جایگاه و دلیل اجتماعی شدن کومه له

هلمت احمدیان

در آستانه گرامیداشت روز کومه له، بجاست روی مضمون آنچه کومه له را در کردستان به یک نیروی اجتماعی و موثر تبدیل کرد نگاهی اجمالی داشت تا بتوان این نتیجه را گرفت که آنچه این نیرو را در جنبش انقلابی به امید و تکیه گاه کارگران و مردم زحمتکش و فقیر این جامعه تبدیل کرد، سیاست های انقلابی و

رادیکالش بود و هست نه هیچ چیر دیگر!

مهمترین مختصات این سیاست را در بیانی کلی اینگونه می توان توضیح داد:

طبقاتی نگریستن جنبش ملی:

ستم مضاعف ملی در کردستان واقعیتی عینی بوده و هست. اما نگاه و برنامه برای لغو آن، نمی تواند نگاهی طبقاتی نباشد. ناسیونالیسم کرد در بهترین حالت رفع این ستم را در مبارزه برای لغو تبعیضات فرهنگی و روبنایی می بیند و گرنه برای گردش سرمایه و کسب سود مشکلی با حاکمیت سرمایه داری در سطح سراسری ندارد، بازار و نفع و سودش با آنها در هم تنیده شده است و از این روی، تغییر روبنای جامعه و یا مشخص تر رفع ستم ملی را هم در راستای بهبود منافع طبقاتی خود می بیند. این توهم و کج فهمی احزاب ناسیونالیست نیست که به سادگی در تندپیج های سیاسی می توانند با حکومت های سرکوبگر “ساخت و پاخت” کنند و حتی به اهداف ناسیونالیستی شان هم وفادار نمانند، چون مبارزه برای رفع ستم ملی برای بورژوازی کُرد و احزابش، نه فقط یک امر معرفتی، بلکه یک امر طبقاتی هم هست.

این حکم برای کارگران و مردم ستمدیده و تهیدست هم صدق می کند. برای آنها “نان و آزادی” و رفع تبعیضات ملی درهم تنیده شده است. آنها هم نان شان به گروگان گرفته شده، هم سایر آزادی های اجتماعیشان.

کومه له پرچمی متفاوت و سوسیالیستی را در جنبش مردم کردستان، برافراشت و چون این رویکرد با نیاز و منافع طبقه کارگر و زحمتکشان همخوانی داشت، به تکیه گاه آنها تبدیل شد.

سراسری بودن کومه له:

کومه له به عنوان یک نیروی چپ و کمونیست، هیچگاه نگرش و عملکردی محلی نداشته است، همانگونه که سرمایه داری نیر اینگونه عمل نمی کند. کومه له با تحلیل اوضاع سیاسی و اقتصادی کردستان و ایران، چه قبل از علنی شدنش و چه بعد از آن، رهایی مردم کردستان را، همراه با رها شدن از یوغ رژیم سرمایه داری مذهبی جمهوری اسلامی ایران دیده است و برای این امر متحدان طبیعی خود را در سطح سراسری ایران جستجو کرده و دست همکاری و همگامی به سوی آنها دراز کرده است. برای نیروهای چپ ایران هم، کومه له و جنبش سوسیالیستی در کردستان پایگاه و تکیه گاهی قابل اعتماد بوده است.

پروژه و عملکردهایی که در درون کومه له و حزب کمونیست ایران با انشعابشان خواستند این خصیله را با رویکردی محلی گرایانه زیر سئوال بردند، ره به جایی نیرده و بعضی از آنها سرانجام به جای چپ جامعه، با نیروهای شووینیست و پان ایرانیست و سلطنت طلب هم پیمان گشتند.

استراتژی روشن:

از آنجا که کومه له نگاهش به رفع ستم و تبعیض ملی از منظر یک استراتژی سوسیالیستی و طبقاتی بوده است، از یک سیاست پوپولیستی و “همه با همی” پرهیز کرده است و از همان اویل مرزش را با پوپولیسم روشن ساخت. اسناد کنگره های کومه له به روشنی نقشه راه و حد و ثعور همکاری ها، خط قرمزها و مهمتر از همه نیروی محرک پیشبرد این استراتژی را روشن کرده است.

کومه له با خون و جان و هستی هزاران انسان فداکار و کمونیست، در حین اینکه در مقابل رژیم جنایتکار و ستمگر مرکزی، از حق طلبی و جنبش مردم محروم کردستان پاسداری و آن را نمایندگی کرد، در عین حال همواره کوشید که با سنت ها و سیاست های احزاب ناسیونالیست، مرزی روشن داشته باشد و اگر روی پاره ای از ضرورت های مبارزاتی در مقابل دشمن مشترک، همکاری های عملی با این احزاب داشته، اما هیچگاه مرز بین دو راهکار سوسیالیستی و ناسیونالیستی/ بورژوایی را در سیاست و در عمل مخدوش نکرد و وارد یک همکاری پایدار و استراتژیک و یا یک “جبهه مشترک” نشد، چون استراتژی های این دو جنبش یکی نبوده و نیست.

