حاشیه نشینی مُهری سیاه بر پیشانی حکومت اسلامی

احمد وحیدی، وزیر کشور، از حاشیه‌نشین بودن یک میلیون نفر در استان البرز خبر داد و گفت این میزان، عددِ قابل‌توجهی برای یک استان چهار میلیون نفری است که یک چهارم جمعیت آن حاشیه‌نشین باشند .

محمدرضا محبوب‌فر، عضو انجمن آمایش سرزمین ایران، با اشاره به وضعیت حاشیه‌نشینی در کشور گفت: در سال 1396 حدود 40 درصد از جمعیت شهری ایران حاشیه‌نشین و بد مسکن بودند اما امروز پس از سه سال یعنی در سال 1399 همزمان با تورم و گرانی در بخش مسکن، افزایش اجاره بها و… میزان حاشیه‌نشینی در کشور به 45 درصد رسیده است. اگر این 45 درصد را نسبت به جمعیت 85 میلیون نفریِ ایران حساب کنیم، امروز بیش از 38 میلیون نفر حاشیه‌نشین و بدمسکن هستند که نشان می‌دهد میزان حاشیه نشینی در کشور به دلیل سیاست‌های غلط و مشکلات اقتصادی افزایش معناداری داشته است.  در سال 1397 یعنی 2018 میلادی حدود 19 میلیون نفر از ایرانیان در سه هزار منطقه حاشیه‌نشینی سکونت داشتند اما امروز بعد از دو سال همزمان با وقوع بحران‌های مالی و اقتصادی در کشور، این جمعیت به 38 میلیون نفر رسیده که این، خبر از وقوع نابرابری‌های اجتماعی و تبعیض در داخل سیستم اقتصادی کشور  می‌دهد.

در ایران و همه کشورهای دنیا، جمعیت حاشیه‌نشین، همیشه در کنار بافت قدیمی، فرسوده، تاریخی و مذهبی سُکنی گزیده‌اند البته بخش دیگری از  این جامعهِ حاشیه‌نشین در بیرون از خط و خطوط مرزی شهرها مثل حلبی آبادها، گورستان‌ها و… مستقر هستند.

الگوی استقرار حاشیه نشینی در کشور تغییراتی یافته است، به این صورت که بخشی از حاشیه‌نشین‌ها که قبلاً در مراکز شهرها دیده می‌شدند و در بافت‌های فرسوده و مُستَهلَک شهری بودند، با تکمیل ظرفیت بافت‌های فرسودهِ شهری به خط و خطوط مرزی کشیده شده و حتی در اطراف و حاشیه بسیاری از آرامستان‌های شهری، افرادی از این حاشیه‌نشین‌ها حضور دارند که تعدادی از آنها به اعتیاد گرایش پیدا کردند و در گورها اُطراق می کنند که این خبر از یک پدیده جدی می‌دهد. افزایش جمعیت در اطراف و حاشیه آرامستان‌ها باعث نامتعادل شدن رشد و توسعه شهری، بروز ناهنجاری‌های اجتماعی، افزایش آمار جرم و جنایت و… شده است.  شهرداری‌ها متولی اصلی حاشیه‌نشین‌ها هستند اما به دلیل بودجه‌های محدود، بحران‌های مالی و پولی نتوانستند در زمینه ساماندهی این جمعیت حاشینه‌نشین موفق عمل کنند.

عضو کمیسیون امور داخلی کشور و شوراها در مجلس دهم با اشاره به افزایش کوره‌نشینی تاکید کرد: ما در حال حاضر زاغه‌نشین نداریم و در بدترین حالت به سمت کوره‌نشینی رفته‌ایم یعنی کوره‌های قدیم آجرپزی با یک گچ و سیمان تبدیل به محل زندگی این افراد شده است.

زندگی کردن در خارج از شهر چه به صورت زاغه‌نشینی چه گورنشینی چه کوره‌نشینی، آسیب‌های بسیار زیادی برای مردم و جامعه به همراه دارد .  به گزارش همشهری آنلاین، آنچه بیش ‌از پیش باید مورد توجه قرار گیرد، این است که پیدایش معضلی به نام حاشیه‌نشینی که می‌توان آن را زخمی بر پیکر کلانشهرها دانست، با مهاجرت پیوند خورده است؛ مهاجرت به سودای زندگی بهتر و دریافت امکانات رفاهی بیشتر که البته با زندگی در حاشیه شهرها هیچ‌یک از این آرزوها تحقق نمی‌یابد.

