جمهوری اسلامی مسئول مستقیم ویرانگری سیل در استانهای جنوبی ایران است

 

طی روزهای اخیر بارانهای سیل آسا، 5 استان جنوبی ایران را در بر گرفته است. بسیاری از معابر و خانه های مناطق مختلف استانهای خوزستان، بوشهر،کرمان، هرمزگان، فارس و یزد را آب فراگرفته است. هزاران خانه ویران شده اند و دهها هزار نفر از هستی ساقط شده اند. خسارت در محلات حاشیه شهرها و در روستاها بسیار گسترده تر است. تاکنون حداقل 9 نفر جانشان را از دست داده اند. خسارتهای جانی و مالی مرتبا رو به افزایش است. روشن است که میزان خسارات و ویرانیها، بسیار بیش از آن است که نهادهای رسمی دولتی ایران اعلام می کنند. روزنامه اطلاعات چاپ تهران در شماره روز دوشنبه 17 آذر خود در این زمینه نوشته است:

“به دلیل اهمال کاری مسئولان در ادوار مختلف، نعمت باران همواره با ایراد خسارت همراه بوده است و هر بار در گوشه ای از کشورمان بر اثر نبود زیرساخت های مناسب، وقوع سیل و خرابی های ناشی از آن، سبب خسارات مالی و حتی جان باختن شمار زیادی از هموطنانمان شده است.”  این روزنامه به عنوان یک نمونه از این اهمال کاریها می نویسد: “سیستم فاضلاب برخی استان ها از جمله خوزستان چندین سال است که دیگر تاب تحمل سیلابها را ندارد و آنرا پس می زند و به خانه ها می فرستد و مال و اموال ساکنان را به نابودی می کشاند”. وقتی یک روزنامه حکومتی چنین می نویسد، بدون شک وضعیت واقعی دهها برابر فاجعه بار تر است. گزارشگر این روزنامه همچنین یادآوری می کند:”کارشناسان هواشناسی بروز موج جدید سیلها را مدتی پیش به دولت گوشزد کرده بودند اما دولت نسبت به آن بی‌تفاوت بوده است.” همچنین گزارش‌ها از شهرهای سیل‌زدهِ جنوب ایران حاکی از آن است که اعتراض مردم سیل زده به مسئولین رژیم شدت گرفته است. روز شنبه ۱۵ آذرماه، شماری از  سیل‌زدگان استان خوزستان با تجمع مقابل دادگستری و نیز شهرداری بندر خمینی، خواستار استعفای مسئولان شدند. این سیل‌زدگان در شعارهای خود مسئولان و مقامات استانی را «بی‌کفایت» خواندند.

سیل مانند زلزله و آتش فشان و سونامی و طوفان و غیره یک فاجعه طبیعی است. بارش بارانهای سیل آسا در بسیاری از مناطق جهان همواره امکانِ وقوع دارند، اما میزان خسارات وارده ناشی از آنها، همه جا یکسان نیست. انسانِ عصرِ ما دیگر اسیر بدون اراده دست طبیعت نیست، بلکه توانائی مهار بسیاری از نیروهای طبیعت و بکار گرفتن آنها در خدمت رشد و تکامل زندگی خود را به درجه بسیار زیادی به دست آورده است. اگر در ایرانِ تحت حاکمیت رژیم های فاسدی چون رژیم شاه و رژیم جمهوری اسلامی، هر رویداد طبیعی به فاجعه ای تبدیل می شود، علت را اساسا نه فقط در خشم طبیعت، بلکه مهمتر از آن در وجود نظام حاکم باید جستجو کرد. اگر بارانهای سیل آسا اجتناب ناپذیر هستند، اما براه افتادن سیل ویرانگر اجتناب ناپذیر نیست. اگر زلزله اجتناب ناپذیر است، ساختن بناهای مقاوم در برابر زلزله امکانپذیر است. سازمان باصطلاح مدیریت بحران یکی از بی خاصیت ترین و ناتوان ترین نهادهای حکومتی در مقابله با سوانح طبیعی است. دستگاههای عریض و طویل فاسد و بروکراتیک، نه تنها هیچ برنامه ای از قبل برای روبرو شدن با چنین سوانحی ندارند، بلکه در گرماگرم حادثه هم این دستگاهها نه خود کار موثری انجام می دهند و نه اجازه می دهند یاری رساندن به حادثه دیدگان بوسیله نهادهای مردمی سازمان یابد. هم اکنون صدها هزار نفر در نقاط مختلف ایران گرفتار سیل و عوارض آن هستند. دولتی که خود را صاحب یکی از گسترده ترین ماشینهای جنگی منطقه می داند و بیش از یک میلیون نفر نیروی سازمانیافته نظامی دارد، اقدام موثری برای کمک به این مردم حادثه دیده انجام نمی دهد.

در کشوری مانند ایران که ثروتهایش توسط رژیمی ضد مردمی صرف سیاستهای سرکوبگرانه و دست اندازیهای منطقه ای و ماجراجوئیهای نظامی میشود، در کشوری مانند ایران که نیروی کارِ مولدِ دهها میلیون انسانِ کارگر و زحمتکش که خالق همهِ ارزش های این جامعه اند، در خدمت ثروت اندوزی مشتی سرمایه دار و قدرتمند کردن دولت حامی آنها قرار می گیرد، این امکانِ مادی و عملی وجود دارد که در صورت رهائی از حاکمیت این ستمکاران و استثمارگران، میزان خسارتهای ناشی از سیل و دیگر سوانح طبیعی را به حداقل رساند. واقعیت این است که عامل اصلی بروز خسارات سنگین در جریان حوادث طبیعی در ایران خود نظام جمهوری اسلامی است. این رژیم فاسد، دهها سال است که ناکارایی خود را در جریان بروز سیل ها، زلزله ها، آتش سوزی ها و غیره نشان داده است. سیل و زلزله و آتش سوزی زیانی به سران و کاربدستان رژیم و آخوندها و به کاخها و امکانات شان وارد نمی سازد. آنچه دغدغۀ آنان است حفظ نظام و موقعیتی است که زمینۀ دزدی و فساد را برایشان به وجود آورده است. رژیم تداوم نظام اسلامی و تداوم چنین شرایطی را تنها با گسترش دستگاههای امنیتی و سرکوب و تشدید فضای رعب و وحشت می‌تواند تأمین کند. برای کارگران و توده های مردم ستمدیدۀ ایران نیز راهی جز مبارزه متشکل و سازماندهی شده برای به زیر کشیدن این رژیم ضد مردمی باقی نمانده است.

 

 

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

WordPress Image Lightbox Plugin