۴۲ سال پیش مردم کردستان به جمهوری اسلامی نه گفتن

۴۲ سال پیش مردم کردستان به جمهوری اسلامی نه گفتند و

در رفراندوم  آری یا نه جمهوری اسلامی شرکت نکردند!

کومه له نیروی بزرگ و محرک اصلی آن نه بزرگ مردم کردستان به جمهوری اسلامی بود

بهروزناصری

پنجشنبه ۱۲ فرورین  ۱۴۰۰

برابر با ۱ آپریل ۲۰۲۱

امروز ۱۲ فروردین ۱۴۰۰ برابر با ۱ آپریل ۲۰۲۱ مصادف است با ۴۲مین سال رفراندم آری یا نه  جمهوری اسلامی.

طبق خبرگزاری جمهوری اسلامی ایرناُ «۱۲ فروردین ۱۳۵۸ نتایج رفراندوم تغییر نظام حکومت ایران که در روزهای ۱۰ و ۱‍۱ فروردین برگزار شد، اعلام و ۹۸،۲ درصد واجدین شرایط در این همه پرسی به جمهوری اسلامی رای «آری» دادند

در این رابطه ذکر چند نکته حائز اهمیت است:

  • آماری که جمهوری اسلامی ارائه داده است و از نظر علمی درست نیست. آماری که جمهوری اسلامی ارائه میدهد بیشتر جنبه ایدئولوژیک وسیاسی به نفع حکومت اسلامی دارد تا بیان واقعیات. واقعیت این بود که اولا مردم کردستان در انتخابات یا رفراندوم آری یا نه جمهوری اسلامی شرکت نکردند. و دوما همین حالا هم خبرگزاریهای متعدد می گویند که بخش بزرگی از مردم مناطق جنوب و شرق ایران فاقد شناسنامه هستند، سوال ساده اینست که چگونه مردمانی که شناسنامه نداشته باشند، میتوانند در انتخابات شرکت کنند. و سوما تمام انتخاباتهای ریاست جمهوری که در طول این ۴۲ سال روی داده است نشان داده و گواهی میدهند که همان رفراندوم سال ۱۳۵۸ هم از همین منطقی که ۴۲ سال است به مردم تحمیل میکنند پیروی کرده است. یعنی تقلب در انتخابات یک نرم شرعی و مورد قبول همه جناحهای جمهوری اسلامی بوده است. بزعم جمهوری اسلامی مردم و انتخابات نقش ابزار دارند، و اصل مطلب همان خدا و حکومت نمایندگان خدا برروی زمین است. مردم کاره ای نیستند. همین نظریه را خیلی روشن آن آیت الله هی که مرد یعنی مصباح یزدی گفته بود. هر فاکتوری که این اصل را خدشه دار کند، بایست کنار گذاشته شود. این منطقی است که ۴۲ سال است عمل میکند و این نظریه مبنای همه به اصطلاح انتخاباتهای بوده است که در طول حیات جمهوری اسلامی روی داده است. سوال دیگر اینست که آیا مراجع بیطرف بین المللی و نمایندگان سازمان ملل ناظر آن انتخابات بودند؟ و ….
  • دوران انقلاب ۱۳۵۷ دورانی به معنای واقعی انقلابی و سیاسی و پر جنب و جوش بود. فعالیت سیاسی در کردستان دقیقا به دلیل وجود احزاب سیاسی، و در مقایسه با مناطق دیگر ایران، از حال و هوای دیگری برخوردار بود. آزادی نسبی سیاسی آنزمان و فعالیت احزاب، فضای اجتماعی کردستان را رادیکال و انقلابی کرده بود. رادیکالیسم انقلابی و توده ای را میتوان در وجود شوراهای شهری و مواضع عمومی مردم دید. در آنزمان کومه له که نام کاملش «سازمان انقلابی زحمتکشان کردستان ایرانکومه له » بود، هر چند تازه علنی شده بود اما به سرعت به یک نیروی اجتماعی در سراسر کردستان تبدیل شد. وجود کومه له بعنوان یک سازمان انقلابی، سوسیالیست و رادیکال آن زمان در کردستان آنقدر مهم بود که توانست در چند رویداد مهم اجتماعی تاثیر بزرگ داشته باشد: اول شرکت نکردن در رفراندوم جمهوری اسلامی و «نه گفتن به جمهوری اسلامی از همان روز اول» و دوم شرکت و سازمان دادن جنبش مقاومت توده ای بر علیه تعرضات و سرکوبگریهای جمهوری اسلامی علیه مردم کردستان، و سوم دخالتگری و سازمان دادن شوراهای شهرها. فعالیت سوسیالیستی کومه له از روز انقلاب تا کنون تا آن حد تاثیر گذار بوده است که دشمن هر حرکت و مبارزه رادیکال و کارگری ورا به حساب کومه له بودن می نوشت. کارگران در حال مبارزه، زنان مبارزُ دانشجویان و مردمی که در اشکال مختلف در برابر رژیم مقاومت میکردند، همه به حساب کومه له ای بودن محاکمه میشدند. یعنی آنجاییکه رادیکالیسم و مبارزه و مقاومت وجود داشت، کومه له هم حضور داشته و دشمن هم مبارزین سرسخت را کومه له ای میدانست…. تاثیر کومه له بر روی مردم کردستان و برای شرکت نکردن مردم کرد در رفراندوم آری یا نه به جمهوری اسلامی، آنقدر بزرگ و عمیق بود که هنوز هم بعد از ۴۲ سال میتوان به اثرات متعاقب آن اشاره داشت. به همین دلایل بود که کردستان توسط جمهوری اسلایم به یک منطقه میلیتاریزه تبدیل شده است و آگاهانه سیاست امنیتی کردن کردستان از سوی جمهوری اسلامی در پیش گرفته شده و جمهوری اسلامی جدا از میلیتاریزه و امنیتی کردن کردستان، سیاست بیکارسازی و گسترش مواد مخدر ورا فعالانه دنبال کرده است. و…..
  • بعد از ۴۲ سال حاکمیت سرکوبگرانه جمهوری اسلامی و پرداخت هزینه های سنگین از سوی مردم  ولازم است تا به فعالین سیاسی گرایشات مختلف متذکر شد که مردم کردستان از همان روز اول رفراندوم برای جمهوری اسلامی در آن شرکت نکرد و مردم کردستان ۴۲ سال است که نه خود را گفته اند. اگر نیروها و گرایشات مختلف سیاسی در زمینه مخالفت با جمهوری اسلامی کمپین های «نه به جمهوری اسلامی» راه اندازی میکنند، خوب استُ اما بدانند که آنها اگر کوچکترین ادعایی در رابطه با ایرانی آزاد داشته باشند، بایست اولا رای مردم کردستان را  که ۴۲ سال پیش صادر شد را برسمیت بشناسند و دوما  از هم اکنون احترام گذاشتن به حقوق دمکراتیک مردم و کارگران را اعلام کنند. مردم ایران و قبل از همه کارگران و زحمتکشان کردستان  و ایران به فضای سالمی برای تنفس احتیاج دارند. فضای سالم تنفسی از لحاظ سیاسی یعنی وجود آزادیهای سیاسی و وجود مجموعه ای از حقوق دمکراتیک، تا کارگران و مردم با توسل به آن بتوانند سرنوشت خود را تعیین کرده و در اداره امور جامعه دخالت داشته باشند. احزاب سیاسی مدعیحال چه چپ باشد و یا چه راستوقتی مدعی هستند که علیه دیکتاتوریت نظام میخواهند کاری بکنند، اولین کار مهم برسمیت شناختن حقوق دمکراتیک کارگران و مردم ایران و بویژه مردم کرد که ستم ملی تاریخ طولانی دارد است. یک نمونه برجسته و قابل استفاده تاریخی، نمونه نروژ در دوران جنگ جهانی دوم، آنزمان که نروژ تحت اشغال نازیهای هیتلری درآمد است. در نروژ دوران جنگ جهانی دوم، جنبش مقاومتی برعلیه نازیها شکل گرفت که چپ و راست آن جامعه را در برمی گرفت، که کمونیستهای نروژی هم جزو آن نیروها و جنبش مقاومت بودند. بعد از شکست نازیها در سال ۱۹۴۵، همکاری احزاب چپ و راست نروژی برای بازسازی نروژ ادامه یافت و حاصل آن توافق بر سر برنامه ای بود که در تاریخ نروژ از آن بنام «برنامه ی مشترک» با   Fellesprogrammet    نام می برند. به عبارتی دیگر میتوان گفت که این برنامه مبنایی برای سیستم بیمه ها  و برنامه ای برعلیه فقر اجتماعی بوجود آورد، که امروزه حتی اگر احزاب دسته راستی هم حکومت را در دست داشته باشند، هر چند به دستاوردهای بدست آمده تعرض میکنند (و البته کرده اند) اما هنوز موفق نشده اند که سیستم بیمه های بیکاری، ورا از بین ببرند.    

