از حق شورش وآزادی زندانیان دفاع کنیم !

در دل همه محنت ها ، سرکوبگری ها ، فقر میلیونی ، فاجعه کودکان کار هجوم به زندگی ومعیشت مردم ، اکنون هفته هاست که شیوع ویروس کرونا جامعه را با خطرات مرگبار جدیدی روبرو ساخته است. مردم با چشمان ناباور خود دیدند که چگونه پنهانکاری رژیم برای اهداف ارتجاعی اش بازی با زندگی وسلامت انسانها را  به امری عادی تبدیل نمود. در شرایطی که جامعه در چنگال ویروس کرونا اسیر گشته بود، در شرایطی که پنهانکاری سران جمهوری اسلامی شیوع گسترده این ویروس را فراهم نموده و در شرایطی که در تمام جهان همه روز آمار مرگ هزاران نفر  و مبتلا شدن روزانه دهها هزار نفر به گوش میرسید و در شرایطی که کوس رسوائی  طب اسلامی بر سر هر بام و برزن به صدا درآمده و شهرهای  به اصطلاح مقدسشان به مراکز شیوع بیماری تبدیل شده و انتشار تصاویرگورهای دستجمعی در مدیاها راه پنهانکاری را بر مقامات رژیم بسته بود  ، وقیحانه در تلویزیون ظاهر شده واز جنگ بیولوژیک دشمن سخن به میان آوردند. آنان در شرایطی که  بسیاری از نقاط تجمع از جمله نماز جمعه‌ها، مساجد و منابر ، حوزه های تکثیر و آموزش افکار پوسیده و عقب مانده در قم و مشهد، بسیاری از اجلاس‌هایشان  و مجلس شورای اسلامی را تعطیل کرده بودند، بسیاری از زندانیان و به‌ویژه زندانیان سیاسی و فعالان مدنی در تهران و شهرستان‌های مختلف ایران که تنها جرمشان دفاع از نان ، کار ، آزادی  ، دفاع از آزادی‌های مدنی و حقوق بشر بوده، همچنان از مرخصی محروم بودند.

اخبار شیوع ویروس در زندانها به گوش میرسید .این اخبار نمیتوانست نگرانی واقعی و بر حق خانواده های زندانیان  و خود زندانیان را بوجود نیآورد. زندانیان به مرخصی آمده  در گزارشی  در خصوص شرایط زندانیان محبوس در بند زنان زندان اوین در سالن ۲ و اینکه «در صورت ابتلای هر فرد، دیگران بلافاصله در معرض آن قرار می‌گیرند نوشتند وگفتند «تا اواسط اسفند ماه، ما حتی جیره‌ی مواد شستشو (پودر رختشویی، کف‌شو، وایتکس، مایع ظرفشویی و …) خود را دریافت نکرده و محروم ماندیم. – بهداری اوین نه تنها دچار کمبود پزشک مجرب و پرستار است بلکه ساده‌ترین و ابتدایی‌ترین داروها در آن یافت نمی‌شود…». در چنین شرایط غیر قابل تحملی است که زندانیان عادی سراسر کشور همچون عادل‌آباد شیراز، ارومیە، همدان، سقز، مهاباد، رشت، تبریز، اهواز و زندان الیگودرز از ترس بی‌پناهی به دلیل شیوع ویروس کرونا در زندان‌ها دست به شورش زده، وتعدادی موفق به فرار شده وتعدادی در جریان هجوم نیروهای سرکوبگر کشته وزخمی میشوند.

نباید فراموش کرد که زندانهای جمهوری اسلامی همواره مکانهای غیر انسانی  و قتلگاه بوده است. چه کسی میتواند کشتارهای دهه شصت در زندانهای جمهوری اسلامی را فراموش کند ، چه کسی میتواند فراموش کند که دختران جوان را شب قبل از اعدام به عقد پاسداران ، جلادا ن و زندانبانان مزدور وکثیف در میآوردند. چه کسانی میتوانند فراموش کنند که حتی در شرایط عادی زندانیانی را که به جرم قتل ، قاچاق وسایر بزه کاریهای اجتماعی به بند کشیده بودند به جان زندانیان سیاسی می افکندند. خاطرات زندانیان سیاسی از شکنجه های جمهوری اسلامی ، از شکنجه گرانی نظیر حاجی داود ، از قرار گرفتن روزها وهفته ها در تابوت ، بخشی از ذهنیت تاریخی مردم از زندان وزندانی این جامعه است واکنون در این زندانها که مکانی کمتر از قتلگاه نیستند ، در شرایط غیر بهداشتی حاکم بر آنها زمینه مساعدی برای شیوع ویروس و ابتلاء زندانیان ایجاد شده است. مردم به تجربه دیده بودند که عزیزانشان حتی در شرایط به اصطلاح عادی زمانیکه بیمار میشوند و یا از بیماریهای مزمن رنج میبرند ، چگونه از مراجعه آنان به پزشک وبیمارستان ممانعت به عمل میآید

