تجمع باز نشستگان دردل کشت وکشتار کرونا !

روز یکشنبه چهاردهم دیماه، برابر با سوم ژانویه برای دومین بار بازنشستگان تأمین اجتماعی در طول چهار هفتۀ گذشته  در مقابل ساختمان ادارۀ کل تأمین اجتماعی درتهران وشهرهای استانهای قزوین، فارس، کردستان، خراسان رضوی، البرز، لرستان، همدان، آذربایجان شرقی، خوزستان واصفهان دست به تجمع زدند. جمعیت  میلیونی بازنشستگان، به سطح پائین دستمزدشان، به غارت رفتن صندوق های تأمین اجتماعی وبازنشستگی، به افزایش دائمی وروز به روز هزینه های زندگی، به دریافت حقوق پائین تر از خط فقر، به سیاست تبعیض آمیز دولت در خصوص شیوۀ برخورد با همسان سازی شکل ناهماهنگ  صندوق‌های کشوری و لشکری، بی‌توجهی دولت به پرداخت مطالبات سازمان تامین اجتماعی، تطابق نداشتن مبالغ متناسب‌سازی و نحوۀ محاسبۀ مستمری میان بازنشستگان همکار تامین اجتماعی و غیرهمکار، اجرا نشدن متناسب‌سازی برای بازنشستگان سال ۹۹، عدم مشارکت برابر ذی نفعان در ساختار مدیریتی تامین اجتماعی، محقق نشدن واگذاری سهام شستا به بازنشستگان، پرداخت مزایای دوران اشتغال به بازنشستگان مناطق جنگی و عملیاتی، نبود سطح بندی در خدمات درمانی و باز شدن پای بیمۀ تکمیلی به درمان تامین اجتماعی  و  افزایش نیافتن مستمری در چند نوبت از سال برای پوشش تورم، اعتراض داشته  وخواهان ادامه خدمات رایگان وکافی، خواهان دخالت در حق تعیین سرنوشت و تشکل مستقل وآزاد بوده وهمزمان  بی اعتمادی به سیاست های سازشکارانۀ کانون های بازنشستگی و به چالش کشیدن سیاست های خانۀ کارگر و همچنین پیگیری مطالبه گری  پای فشردند. آنان در تجربه آموخته اند که بدون حضور در خیابان به مطالباتشان نخواهند رسید. اعلام تجمع در فاصله های مختلف و بالاخره طرح شعار “فقط کف خیابون، بدست میاد حقمون” فشرده ترین بیان همین ارادۀ جمعی است که در جریان تجمع در بیست وسه وبیست وچهار آذر در پانزده شهر کشور اعلام کرده بودند. آنها قبلتر در تیرماه هم به خیابان آمده بودند. و درست در شرابطی که هنوز خونهای ریخته شدۀ خیزش آبان بر سنگفرشها پاک نگردیده  بود در تجمع خود از زبان  “اتحاد سراسری بازنشستگان”  اعلام کردند : «درخواست بازنشستگان برای تجمع خیابانی علاوه بر نشان شجاعت و دلیری بازنشستگان شریف مملکت، نشان جان به لب رسیدن آن‌ها تحت فشار هزینه‌های سرسام‌آور تورمی است” . و بی جهت نیست که باز نشستگان که درمقیاس میلیونی توان تأمین هزینه زندگی را نداشته و بخش بزرگی از تنگدسترین اقشار زحمتکش جامعه را تشکیل میدهند، فریادشان از افزایش هر روزۀ قیمتها  و وخیمتر شدن وضعیت معیشت شان بالا رفته، بارها وبارها فراخوان داده واعلام کرده اند که در مقابل تمام این هجومی که به زندگی آنها میشود و در مقابل گوش ناشنوای مقامات رژیم راهی جز آمدن به خیابان وتشدید مبارزات خود ندارند. آنها بارها وبارها به گرانی، به کاهش بی سابقۀ قدرت خرید وسفرۀ تقریبا تهی بازنشستگان اعتراض کرده اند. واما به تجربه دیده اند که “گوش مسئولین کر وچشمشان کور” است. آنان اکنون و یک بار دیگر چاره را در تجمع اعتراضی وآمدن به خیابان دیده اند. آنان به تجربه دیده اند که رژیم و ارگانهای سرکوبش به جای برخورد با دزدان و اختلاسگران، معلمان عدالتخواه، بازنشستگان، کارگران، زنان، حاشیه نشینان، کودکان کار وکولبران را مورد هجوم قرار میدهند. به تجربه دیده اند، در شرایطی که در جریان هجوم کرونا میلیونها انسان به حاشیه رانده شده وهم با گرسنگی وهم با کرونا میجنگیدند چگونه مجلس رژِیم پس از کشته شدن قاسم سلیمانی سردار تروریست این رژیم توسط تروریستهای دولتی امپریالیسم آمریکا، تصویب کرد که ظرف دو ماه بودجۀ نیروی قدس را دویست میلیون دلار بالا ببرد. همان نیروئی که  یک پای جنگ وجدالهای خونین  و مجری سیاستهای بلند پروازانۀ رژیم ویک پای آشوب های موجود در منطقه است وهمین هفتۀ گذشته باز هم نمایندگان مجلس رژیم  در طرحی تازه خواستار پرداخت اعتبارات بیشتر به نیروی قدس سپاه از محل صادرات به عراق و تعیین مالیات بر کالاهای آمریکایی وارداتی شدند. وباز هم در بودجۀ سال هزار وچهارصد سهمیۀ ارگانهای امنیتی ونظامی ومؤسسات ترویج خرافات میلیاردها تومان تخصیص داده شد والبته همۀ اینها در شرایطی است که رئیس کانون بازنشستگان تامین اجتماعی میگوید: “متأسفانه شرم آور است که مسئولان اجازه میدهند که بازنشستگان برای تأمین مایحتاج و تأمین بعضی از وسایل زندگی به تکدی روی آورده اند”.  او هشدار میدهد که “همه روزه بر تعداد بازنشستگانی که برای تأمین داروهای فرزندانشان ناچار به تکدی شده اند، رو به افزایش است”.  این رژیم آنچنان عرصه را به میلیونها باز نشسته تنگ کرده است که آنها در سنینی که باید در آرامش، سالهای سالخوردگی خود را سپری کنند ودر شرایطی که جامعه باید در جریان کشت وکشتار کرونا به یاری همین سالمندان بشتابد، آنها را مجبور میکنند که برای اینکه از فقر مطلق جان نسپارند به خیابان بیایند.

