جنبش کارگری در آستانه اول ماه مه و چالش های فرارو!

محمود قهرمانی

در آستانه اول مه روز اتحاد جهانی طبقه کارگرقرار گرفته ایم، امسال نیز با کشتاراپیدمی کرونا با شدت بیشتری روبرو هستیم. حکومت سرمایه به گفته روحانی از ترس شورش میلیون ها گرسنه در خیابان های کشورمانع از تعطیلی مراکزتجمع وکسب وکارگردیدند، مراسم های مذهبی عاشورا و زیارتگاه های قم ومشهد خود به مراکز شیوع کرونا تبدیل شدند، به بهانه تحریم ها وبا ایجاد توهمات ارتجاعی وضدعلمی مانع ازتهیه واکسن جهت واکسینه کردن مردم گردیدند و .. دراین میان آنان که صدمات جانی ازدست دادن عزیزانشان، تبعات بیکاری، مالی، اجتماعی، روانی و بهای عدم مقابله با کرونا را پرداخته و می پردازند توده وسیع مردم کارگرشاغل و بیکار، حاشیه نشیان و تهیدستان جامعه هستند.

همراه با این فاجعه بزرگ انسانی، میلیون ها بیکار، گرانی افسارگسیخته، کاهش ارزش پول، بحران واقتصاد ازهم پاشیده مزید بر علت گردیده و رژیم به جای هزینه کردن برای مقابله با فاجعه کرونا، کمک به صندوق های بازنشستگی، بیمه های کارگری وعمومی و…. تمامی ثروت های جامعه را که با رنج و مرارت همین مردم کارگرو تهیدست فراهم گردیده، خرج تقویت نیروهای سرکوبگرش و پروژه های مشکوک اتمی وتقویت ارتجاع منطقه هزیبه می کند.

به لحاظ سیاسی، سرکوب وحشیانه، زندان و شکنجه و سانسور و هر اعتراض و نارضایتی را با دستگیری واحکام سنگین واعدام به بهانه اقدام علیه امنیت ملی، توهین به رهبری جواب می دهند و…نبود روزنامه و نشر آزاد، تعقیب و آزار اقلیت های مذهبی، ملیتی وهنرمندان، زنان، دانشجویان و فعالین کارگری و صنفی، زیست محیطی  با خشن ترین اختناق و سرکوب روبرویند.

از منظر فرهنگی، فعالیت همه رشته های هنری مستقل وخارج از دار و دسته های حکومتی زیر بار سانسور و پیگرد های امنیتی بعضا خاموش و بقیه نیمه جان گردیده اند. باگسترش آگاهانه رشوه و فساد، فریب و دروغ و فرد گرائی و هر کس دستش به کلاه خود را تا اعماق جامعه رسوخ داده اند.   

درحالیکه قدرت های بزرگ سرمایه داری جهت حفظ نظام سرمایه داری ایران، از گزند همان شورشی که خواب را ازچشمان همه دستگاه حاکمه ایران ربوده و روحانی به صراحت بیان داشت، تلاش می کنند و بارها ترامپ اعلام کرد که: «فشار حداکثری و تحریم های ما برای ساقط کردن حکومت ایران نیست، ما تغییر حکومت نمی خواهیم، ما می توانیم با همین حکومت هم بسازیم».

در آستانه اول مه و در چنین اوضاعی جنبش کارگری این ستون استوارهمه جنبش های اجتماعی، برابری وآزادیخواهی با پافشاری دلیرانه روی مطالباتش، و با اعتصابات واعتراضات سرسختانه خود همچنان پرچمدار و پیشقراول مبارزات اجتماعی، امید به آینده و تغییرات انقلابی را زنده نگه داشته است. در عین حال نمی توان نادیده گرفت که این جنبش علاوه براختناق، سرکوب ودیکتاتوری که مهمترین مانع درهمه عرصه های  مبارزات  طبقه کارگر است، درگیر مجموعه ای از مسایل، چالش ها وموانع کوچک و بزرگ دیگر در سر راه خود می باشد، که در کلی ترین سطح  می توان آنها را به مسائل وموضوعات درونی و اهداف و سیاست های حاکمیت دسته بندی کرد.

جنبش کارگری از درون

دراوایل دهه ۸۰ شمسی حول بحث تشکل های توده ای طبقه کارگر و موانع سر راه ایجاد این تشکل ها پلمیکی طولانی، صمیمانه وراه گشا میان فعالین کارگری دخیل و مؤثر در جنبش اعتراضی، دلسوزان و دوستداران طبقه کارگر و نیروهای چپ طرح  شد و اشتیاق و شور و شوق گسترده ای  پدیدارگردید که منجر به ایجاد، تشکلهائی از قبیل کمیته های هماهنگی و پیگیری وتعدادی جمع ومحفل وبعضی اقدامات جانبی دیگر گردید. پیشترسندیکای واحد بازگشائی شده و بعدها سندیکای نیشکر هفت تپه هم بازگشائی گردید.همه این تشکل ها با رنج وهزینه های سنگین، از دست دادن کار، سرکوب های وحشیانه تجمعات و دستگیری ها، شکنجه و زندان و ترور  فعالین و رهبران کارگری توانستند سر پا بمانند. با هر دید و نقدی که به این تشکل ها داشته باشیم، ذره ای ازاین حقیقت کم نمی شود که فعالیت ها واقدامات همین سازمان های مستقل کارگری تاثیرات بزرگی در فضای سیاسی کل جامعه بجا گذاشت وتوانست باورهای «غیر ممکن بودن متشکل شدن  و رعب» را بشکند.باادامه مبارزات کارگری درسالهای اولیه دهه۹۰ وباشورش تهیدستان درسال ۹۶ هیولای ترس شکسته وتغییردر تناسب قوای جامعه رغم خورد.

در آن پلمیک ها و مباحث چند فاکتور مهم به توافق عمومی پیشروان وبعدها  مجامع عمومی کارگری تبدیل گردید، ازآن جمله استقلال تشکل های کارگری، اساسنامه وعضویت درتشکل ها، اتخاذ تصمیمات هرتشکلی با رای عموم  ودر مجمع عمومی کارگران و… بدلیل دستگیری ها، مبارزات کارگری گسترده و نیاز به جوابگوئی به مسایل فراروی اعتراضات واعتصابات روزمره، موضوعات ومسایل دیگری حتی مربوط به همین مباحث، یا اصلا طرح نگردید و یا ناقص ماند. از جمله محدودیت های کارقانونی، تاکتیک های مبارزه و تشکل های جانبی، صندوق اعتصاب، رابطه با جنبش های دیگر و…هرچند پراکنده مقالاتی نوشته شد و گاه گفتگوهائی در مسایل متعدد انجام گردید، اما نه کافی بود و نه مقبولیت عمومی یافت.

در مورد استقلال، تشکل کارگری مستقل از دولت و کارفرما و نهادهای وابسته به حکومت از جمله شوراهای اسلامی کار و خانه کارگر وهمچنین نهاد دولتی آمریکائی سولیداریتی سنتر واحزاب حکومتی، مباحث تا حدودی جا افتاد، اما موضوع ،ارتباط  و نه وابستگی این تشکل ها با احزاب چپ که بهرحال خود را بخشی و یا متعلق به طبقه کارگر می دانند، مباحث چندان روشن نگردید. در حالیکه با وجود یک گرایش کمونیستی،دخالتگروخوشنام دراین جنبش، موضوع حساسیت بیشتری داشته و پرداختن به این موضوع را ضروری می کند.    

درمورد رابطه با جنبش های دیگرهمچون جنبش دانشجوئی ودخالت نهاد هائی

مثل شوراهای اسلامی کار، در مبارزات و امور تشکل کارگری، تجربه هائی که بخصوص سال گذشته در اعتصاب طولانی و ایستادگی کارگران هفت تپه رخ داد لازم است که بررسی و تحلیل گردند.عدم یک بررسی عمیق و بحال خود گذاشتن این مهم، به این امید که در روند مبارزه، با اراده جمعی و مستقلانه  تصمیم مناسب گرفته خواهد شد، تا آنجا که به درایت واعتماد به رهبران کارگری مربوط میشود قابل ستایش است، اما بدون اطلاعات،آگاهی ونقشه ،اراده جمعی کافی نیست، عمل مستقلانه نیاز به تحلیل و بررسی و نقشه و پشتیانی وسیع تر  دارد، درغیراین صورت چاره اندیشی در گرماگرم اعتصاب، تحصن یا راهپیمائی درخیابان های شهرعکس العملی فکر نشده و ناقص است.

این نوع اندیشیدن تنها مقابله با عملی معین و بی اثرکردن یک حرکت ضد کارگری است، که جنبش کارگران را از فهم اهداف و نتایج منفی آتی آن  محروم می کند، بهمین جهت بررسی و تحلیل آن ضروری است. موضوع مربوط است به دخالت با هدف کنترل و به کج راه بردن مبارزه کارگران هفت تپه توسط خانه کارگر و بسیج دانشجوئی تحت نام دانشجویان عدالتخواه که توسط عوامل ستاد “امر به معروف و نهی ازمنکر” سازمان داده شده بود. همین نوع دخالت در مبارزات کارگران فولاد اهواز هم دیده شد. ازدیگرموارد این نوع دخالت درامورداخلی سندیکا را سندیکای کارگران هفت تپه در تاریخ ۱۱ خرداد ۹۹ طی نامه ای سرگشاده دررابطه با پیام کنفدراسیون ای. یو. اف  به مناسبت شرکت دادن فریدون نیکوفرد بعنوان نماینده کارگران و سندیکا، دردادگاه رسیدگی به فساد مالی امید اسد بیگی کارفرمای هفت تپه، افشا نمود. (در حالیکه فریدون نیکوفرد عضو سندیکای کارگران هفت تپه نیست وهیچگونه مشارکتی هم دراعتراضات کارگران برای خلع ید از امیداسدبیگی نداشته است).

اهداف و سیاست های رژیم در رابطه با جنبش کارگری

از همان اولین قانون ضد کارگری جمهوری اسلامی  دست پخت توکلی که کارگر را کاربر نامید وخمینی هم گفت: “همه کارگرند، خدا هم کارگر است”، قانون کار هدفش را انکار کارگر و نادیده گرفتن حقوق کارگربنا نهاد. قانون کارتاامروزچندین باردستخوش تغییرگردیده، تنهاچند ماده وتبصره مفید دارد که آنهم برای داشتن کنترل بر کارگر و روابط کار است. از این روی اتکا و دخیل بستن به قانون کار جز توهم چیزی بیش نیست. در این قانون ضدکارگری  اعتصاب و تجمع کارگری پذیرفته نمی شود، قانون را سیاست ومصلحت حکومت ودستگاههای امنیتی تعیین میکنند،بنابراین نه دستمزد قانون مند است، نه قرار داد کار. براساس این سیاست کارفرما و حکومت “حق دارند”و اعتصاب و تجمع کارگری یعنی تجمع و توطئه علیه امنیت ملی است و این را در همه احکام علیه هر کارگر معترض نوشته و می نویسند. به عنوان مثال این احکام را برای محمود صالحی، رضا شهابی و زنده یاد شاهرخ زمانی و دهها کارگرزندانی وجان باخته نوشتند.

دراین قانون کارتشکل مستقل کارگری قابل تحمل و مجاز نیست. بعبارت دیگر این قانون ضد کارگری نه مرجع است ونه اعتباردارد، اصل سیاست حکومت است. ازهمان ابتدای حکومت جمهوری اسلامی تا امروز همینگونه  بوده است.

قرارداد کار یعنی  آنگونه که کارفرما می خواهد، شفاهی، پیمانی، موقت، پاره وقت، سفید امضا، یعنی که هر وقت کارفرما خواست کارگر را اخراج کند وهیچگونه تعهد ومسؤلیتی هم ندارد.

تعیین دستمزد که در درگاه سه جانبه گرائی نوع جمهوری اسلامی یعنی دو کارفرما و یک نفر از اعضای شورای اسلامی کار و به انتخاب کارفرمای اصلی. در واقع حتی اگر این فرد هم از خودشان نباشد تغییری در نتیجه ایجاد نمی کند، یعنی که  تصمیم بر سر میزان حداقل دستمزد را کارفرمای بزرگ یعنی دولت می گیرد. اینها را همه کس می داند. با این وجود بعبارت دیگردر جمهوری اسلامی قراردادکار و تعیین حداقل دستمزد را مصالح و سیاست حکومت تعیین می کند.در طی حداقل ۱۶ سال گذشته وضع بر بهمین منوال یعنی انقباض دستمزد بوده و فقط هم شامل تعیین حداقل دستمزد نمی شود. درهمین ۱۶ سال گذشته کدام روزبوده که اعتراض علیه حقوق های معوقه نداشته باشیم. در شرایطی که دولت در اثر بالا رفتن قیمت نفت درآمدهای ءظیمی داشته ومشکل تحریم هم نبوده مبارزات گسترده ای برای دریافت حقوق های معوقه داشته ایم.

این بعنی سیاست پائین نگهداشتن دستمزد و تبدیل طبقه کارگر به یک  نیروی کار اگر نه مفت ولی بسیار ارزان، این را میتوان در سیاست تقدم واردات وتجارت هم دید.همین سیاست را در مورد بیمه ها و صندوق های بازنشستگی  بروشنی می توان دید. دردوره احمدی نژاد که بالاترین قیمت نفت ودرآمد های دولتی را داشته اند، مگرسازمان تامین اجتماعی را غارت نکردند؟ مگر در همان دوره بدهی دولت  به تامین اجتماعی  به۲۴۰هزار میلیارد تومان نرسید؟ وامروزبالای ۱۰۰۰میلیارد تومان است. این داده ها چی می گویند؟ بیمه و بازنشستگی بخشی از دستمزد کارگر است،این سیاست پائین نگهداشتن دستمزد است،سیاست تبدیل طبقه کارگربه یک نیروی کار بسیار ارزان.

تحقیق، بررسی و پلمیک عاجل برسرهمه سیاست های حکومت و بیرون کشیدن سیاست کارگری و مبارزه پیگیر، متحد و سازمانیافته علیه این بختک و توحش سرمایه دارانه است که می تواند، دستمزد مکفی و تشکل توده ای و بازنشستگی را تامین و کل جنبش اجتماعی را به حرکت در می آورد. تدارک اول ماه مه و گرامیداشت روز کارگر فرصتی برای بررسی و برجسته کردن توان و فرصت ها و یافتن راهی برای فایق آمدن برچالش هاست.

پیروز باد روز جهانی کارگر!

۱۲ آپریل ۲۰۲۱

  

  

.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

WordPress Image Lightbox Plugin