جامعه ایران هم به یک چنین سازو کاری احتیاج دارند. کارگر و زحمتکش ایران و کردستان اولا بایست از لحاظ اقتصادی تامین باشند و دوما از لحاظ سیاسی و اجتماعی، حقوق شان محفوظ باشد. تا بدان وسیله بتوانند بر سرنوشت خود دخالتگر باشند. احزاب سیاسی مدعیُ بایست تلاشگر بوجود آمدن چنین شرایطی به نفع توده های کارگر و زحمتکش به پهنای ایران باشند. وقتی شرایط سیاسی و اقتصادی اجتماعی به نفع توده های کارگر و زحمتکش باشد، آنوقت بهتر میتوان وارد کشمکش بر سرکسب قدرت سیاسی شد

برای اینکه کارگران و زحمتکشان بتوانند وارد جدل بر سر کسب قدرت سیاسی شوند و اداره شورایی به نرم اجتماعی حکومتی تبدیل شود، لازم است تا شرایطش مهیا شود. شرایط مبارز برای کسب قدرت سیاسی و اداره شورایی هم یعنی:

الف: فضای باز سیاسی در جامعه وجود داشته باشد و فعالیت سیاسی احزاب سیاسی آزاد باشند،

ب: آزادیتشکلوتظاهراتوجودداشتهباشدتاکارگرانوزحمتکشانبتوانندخودرادرتشکلهایمربوطهخودراسازمانداده،وازاینامکانبرخوردارشوندتابصورتمتشکلاظهاروجودنمودهومدعیشوند،

پ: چپ و راست جامعه بپذیرد که هیچکس به خاطر فعالیت سیاسی و عضویت در احزاب سیاسی مورد بازخواست قرار نگرفته و دستگیر نخواهد شد. چپ و راست جامعه امضاء کنند و متعهد شوند که زندان، شکنجه، اعدام ممنوع باید گردد. چپ و راست جامعه امضاء میکنند و متعهد می شوند که اختلافات بین احزاب سیاسی از طریق مذاکره، دیالوگ و گفتگو حل شود و نه توسل به حشونت

ت: چپ و راست جامعه امضاء کنند و متعهد شوند که جامعه از طریق دولت و یا نهادهای ذیربط،  مسئولیت تامین نیازهای پایه ای مردم که همان «نان، مسکن و آزادی» باشد را تامین کنند،  بصورتی که فقر در جامعه ایران وجود نداشته و همه تحت سیستم بیمه های مختلف قرار بگیرند.

ث: چپوراستجامعهامضاءمیکنندومتعهدمیشوندکهتحصیلرایگانباشدوشرایطیفراهمکنندتاهمهافرادجامعهبراحتیبتواننددرعالیترینسطحدانشگاهیبهتحصیلبپردازند،

ج: چپ و راست جامعه امضاء کنند و متعهد شوند که در نظام پزشکی تحویل اساسی بوجود می آورند و همه مردم تحت بیمه های سلامتی و پزشکی فرار داشته باشند تا رسیدگی به امور مربوط به تندرستی برای هر فردی رایگان و قابل دسترس باشند.

چ: چپ و راست جامعه حق ملل در تعیین سرنوشت خویش را برسمیت بشناسند و به آراء ملل گوناگون ایران احترام بگذارند

اگر چپ و راست جامعه ایران روی این شش مورد به توافق برسند، جامعه ایران به معنای واقعی و به نفع کارگران و زحمتکشان  رشد و تکامل یافته ، و آنموقع ما وارد فاز دیگری میشویم که کل ایران میتواند تاثیر مثبت روی دنیای پیرامونی اش بگذارد. درست برخلاف امروز که دولت و حکومت اسلامی ایران منشاء بدبختی و تروریسم و هزار و یک مصیبت استُ انموقع شرایط برعکس کنونی بوجود می آید

مسئله کسب قدرت سیاسی، مسئله جدال طبقاتی بین طبقات مختلف اجتماعی است. از لحاظ انتزاعی، برای کسب قدرت سیاسی، بایست متحد و متشکل بود. و برای اینکه متحد و متشکل شد، بایست شرایطش فراهم شود، و دقیقا آن هفت نکته بالا در خدمت این امر است.

پس تلاش و مبارزه برای تحقق خواستها، مطالبات و حقوق دمکراتیک در خدمت اهداف بزرگتری که همانا سوسیالیسم باشد قرار دارد.

سوسیالیسم بدون وجود حقوق دمکراتیک، بدون آزادیهای سیاسی و  بدون اتحاد و تشکل در سطح اجتماعی،  متحقق نمی شود. کمونیستها بایستی منطقن مبارزین متحقق شدن چنین شرایطی باشند.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

WordPress Image Lightbox Plugin