خواب های تازه ای که برای هفت تپه دیده اند

هفت تپه پایتخت اعتصاب جهان همچنان میدان نبرد دو طبقه است که در مقابل هم صف آرائی کرده اند. در سوئی کارگرانی که نزدیک به دو ماه در گرمای بیش از پنجاه درجه و در شرایطی که ویروس کرونا به جان تعدادی از همکارانشان چنگ انداخته است ، همه روزه در خیابانهای شوش مارش خود را تکرار کرده و به گونه ای مجمع عمومی خود را در مقابل ساختمان فرمانداری شوش بر گذار میکنند. آنان همچنان بر وحدت و یکپارچگی خود پافشاری کرده و بدون لکنت زبان اعلام میکنند که از مطالبات خود عقب نخواهند نشست. آنسوی دیگر همه دشمنان طبقاتی در شنل ها و چهره های گوناگون صف کشیده اند. از اسدبیگی اختلاسگر که ظاهرا با قید وثیقه آزاد گردیده است تا نمایندگان مجلس، از قوه قضائیه تا امام جمعه شوش، همه و همه به ردیف شده اند. هرکدام از اینها با بی شرمی تمام مصاحبه میکنند و وعده و وعید میدهند. امید اسد بیگی مدیر عامل مجتمع، مدعی است که حساب های مالی شرکت مسدود شده و به همین دلیل پرداخت حقوق کارگران به تعویق افتاده است و با وقاحت تمام میگوید که حقوق این کارگران فقط به مدت یکماه است که پرداخت نشده است و این در حالی است که رئیس اداره تعاون، کار و امور اجتماعی شوش اعلام کرد که آخرین بار کارگران اسفند ماه حقوق دریافت کرده اند. معاون وزیر کار میگوید که کارفرما موظف است که حقوق معوقه کارگران را حداکثر تا دهم مرداد پرداخت نماید و امروز البته بیست مرداد است و کارگران حقوقی ندیده اند ولی ابلاغیه بیدادگاه شوش را دیدند که طبق آن حسن کهنکی یکی از کارگران هفت تپه به اتهام “اخلال در نظم عمومی” روز یکشنبه دوازدهم مرداد جهت تفهیم اتهام در بیدادگاه حضور یابد. بی جهت نبود که سندیکای هفت تپه اعلام نمود “تهدید و ارعاب کارگرانی که چندین ماه حقوق نگرفته اند، چاره کار نیست. سندیکا میگوید “نشنیدن صدای پنج هزار کارگر یعنی اینکه تمام دستگاه حاکم بر ایران ضد کارگر میباشد” و البته این درس را کارگران فقط میتوانستند در جریان اعتصاب خود گرفته  و جوهر دولت طبقاتی را بشناسند. و جالب اینکه روز پنجشنبه پزشک شرکت هفت تپه به صف کارگران معترض پیوسته و در صفحه اینستاگرام خود نوشت که “امروز به جمع کارگران معترض خواهم رفت و صدایشان خواهم شد. مدیران شرکت مشغول رشوه دهی به مقامات قضائی هستند ولی من امروز به میان کارگران میروم و صدای بی صدایان خواهم شد.” او که بلافاصله از جانب مقامات امنیتی تهدید شده بود در ویدئوئی اعلام کرد که”تهدید به بازداشت شده ام و اگر در آینده هر گونه فیلم و یا خبر اعترافی از اینجانب منتشر شد فاقد وجاهت قانونی است و تحت شکنجه بوده است”  و او حق دارد که نگران باشد چرا که روایت بیرحمانه شکنجه اسماعیل بخشی و سپیده قلیان را شنیده است و مستند “طراحی سوخته ” که از همان ابتدا سوخته بود را دیده است .

در این میان  اعتصاب کارگران میدان نفتی آزادگان شمالی در هویزه واقع در استان خوزستان که ار هشتم مرداد آغاز گردیده و در فاصله چند روز به شهرها واستانهای دیگر کشیده شد، نمیتوانست دولتیان را به هراس نیاندازد. اگر گسترش این اعتصابات  پیام آشکاری به کارگران هفت تپه بود که شما تنها نیستید، همزمان اما مهره های ریز و درشت رژیم را مجبور کرد که به جنب و جوش درآمده و به ترفندهای جدیدتری جهت خواباندن اعتصاب هفته تپه پناه ببرند.در طول هفته گذشته رسانه ها از برگذاری جلسه ای در مجلس رژِیم با حضور نمایندگان کارگران این شرکت، نائب رئیس مجلس، معاون سازمان خصوصی سازی، معاون وزیر اقتصاد و برخی از مجلس نشینان جهت به اصطلاح “رفع مشکلات مجتمع نیشکر هفت تپه ” خبر دادند.هر چند که در پایان این جلسه رئیس سازمان خصوصی گفت که “دوشنبه آینده در جلسه ای با حضور معاون اول رئیس جمهور موضوع هفت تپه با قید فوریت بررسی شده و قطعا تا دوشنبه آینده در این باره تصمیم گیری خواهد شد”  ولی با پایان جلسه و در روز گذشته خروجی جلسه از زبان کسانی که در آن حضور داشته اند، آشکارا نشان از این دارد که خواب های جدیدی برای هفت تپه دیده اند. همه آنهائی که تا دیروز کیسه هایشان از محل غارت دستمزد کارگران توسط اسد بیگی ها پر شده بود ناگهان گوئی تازه از خواب بیدار شده اند و در یک ارکستر واحد صحبت از سوء مدیریت شرکت کردند. و مگر نه اینکه چندین سال است که کارگران هفت تپه در تمام اعتراضات  واعتصاباتشان از بی لیاقتی مدیر شرکت فریادشان به آسمان رفته بود و در تمام این سالها نه تنها کسی گوشش بدهکار نبود بلکه همین کارگران مورد هجوم قرار گرفتند ، دستگیر شدند ، شکنجه شدند و اخراج گردیدند.

رئیس کمیسون اصل نود مجلس رژیم که در اوایل هفته گذشته در جمع کارگران معترض هفت تپه حضور یافته بود، در ارتباط با جلسه فوق بیان داشت که “در این جلسه سوء مدیریت و فقدان اهلیت مدیران فعلی شرکت هفت تپه محرز شد، ضمن آنکه دیوان محاسبات به عملکرد مدیران این شرکت ورود کرده و نحوه واگذاری آن مورد تحقیق و تفحص قرار گرفته است.”  او ادامه میدهد که “واگذاری شرکت هفت تپه به جای دیگر به معنای بازگشت آن به بخش دولتی نیست بلکه شرکت باید توسط کارفرمائی اداره شود که توانائی آن را دارد.” هر چند که او با پنهان کاری نامی از این کارفرمای جدید نمیبرد ولی نماینده شوش نیاز به این پنهانکاری هم نداشته و اعلام نمود که” به معاون سازمان خصوصی سازی و معاون وزیر اقتصاد تأکید کرده ام که اجازه نمیدهم شرکت به شخص حقیقی واگذار بشود، من گزینه های خودم را که چند نهاد دولتی هستند معرفی کرده ام .” هر چند که میتوان از این مجلس نشین ابله و بیشرم سؤال کرد که چه کسی این حق را به تو داده است که اجازه واگذاری شرکت را داشته باشی، ولی دستکم معلوم گشت که خواب واگذاری هفت تپه را دیده اند. نماینده خامنه ای در اهواز آشکارتر حرف زده و اسامی بنیاد مستضعفان، سپاه و یا بنیاد برکت را به مثابه به اصطلاح نهاد های اهلیت دار اعلام نمود. امام جمعه شوش نیز در 55 مین روز اعتصاب کارگران با تعدادی از پادوهای بسیجی به محل تجمع کارگران هفت تپه رفته و گفت “شرکت باید به یک نهاد دولتی و یا توانمند مثل بنیاد مستضعفان و سپاه واگذار شود ” و بالاخره معلوم گشت که همه ی به تعویق انداختن ها، همه ی سکوت پنجاه روزه مقامات دولتی و همه ی نمایش دادگاه اختلاس گران هفت تپه برای این بود که دست آخر به کارگران بگویند که بدیل ما در مقابل اسد بیگی، بنیاد مستضعفان و یا سپاه است. سندیکای هفت تپه با هوشیاری کامل درست انگشت بر این اظهارات گذاشته و گفت همانطور که حدس می زدیم این نمایندگان برای زمینه سازی واگذاری شرکت به مفت خوران جدید وارد موضوع شده اند”. اسماعیل بخشی رهبر شجاع کارگران هفت تپه در حساب اینستاگرام خود نوشت “مسئولان مطالبه ی کارگران مبنی بر خلغ ید بخش خصوصی را نادیده می گیرند تا راه را برای ورود نهادهایی چون سپاه و ستاد فرمان امام باز بماند”.

همه این خوابهای جدید در حالی است که کارگران در تمام اعتراضات و اعتصابات سه سال خود بارها و بارها در خلع ید از بخش خصوصی پافشاری کرده و خواهان نظارت کامل شورای کارگران بر دخل و خرج مجتمع و چگونگی اداره ان شده اند. آنها از زبان اسماعیل بخشی بارها و بارها اعلام کرده اند که ما خود همه تخصصها را داریم مگرنه اینکه در تمام این مدت ما چرخ این مجتمع را گردانیده ایم. کارگران هفت تپه در دل همه  این سرکوب گری ها و ترفندها اما با مقاومت و استقامتی که از خود نشان دادند اجازه نخواهند داد که این خواب سران رژیم واقعیت پیدا کند، در این مبارزه آنها تنها نیستند.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

WordPress Image Lightbox Plugin