قابل بحث در کل اروپا و شاید جهان این است، آیا استراتژی دولت سوئد که در حال حاضر بیشترین بار مسئولیت مبارزه و مقابله با ویروس کرونا را بر دوش خود شهروندان قرار داده است، در حالیکه بسیاری از شهروندان بویژه مهاجرینی که به زبان سوئدی مسلط نیستند و اطلاعات کافی در باره خطرات شیوع سریع این ویروس ندارند و از طرفی دیگر اگر هم دارای چنین اطلاعاتی باشند، به علت اشتغال به کارهائیکه حفاظت از خود در آنها پائین است همانند، رانندگان اتوبوس، رانندگان تاکسی، کارگران رستورانها و غذافروشی ها، پرسنل خانه های سالمندان، پرسنل مهد کودک ها و پرسنل مرتبط با نگهداری از جوانان و کارگران نظافتچی و … استراتژی موثری است، یا خطرناک؟ آیا اجازه دادن به اجتماعات تا 50 نفر در رستورانها، بارها و کلوبهای شبانه و نفس به نفس کردن جوانان در این اماکن سیاست درستی است ؟

بسیاری از کارگران و صاحب نظران،  استراتژی متفاوت دولت سوئد در مقابله با ویروس کرونا را استراتژی “اقتصاد محور ” که اساسا” گردش چرخهای اقتصادی را در اولویت دارد ارزیابی می کنند. حتی برخی از این فراتر می روند و این استراتژی را با استراتژی دولتهای دوران جنگ جهانی دوم مقایسه می کنند که سوئد با در پیش گرفتن سیاست ویژه خود نسبت به دولت آلمان نازی این کشور را از گزند حمله هیتلر به این کشور مصون نگاه داشته است ( گفته می شود دولت وقت با هیتلر کنار آمد و یا هیتلر را گول زد و هر عبارت دیگری ) بطوریکه در پایان جنگ دوم جهانی ساختار اقتصادی کل اروپا و صنایع مادرش درهم ریخته بود اما اقتصاد سوئد دست نخورده باقی مانده بود. همین موقعیت بعداز جنگ دوم جهانی اقتصاد و صنایع سوئد را به یکی از کانونهای بازسازی اقتصاد اروپا تبدیل کرد اما کارگران زیادی برای چرخیدن چرخهای اقتصاد سوئد هزینه های تا سطح جان پرداخت کردند، که بحث امروز من نیست.

با وجود اتخاذ این استراتژی اما،  برخی از حوزه ها که اراده ادامه کاری آن در دست دولت سوئد نبود، با شیوع ویروس کرونا در اروپا فعالیت هایشان تعطیل و تعطیلی فعالیت های آنها بر فعالیت بسیاری از حوزه های اقتصادی داخلی تاثیر بلاواسطه بر جای گذاشت و دهها هزار کارگر و کارمند بیکار و یا به مرخصی موقت و یا کاهش ساعت کار وادار شدند.  شرکت های حمل و نقل هوائی از جمله شرکت هوائی اسکاندیناوی ( ساس ) شرکت های اتوموبیل سازی که قطعات برای تولید دریافت نمی کنند و بناچار تعطیل شدند، حوزه گردشگری و لغو بسیاری از تورهای مسافرتی هوائی و زمینی که فعالیت شرکت های حمل و نقل، دپوها،  تاکسی رانی، رستورانها و … را تحت تاثیر قرار داد و همانطوریکه گفته شد دهها هزار کارگر تنها در نیمه دوم ماه مارس بیکار و خود را به ادارات کار معرفی کردند.

بهررو : با اتخاذ این استراتژی، کارگران حوزه های نامبرده فوق دو الترناتیو در پیش دارند. ادامه حاضر شدن بر سر کار، بیکار شدن و یا استعفاء از کار

بخش دولتی تا حدودی از کمکهای دولتی محدود برخوردار شده است.کارگرانی که عضو اتحادیه های کارگری و یا صندوقهای بیمه های بیکاری هستند نیز شانس دریافت بیمه بیکاری از صندوق بیمه های بیکاری اتحادیه های کارگری که عضو آن هستند را دارند. اما متاسفانه در دو دهه اخیر شمار بسیار زیادی از کارگران رشته های گوناگون بویژه کارگران مهاجر و پناهنده یا به عضویت اتحادیه های کارگری و صندوق های بیمه های بیکاری در نیامده اند و یا از عضویت در اتحادیه های کارگری و صندوق های بیمه بیکاری استعفاء داده اند و در حال حاضر از پوشش حمایتی چندانی برخوردار نیستند و در این شرایط همانند کارگران سایر کشورها ی فقیر چاره ائی جزء حاضر شدن بر سر کارهایشان و یا روی آوری به حمایت ادارات اجتماعی ( سوسیال ) را ندارند. فراموش نکنیم که بسته های حمایتی دولت کلیه شرکت های بزرگ و کوچک دولتی و خصوصی را پوشش نمی دهد و یا به یکسان پوشش نمی دهد.

مضاف بر اینها، برای حفاظت فردی بویژه در شرکتها و کارگاههای خصوصی امکانات بهداشتی حفاظتی آنچنانی در اختیار کارگران قرار ندارد و کارگران در معرض خطر ابتلاء به این ویروس قرار دارند. از طرفی دیگر این تنها کشورهای فقیر نیستند که با کمبود اقلام پیشگیرانه بهداشتی روبرو هستند. شخصا” بارها و بارها به شمار زیادی از داروخانه های ( دولتی و خصوصی ) از زنجیره های مختلف حداقل در دو شهر بزرگ اپسالا و استکهلم برای خرید ژل ضد عفونی، ماسک و دستکش پلاستیکی مراجعه کرده ام ، بجز دستکش آنهم در روزهای اول اما سایر موارد یافت نمی شود.

در چنین شرایطی این پرسش بویژه در آستانه تعطیلات عید پاک و با وجود اینکه دولت روز سه شنبه 7 آوریل اختیارات بیشتری از پارلمان برای مقابله با شیوع ویروس کرونا گرفته است، مطرح می شود، آیا این استراتژی موفق است اگر نه ؟ تاوان آن را تاکنون کدام طبقه و اقشار اجتماعی پرداخت کرده است و در صورت تداوم آن  پرداخت خواهد کرد؟

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

WordPress Image Lightbox Plugin