عدم شرکت وسیع صاحبان رای در مضحکه انتخابات جمهوری اسلامی

14 اردیبهشت، شورای نگهبان، این مظهر دیکتاتوری عریان، در دل افزایش نفرت کارگران و مردم عاصی از رژیم و نمایش مضحک انتخاباتیش، شرایط نامزدی انتخابات ریاست جمهوری 28 خرداد را اعلام کرد. بر طبق مصوبه این شورا از این پس داوطلبانِ انتخابات ریاست جمهوری برای ثبت‌نام باید بین 40 تا 75 سال سن داشته باشند؛ لازم است آنها حداقل دارای مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد (یعنی فوق لیسانس) یا معادل‌ آن باشند و حداقل 4 سال در سمت‌های مدیریتی کشور مشغول بوده باشند. همچنین وزرا، استانداران، شهردارانِ شهرهای بالای دو میلیون نفر جمعیت، فرماندههان عالی نیروهای مسلح با جایگاه سرلشگری و بالاتر می‌توانند کاندیدا شوند.

صدور این ابلاغیه در حالیست که بعضی مقامات و حتی برخی از ارگان های متعلق به سپاه پاسداران گفته اند که افراد کمی در انتخابات این دورهِ ریاست جمهوری شرکت خواهند کرد. این اظهارنظر ها نشان میدهد که حتی تقلب در انتخابات، که پایهِ نمایش های انتخاباتی پیشین بوده، دیگر کارایی لازم را ندارد. جامعه هشیارتر از آن است که فریب گردانندگان این حکومتِ جهل و سرمایه را بخورد. علیرغم این واقعیتِ استیصال آمیز، این روزها تمام ارگان ها و کسانیکه در سایه این حکومتِ مافیایی و فاسد می زیند و نان میخورند، تلاش میکنند به هر اندازه که ممکن است شهروندانِ بیشتری را به پای صدوق های رای بکشانند. صدور ابلاغیه شورای نگهبان به وزارت کشور که از نظر اکثریت زنان و مردانِ ایران ورق پاره ای بیش نیست، به این پروسه خدمت میکند.

عوامل جمهوری اسلامی همیشه تبلیغ کرده اند وجود یا عدم وجودِ مُهر شرکت در انتخابات بر روی اسناد شهروندان نشانه وفاداری و یا عدم وفاداری آنان به نظام جمهوری اسلامی است. از این رو عدم شرکت در انتخابات ریاست جمهوری و یا مجلس برای شهروندان هزینه داشته است. بنابراین بخشی از شرکت کنندگان در نمایش های مضحکِ پیشین، خود را ناچار میدیدند در صفوف انتخابات حاضر شده و خوراک تبلیغات تصویری صدا و سیما و غیره شوند. اکنون تناسبِ قوا چنان تغییر کرده که بازنشستگانِ معترض و تظاهرکننده اعلام کرده اند “از بس دروغ شنیدیم، ما دیگه رای نمیدیم”.

حق انتخاب، توسط مبارزاتی توده ای و کارگریِ طولانی در غرب به کشورهای سرمایه داری تحمیل شد و به صورت  یک معیار مهم در جوامعی درآمد که آنها را “دموکراتیک” میخوانند. دولت های شرقی که قرن ها زیر سلطه شاهان زیسته و به صورت دیکتاتوریِ مطلق اداره شده اند در قرن بیستم ناچار شدند این حق انتخاب را بر روی کاغذ و در تبلیغات به رسمیت بشناسند و در عمل آنرا با تقلب، تهدید و حتی دادن امتیاز به بعضی اقشار مرتجع از معنا تهی سازند. حکومت جمهوری اسلامی جزو این دولت هاست. هر انتخاباتی برای اینها یک خطر بالقوه نیز بوده که میتواند مانند سال 1388 به صورت خطری بالفعل درآید. پس کاربدستان در هر نمایش انتخاباتی، همیشه نیروهای کارگزار و سرکوبگران را چنان سازمان میدهند که بتوانند به لحاظ تبلیغی و برای نمایش پایگاه مردمی خود از این مضحکه ها استفاده کنند و همزمان از هرگونه مبارزه و اعتراضی جلوگیری کنند.

نمایش انتخاباتی، کنونی در شرایطِ بسیار دشواری برای رژیم فرارسیده است. تا آنجا که به طبقه نعمت آفرین و تحت استثمار جامعه، یعنی کارگران و سایر اقشارِ به زیر فقر رانده شده بر میگردد، آنها در آکسیون ها و گردهمای متعددِ مبارزاتیِ خویش، نفرت خود از کلیت رژیم را به شکل حمله به این یا آن مدیر، ارگان و یا سیاست نشان داده اند. در چنین شرایطی روشن است که اکثر شرکت کنندگان در نمایش انتخابات خرداد ماه به نوعی وابسته به رژیم خواهند بود. تعداد آنها نیز در مقایسه با دهها میلیون شهروندِ دارای رای اندک خواهد بود. آن میزان از مشارکتِ قابل پیش بینی، برای حکومتِ ورشکسته ای چون جمهوری اسلامی که درگیر مذاکراتی برای رهایی از محاصره های اقتصادی آمریکا و دولت های غربی است، یک سرشکستگی کامل خواهد بود. در شرایطی که اصلاح طلبان حکومتی، که در گذشته نقش بسیاری در کشاندن مردم به پای صندوق های رای داشتند نیز آبروی سیایشان ریخته، رژیم برای کشاندن تعداد هر چه بیشتری از صاحبان رای به پای صندوقها، چه طرفندهای جدیدی به کار می بندند.؟

برای نمونه خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، این روزها با کارگران، همدردی نشان میدهد و عامل تمام بدبختی ها را به حساب کابینه روحانی می نویسد. این خبرگزاری به این ترتیب تغییر کابینه از به اصطلاح اصلاح طلبان معتدل، یعنی باند روحانی را به یک کابینه اصولگرا، راه حل مشکلات جلوه می دهد. در نمونه ایی دیگر، توکلی که از راستگرایان، طرفدار رژیم است روز 18 فروردین 1400  اعتراف کرد که 60 درصد مردم ایران زیر خط فقر زندگی می کنند و باید به لحاظ اقتصادی کمک شوند.  او می نویسد: «اگر حکومت این کار را نکند ممکن است آن اتفاقی رقم بخورد که نباید شود”. جماعت روحانی نیز با تمام توان و حتی رخنه گرفتن از مصاحبه افشاگر ظریف،  میکوشند و امیدوارند با مقصر جلوه دادن اصولگرایان و دخالت کامل آنها در اداره امورِ به هم ریخته کشور، رفع تحریمهای آمریکا را حلال مشکلات جلوه دهند که فقط توسط شیوهِ کار و سیاست های آنها ممکن است. اخیراً روحانی، که مظهر رسوای دروغگویی است، ادعا کرده که تحریم ها در حال برداشته شدن بوده و حتی مدعی شده که تحریم ها برداشته شده است.

اما اطلاعات موجود نشان میدهد که حنای فریبکاران دیگر رنگی ندارد. کارگران شاغل و بیکار، کارگران بازنشسته، اعم از مرد و زنِ پیشرو، اعلام کرده اند که دیگر فریب این حکومت دغلکار و خدمتگزار سرمایه داران را نخورده و از زندان و شکنجه نیز باکی نداشته و به جای شرکت در انتخابات مضحک و فرمایشی، حقوق خود را در کف خیابان به دست خواهند آورد.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

WordPress Image Lightbox Plugin