همه این داده ها نشان میداد که زندانیان گرفتار در بند هیچ امکانی برای در امان ماندن از کرونا ندارند. در این میان وضعیت زندانیان سیاسی به مراتب خطرناکتر است.  چه کسی میتواند اطمینان دهد که رژیم به بهانه ابتلاء به کرونا خود را از به اصطلاح شر زندانیان سیاسی آزاد نکند. خانواده های آنان دیدند  در شرایطی که مقامات رژیم در مورد آزادی ویا به مرخص فرستادن  دهها هزار زندانی به مناسبت سالگردخزیدنشان  به قدرت ،حنجره پاره میکردند ، ولی زمانیکه به زندانیان سیاسی رسیدند رقم به مرخصی اعزام شدگان، حتی به صد هم نرسید. در اخبار همین روزهای گذشته آمده بود در حالی که سه تن از محکومان پرونده‌های دادگاه ویژه مفاسد اقتصادی با احکام حبس طویل‌المدت بیست ساله ودهساله و در شرایطی که از مدت شروع دوره زندان این آقا زاده ها حدود شش ماه گذشته است در آستانه سال نو و به دلیل شیوع بیماری کرونا از زندان به مرخصی آمدند و اینها فرزندان کسانی هستند که میلیاردها از دسترنج این مردم را به غارت برده اند. اما برخی فعالان سیاسی و اجتماعی سال نو را در زندان اوین آغاز کردند. مادران پارک لاله حق دارند وقتی در بیانیه خود با عنوان  “خطر شیوع ویروس کرونا در زندان های ایران بیداد می‌کند و زندانیان سیاسی و عادی باید هر چه زودتر از زندان ها آزاد شوند” مینویسند : “چگونه می‌توان باور کرد، در این شرایط خطرناک که طرح رعایت فاصله گذاری و ایزوله کردن افراد در دستور کار قرار دارد، مسئولان قضایی و امنیتی ما این چنین بی رحمانه با زندانیان و خانواده‌های آن‌ها رفتار می کنند، گویی عامدانه قصد کشتن زندانیان سیاسی و خانواده‌های شان را دارند. در شرایطی که خانواده‌ها و زندانیان برای جلوگیری از گسترش ویروس کرونا حتی از خیر ملاقات می گذرند تا خطر انتقال این ویروس را به همدیگر و دیگر اعضای خانواده کاهش دهند، حکومت که مسئولیت حفظ جان زندانیان را دارد، هیچ اقدامی انجام نمی دهد. در زندان های ایران اگر یک زندانی مبتلا شود، بی تردید دیگر زندانیان و خانواده‌هایی که برای ملاقات می‌روند نیز به سرعت مبتلا خواهند شد و باید هر چه زودتر زندانیان سیاسی و زندانیان عادی، از زندان ها آزاد شوند و در خانه‌های خود تحت مراقبت قرار گیرند “.

خواست دفاع از آزادی زندانیان اعم از سیاسی وعادی در ست از این زاویه انجام میگیرد که ویروس کرونا تفکیکی بین زندانی عادی وزندانی سیاسی نمیگذارد. حق هر زندانی داشتن امکانات بهداشتی است ودر شرایطی که جمهوری اسلامی خود رژیم جنایت ، فساد و اختلاسگری است ،بنابراین زندانی در جمهوری اسلامی این حق را دارد که دست به شورش زده وخود را رها سازد. فارغ از اینکه جای مبارزین سیاسی زندان نیست باید گفت آن نظام اجتماعی که بزه کاری  و جرم و جنایت را تولید و بازتولید می کند توانائی پیدا کردن راه حل برای حفظ سلامت جامعه و توانائی ایجاد امکانات لازم جهت ریشه کن کردن بزهکاری اجتماعی را ندارد. چنین  نظام اجتماعی باید از بنیاد دگرگون شود.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

WordPress Image Lightbox Plugin