روز جهانی کارگر در چه شرایطی برگزار می شود

امسال طبقه کارگر ایران در شرایطی به اول ماه مه روز همبستگی جهانی خود نزدیک می شود که پیامد بحران ساختاری سرمایه داری ایران و بر متن آن، تشدید تحریم های اقتصادی و پیامدهای شیوع گسترده کرونا شرایط بسیار دشواری را به کار و زندگی کارگران و اقشار فرودست جامعه تحمیل کرده است. وضعیت زندگی و معیشت خانواده های کارگری زیر سایه ترس از ابتلا به کرونا، هیولای بیکاری، افزایش قیمت ها و سقوط قدرت خرید کارگران  بسیار نگران کننده است. اگر سرمایه داری بحران زده ایران قادر نیست بخشی از سودهای خود را در عرصه تولید سرمایه گذاری کند و میلیاردها دلار به بیرون از مرزها سرازیر می شوند، اگر بخش زیادی از تولیدات داخلی در انبارها می مانند، چون اکثریت مصرف کنندگان توان خرید و مصرف آن را ندارند، اگر در نتیجه سیاست های ویرانگر محیط زیستی سرمایه گذاری در بخش تولید کشاورزی و مواد غذایی با رکود روبرو شده، اگر مؤسسات بانکی یکی بعد از دیگر ورشکسته می شوند، پیامد این بحران بیش از همه بر دوش کارگران سنگینی می کند. از طرف دیگر در اثر تشدید تحریم های بین المللی صادرات نفتی ایران بشدت کاهش پیدا کرده و این در حالی که بیش از۷۰ در صد بودجه دولتی از منبع درآمدهای نفتی تأمین می شود، دولت را در آستانه ورشکستگی مالی قرار داده است.

علاوه بر اینهاشیوع ویروس کرونا، بستن مرزها و اعمال محدودیت در واردات و صادرات، بازار ایران را در سطوح مختلف تحت تاثیر قرار داده است. در اثر این بحران  صنعت گردشگری ضربه خورده، کسب‌ و‌ کارها بویژه در بخش خدماتی، بیشترین آسیب را دیده اند و مشاغلی مانند خرده‌فروشی دچار رکود شده اند. صنایع تولید در معرض تعطیلی قرار دارند. دامنه تعطیلی‌ها از سالن‌های سینما و ورشکستگی صنعت هتلداری به تعطیلی رستوران‌ها، تالارها، آژانس‌های مسافربری و کافی‌شاپ‌ها هم کشیده شده است. در همین یک ماه اخیر بیش از ۶۰۰ هزار کارگراز کار بیکار شده و به اردوی میلیونی بیکاران پیوسته اند.در نتیجه این اوضاع ارزش پول ایران طی این مدت بیش از ۱۵ درصد کاهش پیدا کرده است. در واقع عوارض شیوع  این ویروس اقتصاد ایران را بیش از پیش در معرض فروپاشی قرار داده است. جمهوری اسلامی تلاش کرده ورشکستگی مالی و کسری بودجه خود را با تعرض به سطح معیشت کارگران و اقشار فرودست جامعه جبران کند. سه برابر شدن قیمت بنزین، تحمیل دستمزدهای چند مرتبه زیر خط فقرو موج بیکارسازی ها فقط نمونه های بارز از یک تهاجم گسترده به سطح زندگی و معیشت کارگران و اقشار فرودست جامعه است.

این بحران و ورشکستگی اقتصادی، در عین حال ورشکستگی سیاسی و ایدئولوژیک  نظام سرمایه داری گندیده جمهوری اسلامی آشکارتر ساخته است.جمهوری اسلامی در طی همین شش ماه اخیر با بحران های متعددی روبرو شده که این بحران ها به صحنه نمایش درماندگی رژیم تبدیل شده اند. خیزش آبان ماه و سرکوب خونبار جوانان و به حاشیه رانده شدگان بستوه آمده از فقر و بیکاری، مناسبات رژیم با توده ها را به مرحله آشتی ناپذیری رساند و بن بست مشروعیت نظام جمهوری اسلامی را بر همگان عیان ساخت. رژیم به رغم سبعیتی که در سرکوب معترضان از خود نشان داد نتوانست جامعه را مرعوب کند و تحولات متعاقب نشان داد که توده های به جان آمده بیشتر به گذار انقلابی از جمهوری اسلامی سمت گیری کرده اند. پس از آن خشم و اعتراضی  که در پی کشتار مسافران هواپیمای اکراینی و دروغپردازی حول آن شعله بر کشید، نشانگر آن بود که مردم همچنان مترصد فرصتی هستند تا شر این رژیم را از سر خودشان کم کنند. بعد از آن شکست مفتضحانه رژیم در نمایش انتخاباتی مجلس و “نه بزرگ” مردم به جمهوری اسلامی نشان داد که قدرت نمایی رژیم در رژه تابوت ها از عزم مردم برای به زیر کشیدن این رژیم چیزی کم نکرده است.بحران کرونا ضعف و استیصال، فساد نهادینه شده و دروغگویی رژیم جمهوری اسلامی و ضدیت آن با مصالح عمومی مردم در مقابله با این نوع بحران را بیشتر نمایان ساخت. بحران کرونا بار دیگر به مردم ایران نشان داد که این رژیم پیگیری اهداف حقیر سیاسی خود را بر تلاش برای نجات جان مردم ترجیح می دهد. اکنون چنین به نظر می رسد که جنبش دادخواهی علیه کشتار آبان و خشم و اعتراض علیه کشتار مسافران هواپیمای اکراینی، نفرت و انزجار علیه موج اعدام ها و بگیر ببندهایی هایی که جریان دارد مانند آتش زیر خاکستر در زیر گرد و غبار بحران کرونا مدفون شده اند، اما طولی نخواهد کشید که شعله های آن فروزان تر از خیزش آبان دامان جمهوری اسلامی را خواهد گرفت.

امسال اول ماه مه روز کارگر بر متن چنین شرایطی برگزار می شود. در این شرایط  که رژیم جمهوری اسلامی جان و سلامت و زندگی و معیشت کارگران را به گرو گرفته است، ادعانامه جنبش کارگری علیه مناسبات ظالمانه موجود بیش از هر زمان دیگری مقبولیت اجتماعی پیدا کرده است. کارگران لازم است بنا به سنت هر ساله ادعانامه جنبش کارگری علیه سرمایه داران و دولت حامی آنها را اعلام کنند و با طرح مطالبات خود و تأکید بر خواسته های آزادی خواهانه، عزم خود را در مبارزه علیه فقر و تبعیض و نابرابری و فساد، علیه آپارتاید جنسیتی، علیه سلب آزادیهای سیاسی و سرکوب و زندان و اعدام، اعلام کنند.

کارگران کمونیست که می دانند تحت حاکمیت رژیم سرمایه داری اسلامی دستیابی به تضمین امنیت جانی و یک زندگی انسانی و مرفه غیر ممکن است،لازم است بار دیگربر عزم و ارداه خود برای حضور فعال در جنبش مطالباتی کارگران تأکید کنند و در این کشمکش های طبقاتی جاری توده کارگران را با این روح آموزش بدهند که راه برون رفت از این همه فقر و بدبختی و عدم امنیت جانی را نه در چهارچوب مناسبات حاکم، بلکه از مسیر یک قیام انقلابی علیه رژیم جمهوری اسلامی و نظم موجود جستجو کنند.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

WordPress Image Lightbox Plugin