پایان دوره ترامپ در کاخ سفید، پایان یک کابوس

سرانجام جو بایدن ظهر روز چهارشنبه ۲۰ ژانویه ۲۰۲۱ در میان تدابیر شدید امنیتی  به عنوان چهل ششمین رئیس جمهور آمریکا سوگند یاد کرد. قبل از او کامالا هریس به عنوان اولین زنی که در آمریکا معاون رئیس جمهور می شود سوگند خورد. مراسم تحلیف در حالی برگزار شد که علاوه بر نیروهای پلیس بیش از بیست هزار نفر از نیروهای گارد ملی آمریکا برای تأمین امنیت مراسم در مناطق اطراف مستقر شده بودند.  در حالی که سه رئیس جمهور پیشین در مراسم حضور داشتند، دونالد ترامپ غایب این مراسم بود و بر خلاف سنت معمول در مراسم تحلیف بایدن شرکت نکرد.

پایان دوره ترامپ در کاخ سفید ضربه ای به نژادپرستان و راست افراطی نه تنها  در آمریکا بلکه در سراسر جهان است. شکست ترامپ و راه نیافتن دوباره به کاخ سفید نتیجه سیاست های فاجعه بار وی طی چهار سال ریاست جمهوری و آن جنبش هایی است که در این مدت بی وقفه علیه ترامپیسم جنگیدند. یکی از دلایل اصلی شکست ترامپ استیصال و درماندگی وی در مقابله با بیماری همه گیر کرونا بود که در نتیجه آن بیش از چهارصد هزار نفر آمریکایی جان خود را از دست دادند. بر اساس تحقیقات مؤسسات نظرسنجی اکثریت قاطع رأی دهندگان به بایدن از همه گیری بیماری کرونا و نبود مراقبت های بهداشتی و پزشکی لازم نگران بودند.

ترامپ همچنین به دلیل چرخش به چپ فضای سیاسی جامعه در نتیجه وجود جنبش های اعتراضی کارگران، زنان و جوانان و از همه مهمتر جنبش “زندگی سیاهان هم مهم است” در سال ۲۰۲۰ تحت فشار قرار گرفت  اگرچه جو بایدن، كامالا هریس و حزب دموكرات در انتخابات پیروز شدند، اما در دنیای واقع آنها نقش اندکی در شکست دادن ترامپ داشتند. ترامپ در نتیجه مشارکت گسترده کارگران، مردم فقیر، رنگین پوستان، جوانان و زنان در انتخابات ریاست جمهوری که در یک قرن گذشته بی سابقه بود شکست خورد. ترامپ در دوره ریاست جمهوری خود با پیروی از پایگاه اجتماعی که در میان گروه ها و جریان های نژادپرست و راست افراطی داشت سیاست هایی را اتخاذ کرد که اکثریت کارگران و اقشار فرودست جامعه را به سُتوه آورد. سیاست های نژاد پرستانه، اقتدارگرایانه و زن ستیزانه ترامپ  و همچنین تهدید او برای عدم پذیرش نتیجه انتخابات در صورت شکست، در جلب گسترده این توده وسیع به روند انتخابات نقش ایفا کردند. این نیروی عظیم نه با انگیزهِ به پیروزی رساندن بایدن و حزب دمکرات، بلکه اساسا با انگیزه شکست دادن ترامپ در انتخابات شرکت کردند. با اینحال نباید از یاد برد که ترامپ با کسب ۷۴ میلیون رأی بالاترین رأی یک نامزد بازنده در تاریخ انتخابات آمریکا را کسب کرد.

اگر این فاکتورها را از نظر دور بداریم برخلاف مبارزات انتخاباتیِ پر جنب و جوش “برنی سندرز”، در کمپین تبلیغاتی جو بایدن هیچ سیاست جسورانه و ترقی خواهانه ای که الهام بخش رأی دهندگان باشد وجود نداشت. با اینحال زمانی که ترامپ و رسانه های هوادار وی تحت عنوان “سوسیالیست” به بایدن و دمکرات ها حمله کردند، این موج تبلیغاتی باز هم چرخش به راست را در حزب دمکرات تقویت کرد و هر چه بیشتر از برنامه های ترقی خواهانه فاصله گرفتند. بایدن و هریس و دستگاه رهبری حزب دمکرات هیچ ظرفیتی برای چرخش به چپ نداشتند. در عوض استراتژی حزب دمکرات به جای پیگیری خواسته های میلیون ها نفری که از “سندرز” بخاطر برنامه های رفاهی و زیست محیطی حمایت می کردند، این بود که توجه جمهوری خواهان ناراضی را به خود جلب کنند. حزب دمکرات در برخورد به جنبش ضد نژاد پرستیِ ” زندگی سیاهان هم مهم است” نشان داد که هیچ  برنامه روشنی برای برچیدن نژاد پرستیِ نهادینه شده در سیستم حاکم ندارد. در همانحال با برگزیدن کامالا هریس به عنوان اولین زن به سمت معاون رئیس جمهور، نشان داد بجای اینکه در فکر پاسخگویی به خواسته های جنبش ضد نژاد پرستی باشد بیشتر کنترل این جنبش را در چشم انداز قرار داده است.