واقعیت این است که بازنشستگان مدتهاست که نه تنها به یک نیروی اصلی اعتراضات در ماههای پیش از دیماه نود وشش، در خود این جنبش و سپس جنبش باشکوه وپر شور آبان نود هشت تبدیل شده اند، بلکه اکنون به یک پای دفاع از اعتراضات و پشتیبانی از مبارزات کارگران، معلمان ودانشجویان تبدیل شده اند. انها با انتشار فراخوان های پشتیبانی از این اعتراضات آشکارا این پیام را به طبقه کارگر میدهند که بازنشستگان امروز، همان مزد وحقوق بگیران دیروز هستند. وهمین خود پیوندی جدانشدنی بین آنها واعتراضات کارگری است.

نباید فراموش کرد که نه تنها بازنشستگان بلکه کارگران هفت تپه، فولاد اهواز، هپکو اراک، پتروشیمی ها، کارگران راه آهن و بسیاری از کارگران در بخشهای دولتی در جنگی نابرابر حضور یافته اند. دریک طرف طبقه سرمایه دار و دولتشان با تمام اختلافها و کشمکش هائی که با یکدیگر دارند، صف کشیده اند ودر طرف دیگر ارتش عظیم مزد وحقوق بگیران که برای هستی ونیستی شان میجنگند. این جنگ اما بخشی از مبارزۀ طبقاتی در جامعه است که به سرنوشت کل طبقۀ کارگر و میلیونها انسان به حاشیه رانده شده، ارتباط دارد.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *