وِیژه جنبش کارگری، تجربه ی هفت تپه

مروری بر مبارزات طبقاتی درخشان جنبش کارگری در هفت تپه، برگی از آزمون مبارزات کارگری است که به صورت نوشتارهای مجزا ارائه می‌شوند. در این شماره، بخش هفتم آنرا پی می گیریم.

از تابستان 99 تا آستانه ی اول ماه مه 1400 و آن اعتصاب با شکوه و الگوواره ی 95 روزه ی کارگران نیشکر هفت تپه کمتر از یکسال می گذرد. از فردای پایان یابی اعتصاب 95 روزه تا کنون در بخش های مختلف مجتمع نیشکر هفت تپه، روزی بی اعتراض و اعتصاب و فریاد نبوده است. اعتراض های بازنشسته گان کارگری، سراسری شده است و فریاد مرگ بر حکومت و روحانی  در خیابان های آماده ی خیزش به گفتمان روزمره تبدیل شده است. بازنشسته گان تأمین اجتماعی برای سومین بار در اولین ماه سال ۱۴۰۰بار دیگر همزمان در تهران و شهرهای کرج، قزوین، اراک، خرم آباد، اصفهان، مازندران، بهشر، تبریز، بجنورد، کرمانشاه، شیراز، زنجان، نوشهر، نیشابور و… در اعتراض به وضعیت سخت گذران زندگی و وعده های دروغین مسئولان و نارضایتی شدید از وضعیت موجود به خیابان ها آمدند و تا لحظه ارسال این گزارش همچنان این اعتراضات ادامه دارد. کارگران هفته تپه در روز 22 فروردین ماه 1400که این نوشتار برای نشر آماده می  شد در هفت تپه- کانال مستقل اعلام کردند:

نزدیک به 200 تن از کارگران بخش دفع آفات شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه و شماردیگر از هم سنگرانشان از شنبه ۷ فروردین ماه به همایش اعتراضی برخاسته اند. اعتراض همچنان ادامه دارد.اعتراض به اخراج ۸ نفر از نمایندگان و همکارانشان، اعتراض به ایجاد ناامنی در محیط کار، ندادن لباس کار، سهمیه شرکت و کاهش مدت قرارداد بخشی از کارگران ووو از جمله خواسته های کارگران اعتصابی می باشند.هفت تپه-کانال مستقل کارگران- (11.04.21)

کارگران در کانال مستقل خود نوشتند:«نمی تونیم نفس بکشیم

بازار شوش و مدارس و مراکز تعطیل است. وضع همه جا تقریبا قرمزه. از دیشب فوتی ها بیشتر از ۲۵۰ نفر شده. وزیر بهداشت میگه وضع زیادی قرمزه و داره به سیاهی میره. ما کارگرا باید هر روز بریم کار و در کارخانه هم خبری از این حرفها نیست. چطور مطمئن باشیم که بیمار نمی شیم؟

واکسن هم که نیست. چرا کارمون را موقتا تعطیل یا کم نمیکنن، ما هم نمی تونیم نفس بکشیم. »

اعتصاب دانشگاه کارگران

آغاز اعتصاب، دوشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۹

کارگران برای اعلام اعتصاب  با هم شور می کنند. برای یک مبارزه جمعی، باید  جمعی تصمیم گرفت و با هم حرکت کرد.

برای اعلام اعتصاب، چنین نظر خواهی می شود:

به نظر شما آیا باید تجمعات را در داخل شرکت برگزار کنیم و یا مستقیما جلوی فرمانداری؟

لطفا در گروه های مختلف این مورد را به بحث و همفکری بگذاریم تا ظرف روزهای آینده نتیجه گیری و اقدام کنیم. پاینده باد هفت تپه.

در این روز شمار عظیمی از کارگران کشاورزی درب مدیریت همایش کردند و با پیوستن کارگران از سایر بخش‌ها  در بخش صنعت به صورت راهپیمایی به امور مالی و اداری و تجهیزات مکانیکی وارد شدند و به سوی کارخانه حرکت کردند. با گردآمدن همه‌ی کارگران،‌ به سوی مدیریت سرازیر شدند و همانجا اعتصاب خود را با تحصن آغاز کردند.

ارتباط شورای اسلامی کار با امنیتی‌ها، ‌استاندار، ‌اسدبیگی‌ها

در آغاز اعتصاب‌ها و  در روزهایی که از احضار و محاکمه اسد بیگی ها در جریان بود،‌ شورای اسلامی کار از اعتصاب دم زد ولی فعالین و کارگران به فراخوان انحرافی شورای اسلامی کار پاسخ ندادند.

شورای اسلامی کار با بیش از۲۰۰۰ امضا کارگران مردود اعلام شده بود. اما عوامل کارفرما و دولتی‌ها، در شرایطی برای رسمیت بخشی به شورای اسلامی کار پرداختند که بیش از همیشه این بازوی ضد کارگری سرمایه‌داری در مجتمع نیشکر، بی آبرو شده بود.

بنا به گزارش کانال مستقل کارگران، دسیسه‌ی عوامل شورای اسلامی کار و عوامل خودفروخته، ‌ایجاد یک سپر انسانی برای جلوگیری از بازداشت اسد بیگی بود. اسد بیگی در دادگاه گفته بود اگراعلام کند اگر مرا بازداشت کنید کسی نیست دنبال تهیه پول و  پرداخت دستمزدها برود. او با همین دسیسه آزاد شد و بدون اینکه مزدی پرداخت کند این فریبکاری پی در پی و به همین شیوه ادامه داد.

شورای اسلامی کار در این مقطع  وظیفه‌ داشت تا با درخواست پرداخت دستمزدها و نه بیشتر،‌ ‌اعتصاب را در همینجا مهار بزند. تلاش عوامل کارفرما و شورای اسلامی کار به خیابان کشاندن کارگران برای اهرم فشار جهت جلوگیری از بازداشت اسد‌ بیگ‌ها و برداشتن فشار روی بازداشت شدگان فاسد بود.

درخواست برای دریافت دستمزدهای پرداخت نشده تنها یکی از مطالبات کارگران بود. با طرح خواست‌‌های چندگانه و حیاتی کارگران از جمله  خلع ید از بخش خصوصی، شورای اسلامی و اطلاعاتی ها همدست شدند و برای انحراف، تنها پی گیری خواست دستمزد از طریق شورای اسلامی حکومتی را در میان نهادند. رضا رخشان و  فریدون نیکوفرد و کرامت پام  از جمله عوامل کارفرما در این  برهه بودند. این عوامل و دسیسه‌های آنان بی درنگ از سوی کارگران برملا و رانده شدند. این عناصر به برخورد فیزیکی با نمایندگان سرفرازکارگران از جمله محمد خنیفر روی آوردند، اما دسیسه های آنان خنثی شد.

در روزهای اعتصاب، عوامل شورای اسلامی کار و کارفرما،‌ از جمله رضا رخشان و فریدون نیکوفرد با نیکزاد نماینده مجلس اسلامی به تنهایی گفتگو کردند و موضوع لغو خصوصی سازی را خواست کارگران ندانستند و با این دسیسه ی امنیتی برای جلوگیری از اعتصاب و طرح خلع ید ماموریت یافتند.

کارگران در برابر حکومت و کارگزاران سرمایه، با طرح خواست های زیر، اعتصاب تاریخی را اعلام کردند:

خلع ید فوری کارفرمای اختلاسگر و بخش خصوصی از هفت تپه

پرداخت فوری تمام حقوق‌های معوقه و تمدید دفترچه بیمه

بازگشت به کار فوری برای همکاران اخراج شده در تمام بخش ها

بازداشت فوری اسد بیگی و مجازات حبس ابد برای اسدبیگی- رستمی

بازگرداندن فوری ثروت های اختلاس شده به کارگران

پایان کار مدیران بازنشسته

تشکیل مجمع نمایندگان مستقل کارگران

در آغاز، اعتصاب در محیط کار  به راه افتاد. همانگونه که اشاره شد،‌ تلاش کارگزاران ضدکارگری در کارخانه،‌ خارج ساختن کارگران از کارخانه بود. هراس دولت و کارفرما آن بود که با حضور کارگران و اعتصاب در کارخانه:

می‌تواند به اشغال کارخانه و کمیته‌‌ی کارخانه بیانجامد و

– با کشانیدن کارگران به بیرون و محدود کردن خواست‌ها به تنها یک خواست پرداخت دستمزدها، دیگر خواست‌ها به کناری گذارده می شوند،

– با تحریک و تشنج و ایجاد درگیری و دامن زدن به موضوع انحرافی قومیت و باورها، با درگیری فیزیکی زمینه دستگیری کارگران پیشرو را فراهم آورند

– از سوی دیگر با رسانه‌ای کردن این درگیری‌ها،‌ چهره‌ی دیگری از اعتصاب نشان دهند و اعتصابگران و اعتصاب را از پشتوانه‌ی مردمی محروم سازند.

به همین دلیل بود که روز پنجم اعتصاب در روز ۳۱ خرداد از سوی کارگزاران سرمایه و کارگران دو تجمع با اهداف اشاره شده برگزار شدند. کانال مستقل کارگران هفت تپه از قول کارگران اعتصابی، برای خنثی سازی نقشه‌های ضدکارگری شورای اسلامی کار و عوامل کارفرما بی درنگ به آگاه گری پرداخت و دو تجمع و دو هدف را اینگونه شرح داد:

دو تجمع دو انگیزه و دو هدف

«جاسوس های اطلاعات و کارفرمایان اختلاسگر دست به کار شده اند و به عنوان ستون پنجم اختلاسگران وارد شده اند که از قافله عفب نمانند. اینها برای ایجاد تفرقه آمده اند. کارگران هفت تپه انواع رخشان و نیکوفرد و مسعود کثیر را نخواهند بخشید! همکار مستقیم اطلاعات وارد صحنه شده است! باید همزمان با بیرون کردن اسدبیگی و رستمی این مزدوران را هم بیرون کنیم. همکاران در مقابل این ستون پنجم های کارفرما هشیار باشید

در لیست تبلیغی و تشویق رفتن به جلو فرمانداری است،‌ رخشان و کرامت پام اثری از خلع ید و .. نیست. تنها حقوق معوقه

معلوم است به دست عوامل  اسد بیگی تهیه شده و دست مسعود کثیر پشت آن است.

امروز شنبه، با دخالت عوامل کارفرما، انشعابی در اعتصاب و تجمع کارگران هفت تپه رخ داد. یک عده در درون شرکت تجمع و اعتصاب کردند و متاسفانه عده ای هم گول خوردند و تجمعی گدایی وار جلوی فرمانداری داشتند. این دو تجمع از زمین تا آسمان با هم فرق دارد:

تجمع درون شرکت یعنی ادامه کشت و کارو تولید و کنترل کارگران بر شرکت. چرخیدن چرخ کشت و تولید و گرفتن بهانه از کارفرما برای حقوق ندادن. کنترل کارگری بر اوضاع شرکت. مسلط بودن بر شرکت و تمامی بخش ها و قدم به قدم بیرون کردن مدیران ارشد و عوامل کارفرما و بعد از خلع ید از این اختلاسگران بخش خصوصی، شرکت را تحویل نمیدهیم تا مال کارگران شود و حتی اگر دولتی شد نظارت کامل کارگری روی آن باشد. این تجمع حساب شده در درون شرکت با هشیاری و هدف اصلی لغو خصوصی سازی انجام شده.

کارگران، اتوبوس و پول برای رفت و آمد زیادی ندارند که دو ساعت بروند جلوی فرمانداری بعد دوباره برگردند شرکت ادامه کار. وقتی قرار باشد جلوی فرمانداری تجمع باشد یعنی باید از اول صبح همانجا بروند و شرکت نیایند مگر اینکه مدیران شرکت  برای رفت و برگشت (هر دو )، وسایط حمل و نقل در اختیار قرار بدهند! که نمیدهند زیرا الان بحث بر سر خلع ید خود آنهاست. کارفرما این کار را نمیکند که اتوبوس بدهد که دوباره از دم فرمانداری برگردیم شرکت و کار کنیم! چون میخواد شرکت تعطیل شود! کارفرما اتوبوس میدهد که برویم فرمانداری و دیگر برنگردیم شرکت. لطفا هشیار باشیم!

از طرفی تجمع فقط در جلوی فرمانداری یعنی از اول صبح باید رفت دم فرمانداری و شرکت رفتن منتفی میشود. رفتن جلوی فرمانداری یعنی تعطیلی شرکت. در این شرایط رفتن جلوی فرمانداری یعنی ایجاد جو ظاهرا امنیتی در شهر و فشار شورای تامین برای دادن یک حقوق ( مثلا به قول نماینده شوش با دخالت و پرداخت از سوی جهانگیری یا نوبخت در دولت ) و بعد برگشتن کارگران به سر کار با همان مالکیت و مدیریت اسدبیگی. یعنی اسدبیگی با فرمانداری رفتن کارگران موفق میشود حقوق کارگر را از جیب دولت بدهد و اعتصاب هم تمام شود و مالکیت خودش ادامه پیدا کند. در این شرایط جلوی فرمانداری رفتن یعنی تثبیت بخش خصوصی و از دست دادن شرکت و کشت و تولید و کنترل کارگری بر شرکت و تقلیل دادن مطالبات به یک حقوق.

