معلمان ایران با عزمی راسخ حقوق اولیه خود را پی می گیرند

دور جدید اعتراضات معلمان ایران که از اوایل آبان به تدریج شکل گرفته بود روز پنجشنبه بیستم آبان اوج کم سابقه گرفت. در این روز دهها هزار معلم به طور همزمان ، در 2۷ استان و دستکم ۶۸ شهرستان، از جمله در چند شهر کردستان تظاهرات و تجمع اعتراضی بر پاکردند. معلمان از سراسر کشور نمایندگان خود را برای شرکت در تجمع معلمان تهران فرستاده بودند. در این حرکت سرایداران مدارس نیز با معلمان همراهی می کردند. این حرکت به دعوت شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان برگزار شده بود. اعتراضات و خواسته های معلمان مانند همیشه از جانب رژیم با بازداشت و سرکوب پاسخ گرفت.

قطعنامه این تجمع سراسری روز گذشته توسط شورای هماهنگی سازمانده این حرکت انتشار یافت. در این بیانیه که بر مطالبات عادلانه معلمان و بر عزم راسخ آنان برای پیگیری حقوق پایمال شده خود تاکید شده آمده است : «

امروز پنج شنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۰ ما فرهنگیان در قالب شورای هماهنگی تشکلهای صنفی، در تجمعات گسترده ی سراسری، آمده ایم تا فریاد اعتراضی خود را نسبت به بی توجهی دولت به جمعیت ۱۳ میلیونی دانش آموزان، جمعیت یک میلیونی معلمان، اعلام کنیم. فرهنگیانی که به زیر پا گذاشتن قانون توسط حاکمیت اعتراض می کنند، با برخوردهای شدید امنیتی مانند: زندان های طولانی مدت، ضرب و شتم در خیابان، اخراج، تبعید، و محرومیت های گوناگون روبرو می شوند. ماتجمع کنندگان به حاکمیت هشدار می دهیم که بدون اغراض شخصی و جناحی، بدون فریبکاری، برای جلوگیری از انحطاط آموزش و پرورش کشور به خواسته های فرهنگیان توجه کرده و در برطرف کردن مشکلات آنان اقدام نماید. آزادی معلمان زندانی، آموزش رایگان و باکیفیت برای جوانان، اجرای نظام رتبه بندی 80 درصد حقوق هیات علمی دانشگاهها، اجرای همسان سازی حقوق بازنشستگان، بستن پرونده های فعالان صنفی، مشکلات آموزشیاران نهضت سواد آموزی، رسیدگی به مشکلات مربیان پیش دبستانی، پاداش پایان خدمت بازنشستگان، پرداخت حق التدریس معلمان، رسیدگی به مشکلات معلمان خرید خدمت، بازگشت به کار معلمان اخراجی، انتخاب وزیر از میان فرهنگیان، واگذار کردن مدیریت صندوق ذخیره ی فرهنگیان به سهامداران آن صندوق. »‌ در پایان قطعنامه تاکید شده است: حاکمان بدانند، در صورت ادامه ی بی اعتنایی به خواسته های آنان، در چند هفته آینده این اعتراضات به شیوه های گوناگون همچنان دنبال خواهد شد.

واقعیت این است شرایط زندگی و کار اکثریت معلمان روز به روز تبعیض آمیزتر دشوار تر و تحمل ناپذیرتر می شود. امروز اکثریت قاطع معلمان نه از امنیت شغلی برخوردارند و نه از حداقل حقوقی برای تامین معاش خانواده شان، در چنین شرایطی به ناچار به دنبال شغل دوم و حتی سوم نیز هستند. روشن است، معلمی که با تن و روان خسته سر کلاس حاضر می شود، نمی تواند نقش مطلوبی در آموزش شاگردانش داشته باشد. متقابلا شرایطی که معلم در آن قرار دارد، مستقیما بر روحیه دانش آموز و توانائی فراگیری وی تاثیر می گذارد. تنها در صورتی مدارس برای دانش آموزان محیطی دلپذیر و با نشاط و آماده برای آموختن خواهند بود، که معلمانی بی دغدغه از تنگناهای زندگی، با نشاط و پرشور و پر انرژی داشته باشند. و این ممکن نیست جز اینکه معلم فارغ از هرگونه مشکل معیشتی هم و غمش را صرف آموختن و آموزش دادن بنماید.

اما مشکل کار معلمان در محیطهای آموزشی به این جا هم ختم نمی شود. از کلاسهای پر جمعیت، ناامن، بدون امکانات اولیه کمک آموزشی، و بسیاری محدودیتهای دیگر از این دست که بگذریم، معلمان ناچار می شوند که مروج آموزش و پرورشی باشند که عمیقا با خرافه و ارتجاع در هم آمیحتهاست. معلمان ایران محکوم اند که از نزدیک شاهد اجرای طرح های ضد فرهنگی و تحقیرآمیز رژیم در مراکز آموزشی، از جمله جدا سازی جنسیتی، فرستادن دانش آموزان به مشاهده جبهه های جنگ هشت ساله ایران و عراق، تحت عنوان کاروان راهیان نور، و غیره باشند. چنین شرایطی است که تن معلم را خسته و فرسوده و روانش را پریشان و آزرده میسازد.

در سالهای اخیر جنبش معلمان ایران برمحور خواستهای آزادی معلمان زندانی، لغو سیاست خصوصی سازی آموزش و پرورش، رسمی شدن معلمان حق التدریسی، پیش دبستانی و شرکتی که با واسطه شرکت های پیمانکاری برای آموزش و پرورش کار می کنند، افزایش حقوق، پرداخت حقوقهای معوقه، آزادی تشکل و فعالیتهای صنفی، در مقیاس توده ای و گسترده ای ادامه یافته است. این مبارزه علیرغم دستگیری ها، اخراج ها، ایجاد محدودیتهای شغلی و غیره معلمان را مرعوب نکرده و از پیگیری خواسته ها باز نداشته است.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *