بیداد فقر و گرانی در ایران

“آقا، پای مرغ دارید؟” این سوالی است کە سالهاست از سرپرست خانوارهای کارگری و زحمتکشی در ایران هنگام خرید شنیدە میشود. جمله ای کە  شاید امروز دیگر عادی بە نظر برسد، چرا که بی رونقتر شدن هرچه بیشتر سفره‌های مردم بویژە در سال های اخیر را رژیم اسلامی دارد بە یک نُرم عادی در جامعە تبدیل میکند، همانطور کە فروش کلیە برای تأمین زندگی، عادی شدە است.همانطور کە درد و رنج و مصیبت های بسیاری را کە این رژیم خالق آن بودە است میخواهند بە یک نرم عادی در زندگی اکثریت این جامعە تبدیل کنند. واقعیت این است وقتی دستمزد کارگر تازە اگر در شرایط فعلی کاری هم  داشتە باشد ٥ برابر زیر خط فقر باشد، بروز چنین پدیده‌هایی هرگز دور از انتظار نیست. کافیست گفتە شود کە در ماە اول سال، همه اقلام سبد معیشت چندین برابر گران شده‌ است. کارگری در صحبت با گزارشگر ایلنا می گفت: “هر زمان بطور مثال اگر ۲۰ درصد به حداقل دستمزدها اضافه ‌شود، تورم موجود ۴۰ درصد حتی بیشتر هم میشود و کارگران باز از برخورداری از یک زندگی حداقلی عقبتر هستند.”

به گزارش خبرنگار ایلنا، تا آخرین ماه سال قبل، نمودار تورم، نموداری صعودی بوده است. بانک مرکزی نرخ تورم را برای یک‌سال آینده ۲۲ درصد، تعیین میکند. اما نرخ تورمِ ۲۰ تا ۲۴ درصدی در سال، ذەرای از حقیقت را با خود دارد. داده‌های واقعی از زندگی مردم آنجا کە تورم چهرە کریە خود را بدون پردەپوشی نمایان میکند، نشان می‌دهد که واقعا  اینگونه نیست. بە این دلیل در پاسخ این سوال باید خیلی ساده گفت “سالی که نکوست از بهارش پیداست”.  از طرف دیگر، مرکز آماردر گزارش رسمی خود با بررسی تغییرات شاخص قیمت کالا و خدمات مورد نیاز زندگی در اسفند ۱۳۹۹،  نرخ متوسط تورم را در پایان اسفند بیش از ۳۶ درصد اما فشار تورم در پایان اسفند در مقایسه با اسفند سال قبل نزدیک به ۵۰ درصد اعلام کرد. از این داده‌های رسمیِ اسفند که بگذریم، در فروردین نیز شاخص‌های تورمی غیررسمی نشان از افزایش دوباره قیمت‌ها دارد.

در چنین شرایطی است که باید پرسید آیا افزایش حداقل دستمزد با فرض پرداخت همه مزایای آن، در فروردین یا اردیبهشت به ۴ میلیون کە با احتساب حق اولاد به ۴ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان می‌رسد، آیا واقعا  کفاف تامین حداقل هزینه‌های زندگی در ایران امروز را دارد؟ آیا کارگران با توجه به روند فعلی نرخ تورم، چشم‌انداز روشن‌تری به نسبت سال ۹۹ در پیش رو دارند و آیا می‌توان به بهبود معیشت تحت حاکمیت سیاە جمهوری اسلامی حداقل به اندازه سر سوزنی امیدوار بود؟