بایدن با این رؤیه ای که در پیش گرفته است برای معضلات اساسی مانند بیکاری ده ها میلیونی، فقدان خدمات و مراقبت های بهداشی در عصر بحران کرونا، نژاد پرستی نهادینه شده، تعمیق نابرابری های اجتماعی و تغییرات آب و هوایی راه حلی ندارد. در مقابل تحت عنوان تلاش برای بازگردان وحدت دوباره آمریکا سیاست همکاری با جمهوری خواهان و مراکز قدرت سرمایه در آمریکا برای ارائه یک برنامه نئولیبرال را از سر خواهد گرفت. در کابینهِ بایدن طیف وسیعی از شخصیت های حزبی وجود دارند که بسیاری از آنها ارتباط نزدیکی با شرکت ها و کمپانی های آمریکایی و چهره های حزب جمهوری خواه دارند.بازگشت به سیاست های نئوليبرالی دوران اوباما ممكن است رهبری حزب دموكرات و شركت ها و کمپانی های بزرگ آمريكايی را خشنود كند، اما اين به معنای ادامه بیکاری و فقر روزافزون برای ميليون ها انسان است. این امر با توجه به اقتصاد عمیقا بحران زدهِ ایالات متحده که برای بایدن و هریس به ارث رسیده تقویت می گردد.

در عرصه سیاست خارجی هم جهت گیری بایدن، بازگشت به الگوی سنتی سیاست های امپریالیستی آمریکا را نشان می دهد. ایالات متحده مجددا خواهان تنظیم رابطه با روسیه و بویژه چین و در همان حال ادامه رقابت برای کسب موقعیت برتر در مناطق مورد منازعه است. انزوا طلبی ترامپ و جنگ تجاری با چین و همچنین ایجاد بزرگترین منطقه تجارت آزاد در جهان با مشارکت چهارده کشور در منطقه آسیا و اقیانوسیه از جانب چین، کارِ بایدن را مشکل کرده است. در شرایطی که آمریکا در بحران سوریه به روسیه باخته است و در افغانستان هم دوباره موقعیت طالبان تقویت شده است و فشارهای حداکثری ترامپ هم نتوانسته مانع از سرگیری برنامه های هسته ای جمهوری اسلامی شود، بایدن قصد دارد سیاست فعالانه تری را در خاورمیانه در پیش گیرد.

در واقع نه بایدنِ دمکرات که روز چهارشنبه ۲۰ ژانویه به کاخ سفید راه یافت و نه حزب جمهوری خواه، با ایده های ترامپیستی هیچ راه برون رفتی از بحران سرمایه داری که زندگی و امنیت اقتصای و رفاه اکثریت مردم آمریکا را به مخاطره انداخته است ندارند. آن دسته از رأی دهندگانی که با امید بستن به وعده های تأمین امنیت شغلی و اقتصادی، ارتقای خدمات بهداشت و درمان و رعایت عدالت به کمپین های انتخاباتی جو بایدن روی آوردند به زودی از عملکرد وی سرخورده خواهند شد. طبقه کارگر، رنگین پوستان، مهاجرین، زنان و توده های میلیونیِ به حاشیه رانده شده و خصوصا آن بخش از رأی دهندگان که نه از روی امید بستن به وعده های جو بایدن، بلکه به منظور رهایی از شر ترامپ در انتخابات مشارکت کردند، اکنون برای رهائی واقعی از چنگ بیکاری و فقر و محرومیت هایی که به آنان تحمیل شده  راهی جز مبارزه با مناسبات سرمایه داری را در پیش ندارند. جامعه آمریکا بیش از هر زمان دیگری به افق فراسوی سرمایه به افق سوسیالیستی نیاز دارد. دوران بازی در زمین رقابت احزاب بورژوایی به پایان رسیده است.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

WordPress Image Lightbox Plugin