اعتصاب و تجمع در شرکت را عوض کردن با تجمع جلوی فرمانداری یعنی عوض کردن کنترل و اداره کارگری بر شرکت و نابود نکردن کشت و شرکت را با مطالبه فقط یک حقوق عوض کردن. یعنی به جای خلع ید از بخش خصوصی فقط یک حقوق بگیریم و همان بخش خصوصی باقی بماند. آن هم در شرایطی که این اختلاسگران در حال محاکمه هستند. بیخود نیست تمام جاسوسان و عوامل کارفرما تلاش کردند کارگران را از شرکت بیرون ببرند و در جلوی فرمانداری بگویند: “اختلاس به ما ربطی ندارد؛ ما با این کارفرمایان مشکلی نداریم فقط حقوق بدهند” (همانطور که یکی از عوامل کارفرما یعنی کرامت پام دقیقا در مصاحبه اش با خبرگزاری امنیتی صدای کرخه همینطور اعلام کرده بود.)

💢 همکاران عزیز به هوش باشیم. وقت خلع ید از بخش خصوصی است. نه فقط گدایی یک حقوق. شرکت را رها نکنیم و تعطیل نکنیم. اسدبیگی-رستمی را بیرون کنیم نه خودمان بیرون برویم و همه چیز را رها کنیم! بخش خصوصی را بیرون کنیم نه اینک یک حقوق گدایی کنیم.»

این پیشنهاد از سوی جمعی از کارگران از بخش های مختلف شرکت هفت تپه در روز شنبه – ۳۱ خرداد ۱۳۹۹ از کانال مستقل هفت تپه اعلام شد.

هفته نخست اعتصاب،  تجربه‌ی اعتصاب در محل کار

نظر سنجی شوراگرایانه‌ی کارگری

کارگران، خواست تعاونی‌خودگران یا دولتی‌کردن خودگردان را در یک همه پرسی کارگری به رای گذاشتند. در این نظر سنجی، ۴۴٪ با واگذاری صددرصد شرکت به کارگران و ۵۶ درصد با  دولتی شدن وکنترل کارگران رای می‌دهند.

هفته نخست  تجربه‌ی اعتصاب در محل کار

کارگران تجربه‌ی خود را در  روز ششم اعتصاب در محیط کار اینگونه  بیان کردند:

«در حالی که داشتیم تو شرکت اعتصاب میکردیم بهانه ای دست کسی نبود و شرکت رو هم اداره میکردیم. اداره شرکت رو رها کردن، کشوندن جلو فرمانداری که فقط با یه خواسته حقوق سر و ته قضیه رو تموم کنن. در حالی که اعتصاب تو شرکت کشت و داشت و کارخانه سر پا بود و شرکت دست خودمون بود. چطور برخی از دوستان به تحریکات عوامل کارفرما تن میدن؟ خواسته ما که فقط حقوق معوقه نیست، الان باید شرکت رو از این دزدا بگیرن. این اسدبیگی و رستمی باید زندانی بشن.»

روز هفتم اعتصاب

تجربه کارگران به بیان خود در این هفته چنین بیان شد:

-در این شرایط رفتن جلوی فرمانداری یعنی بازی کردن در زمین اختلاسگران

– یعنی تثبیت مالکیت داعشی ها

– یعنی تقلیل خواسته های کارگران به گدایی حقوق

– یعنی گروگان گرفتن کارگران و تیغ زدن دولت

– یعنی منحرف کردن پرونده محاکمه دزدها

– یعنی تعطیل نشان دادن شرکت

– یعنی نابودی مزارع

– هیچ آدم عاقل این راه را انتخاب نمی‌کند

ما حقمان را در هر جا که باشد می‌گیریم و ترسی هم نداریم اما خدا هم عقلی به ما داده؛ عقل میگوید الان زمان فرمانداری رفتن نیست. فردا صبح دم شرکت تصمیم گیری جمعی میکنیم. امیداوریم برخی!!! به عقل و تصمیم جمعی احترام بذارن و سر از خود کاری نکنن.»

این تاکتیک تا این لحظه،  یک انتخاب آگاهانه بود، تجربه اعتصاب در کارخانه،‌ برای نشان دادن آنکه

کارخانه ملک خودمان است،

می‌توانیم بدون مدیریت با خود مدیریتی جمعی، کل مجتمع را اداره کنیم،

نظارت بر کار، ‌کنترل و تولید به وسیله‌ی کارگران

نشان دادن اهلیت کارگران که حاکمیت با تمامی جناح‌ها در تلاش آن بوده و هست که کارگران را «نا اهل»‌جلوه دهد.-

حفظ تولید و حفظ مزارع با آبیاری و اداره امور

خنثی کردن دسیسه‌‌ها  نقشه‌های کارفرما و بالایی‌ها

مراجعه به مجمع عمومی کارگران درمحل کار، برای تصمیم گیری جمعی و خرد جمعی….