با توجه به افسارگسیختگی تورم  کە حتی خود را در آمارهای اعلام شده مراجع رسمی هم نشان می‌دهد، افزایش دستمزد بە میزان اعلام شدە بدون شک منجر به “ارزان‌سازی نیروی کار” می‌شود. واقعیت این است کە جدا از سردمداران حکومتی و دولتی کە جای خود دارد، حتی مدیران دولتی هیچ زمان این دلهره‌ها را ندارند، چون آنها همیشه حقوق‌شان چندین برابر نرخ تورم افزایش می‌یابد و بە قولی آنها نجومی‌بگیر هستند. بنابراین در نظام سرمایەداری جمهوری اسلامی همه مولفه‌های اقتصاد جوری کنار هم چیده شده که کارگران هیچ زمان نتوانند به بهبود معیشت امیدوار باشند و بگویند “چه خوب امسال زندگی‌ام بهتر از سال قبل یا سال‌های قبل‌تر خواهد بود. کارگر باید نیروی کارش ارزان باشد و مهمتر از آن ارزان بماند تا سرمایە بتواند سود اندوزی کند،  بە این دلیل سطح زندگی کارگر و زحمتکش در جامعە نیز باید پایین نگە داشتە شود و آنرا بە امری عادی تبدیل کرد تا حرکت برای تغیر وضعیت غیر انسانی موجود از کارگر و زحمتکش گرفتە شود، بە این دلیل، امروز نە خریدن پای مرغ تعجب آور است  و نە کلیە فروختن و نە  تا کمر خم شدن در اشغالدانیها و نە هزار درد و مصیبت دیگر، چون تقریبا آنرا عمومی کردەاند و بە این ترتیب همە در اشکال متفاوت اما سایە سنگین یک درد مشترک را بر دوش خود احساس میکنند. واضح است کە همە آنان کە از قبل این رژیم بە نان و نوایی رسیدەاند و  هر سال سقف حقوقی‌شان بالاتر می‌رود؛ دیگر دغدغه ۲۵ درصد افزایش نرخ تاکسی یا ۵ هزار تومان مرغ گران‌تر را  ندارند.  آنها با شراکت در غارت ثروت جامعە همیشه همه مایحتاج زندگی‌ خود را اختیار دارند، اما این کارگران هستند که باید همیشه چرتکه بیندازند و دو دوتا چهارتا کنند که افزایش مزد چقدر است و صعود تورم چقدر. از خانوادە کارگری کسی کە بە خرید میرود، این تورم را با تمام وجود می‌فهمد  چون هر روز زنبیلِ دستش خالی‌تر می‌شود.

همین که درصد ناچیزی بە حداقل دستمزدها اضافە گردید “تورم”  از شیارهای موازی اقتصاد بر سر کارگر و مردم زحمتکش  شروع به باریدن میکند، حمل و نقل از یکسو، کرایه خانه از سوی دیگر و گران شدن مواد غذایی نیز از جایی دیگر سربرمی‌آورد. میخواهند این دروغ بزرگ را جا بیاندازند کە دلیل افزایش تورم، افزایش دستمزدهاست، تا آنچە را کە هست بقبولانند و امری عادی و اجتناب ناپذیرش کنند. اما واقعیت چیز دیگریست، واقعیت در مناسبات ظالمانەای است کە “سود اندوزی” قانون تخطی ناپذیر آن است، قانونی کە بە قیمت تباهی زندگی انسانها باید حفظ و تداوم یابد، قانونی کە در اشکال مختلف با حِلیە مذهبی و ملی توجیە پذیرش میکنند و وفاداری و از خود گذشتگی و قبول درد و رنج و زحمت را فقط برای کارگر و زحمتکش جماعت امری عادی قلمداد میکنند. مردم ایران باید یک زندگی سخت و مشقت بار را تحمل کنند تا حاکمیت اسلامی بتواند بە چپاول و غارت حاصل دسترنج آنان ادامە دهد.  اما از طرف دیگر واقعیت های امروز جامعە ایران، اعتراضات و مبارزاتی کە لرزە بر اندام حاکمان جنایتکار و فاسد جمهوری اسلامی انداختە است، حکایت از این دارد کە قربانیان نظام جمهوری اسلامی،  قربانیان بی آزاری نیستند و تن بە زندگی مشقت بار کنونی و فقر و محرومیت کنونی نخواهند داد و سال هاست کە صدای اعتراض خود را بلند کردە و هر روز کە میگذرد قدمی بیشتر در جهت آمادە کردن صفوف خود برای بە زیر کشیدن این مناسبات غیر انسانی و حافظان آن یعنی جمهوری اسلامی بر میدارند.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

WordPress Image Lightbox Plugin