راستگویی و صداقت انقلابی:

صداقت و راستگویی در اخلاق، در برخورد به مردم، در دیپلماسی و در همه شئون کار و رفتار نیروی کومه له از جمله خصایلی بوده است که کومه له را به نیرویی قابل اعتماد و قابل اتکا برای ستمکشان و توده های کارگر و زحمتکش تبدیل کرده است.

به عنوان مثال اگر  دیپلماسی برای احزاب ناسیونالیست همواره در هاله ای از ابهام، کتمان و در خفا و برای بند و بست های پشت پرده پیش رفته است، برای کومه له این امر در راستای منافع مردم محروم کردستان به شکلی روشن علنی و شفاف و قابل دفاع، پیش رفته است و حتی در سخت ترین شرایطی که کومه له مجبور بود برای پاره ای از نیازهای نیروهای پیشمرک کومه له از امکانات رژیم بعث عراق که در تخاصم با رژیم ایران قرار داشت، بهره بگیرد، علیرغم ضربات مرگباری که برای حفظ استقلالش خورد، هیچگاه زیر سئوال نرفت.

یک مثال دیگر که تصویر نیرویی متفاوت از کومه له به جامعه ارائه داده و با تاریخ مبارزاتی این نیرو عجین شده است، فرهنگ و ادبیاتی پیشرو و انقلابی در کلام و کردار بوده است. نیروی پیشمرگ کومه له که همواره الگویش یک جامعه انسانی، برابر و متمدن بوده است، توانست نشان دهد که به نسلی از انقلابیونی متکی است که با فداکاری و از خودگذشتگی، از فرهنگی بورژوایی و قیم مابانه فرسنگ ها فاصله دارند. جاه طلبی و موقعیت پرستی در تاریخی که کومه له را کومه له کرد، جایگاهی نداشت و از این روی علیرغم شرایط سخت و دشواری که در آن این نیرو آبدیده شد، همواره سربلند این خصایل بوده است.

و….

***

نتیجه گیری:

اگر چه می توان موارد دیگری از ویژگی های کومه له از قبیل مرزبندی با “نظامی گری صرف” که همواره سنت احزاب ناسیونالبست بوده, و لزوم اتکا و همراهی این عرصه با مبارزات کارگری و توده ای، به راهکارهای شورایی بجای حاکمیت احزاب، به مبارزه بر علیه مردسالاری و نقش و جایگاه زنان در جنبش انقلابی کردستان و …. را برشمرد، اما همه این نکات در مجال این نوشتار کوتاه نمی گنجد و می شود در فرصت های دیگر مفصل به آنها پرداخت.

بهررو هدف از برشمردن مختصر پاره ای از ویژگی های کومه له این بود که این نتیجه را گرفت که این نیرو به اعتبار این خصایل و این سیاست هاست که توانسته نیرویی قابل اعتمادو اتکا برای کارگران و مردم تهیدست کردستان باقی بماند. کومه له را مش، پراتیک و سیاست هایش ساخته است نه نام و نشان. اکنون نیز حفظ و تقویت این سیاست ها و خصایل در اوضاع و احوال سیاسی کنونی کردستان و ایران، نه تنها کمرنگ نشده است، بلکه بیش از هر زمانی پایبندی به آنها را می طلبد.

جامعه ایران در اوضاعی انقجاری و سرنوشت ساز بسر می برد. سرمایه داری ایران در بحران های بنیادی اش درمانده است، نسخه های لیبرالی و اصلاح طلبانه علیرغم فرصت ها و امکانات وسیعی که داشتند، ره بجایی نبردند، اپوزیسیون پروآمریکا و غرب از “براندازی” رژیم اسلامی توسط قدرت های امپریالیستی ناامید گشته اند، جریانات ناسیونالیست در بخش های دیگر کردستان و بویژه در کردستان عراق چند دهه فرصت داشته اند، عملا در مقابل مردم قرار گرفته اند و همانگونه که در هفته های اخیر نشان دادند پاسخ نان و حقوقشان را با گلوله دادند و….

از این روی کومه له با ظرفیت و تاریخ درخشانی که دارد، باید از این فرصت ها و موقعیت مناسبی که برای چپ جامعه وجود دارد، با پافشاری روی سیاست های خصلت نمایش و با تمام نیرو و امکاناتش در خدمت رشد و گسترش جنبش های اجتماعی و قطب چپ سوسیالیستی در بطن جامعه قرار گیرد.

هرگونه عدول از این تعهدات خطایی نابخشودنی است و از کومه له رادیکال و سوسیالیست چیری باقی نمی گذارد. همراهی با روند اوضاع سیاسی خطیر کنونی و اتخاد سیاست های رادیکال و چپ، تنها ضمانت رشد و گسترش ماست.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

WordPress Image Lightbox Plugin