در طول سال‌های گذشته، دلایلی مانند خشکسالی و بیکاری عده‌ای را وادار کرد تا از شهر و روستای خود مهاجرت کرده و با امید به یافتن شغل و درآمد بهتر در حواشی کلانشهرها ساکن شوند. قیمت پایین اجاره بها و هزینه کمتر زندگی نیز از دیگر دلایل عمده مهاجرت به حاشیه شهرها محسوب می‌شود، اما مشکل اینجاست که حاشیه شهرها غالبا از حداقل امکانات رفاهی نیز برخوردار نیستند و این افراد عملاً تنها با حواشیِ پدیده حاشیه‌نشینی همچون فقر و محرومیت‌ها روبه‌رو می‌شوند. ازآنجا که حاشیه‌های شهر به دلیل نوع بافت خود پتانسیل بالایی از نظر آسیب‌های اجتماعی دارند، میزان جرم هم در چنین مناطقی افزایش می‌یابد و از سوی دیگر به‌تدریج تضاد فرهنگی بین افراد حاشیه‌نشین و شهروندان عادی، خود را نشان می‌دهد و گاه حتی افزایش شکاف عمیق اقتصادی، رفاهی با شهروندان و ایجاد حس دشمنی با جامعه، بستر رفتارهای ضداجتماعی را نیز فراهم می‌کند.

۵۳۷ هزار نفر از جمعیت یک میلیون و ۶۰۰ هزار نفری کردستان در حاشیه‌ها ساکن هستند. در واقع یک سوم مساحت و ۵۱ درصد جمعیت شهری کردستان را حاشیه‌نشین ها تشکیل می‌دهد. براساس نظر کارشناسان، ۷۵درصد از جمعیت کردستان شهرنشین هستند که تا افق ۱۴۲۰ این آمار به ۸۵ درصد می‌رسد. گستره سکونتگاه‌های کردستان در سنندج و مناطق اطراف آن خلاصه نمی‌شود. از ۲۹شهر کردستان، در شهرهای بانه، مریوان، سقز، قروه، کامیاران، دهگلان، بیجار و دیواندره بافت‌های فرسوده و سکونتگاه‌های غیررسمی وجود دارد. بیشترین حجم حاشیه‌نشینی در بانه، مریوان، سقز و قروه پراکنده شده است. در شهرستان سنندج نیز به تنهایی چهار ناحیه منفصل شهری به نام‌های حسن‌آباد، گریزه، نایسر و ننله وجود دارد که نه از خدمات روستایی بهره‌مند می‌شوند و نه به اندازه شهرهای استان از خدمات مدیریت شهری استفاده می‌کنند. همچنین بافت حاشیه‌ای شهر سنندج متشکل از ۱۷محله است که به‌طور عمده دامنه ارتفاعات و تپه‌های شمال، شمال شرقی و شرق و جنوب را تصرف کرده‌اند. توسعه فضاهای عمومی، فرهنگی و آموزشی و بهسازیِ معابر مهم‌ترین مشکلات در حاشیه شهرهای کردستان است. بین ۴۰ تا ۵۰ درصدِ اشتغال این استان نیز غیررسمی است.

به گزارش اسکان نيوز به نقل از همشهری؛ مشکل حاشیه‌نشینی در شهر‌هایی مانند تهران، مشهد، اهواز، زاهدان و مانند آن به‌نظر غیرقابل حل می‌آید. در هر دهه شهرداری‌ها بخشی از مناطق حاشیه‌نشین را با کمک برخی قوانین به شهر متصل می‌کنند و با خیابان‌کشی و ایجاد انشعاب‌های رسمی برق و آب آنها را در گروه محلات شهری قرار می‌دهند‍؛ اما در مجاورت همین مناطق به سرعت حاشیه دیگری شکل می‌گیرد و مهاجران ساکن آن یک دهه بعد متقاضی پیوستن به شهر هستند.

اگر این منطقه نیز ظاهر شهری پیدا کند و به محله‌ قبلی افزوده شود باز هم باید شاهد هجوم مهاجران و ساخته شدن حلبی‌آباد دیگری در نزدیکی آن بود و این روند یکسره ادامه پیدا می‌کند. از طرف دیگر این حاشیه‌ها با وجود دریافت خدمات شهری‌، هزینه‌های زندگی در شهر را پرداخت نمی‌کنند زیرا نمی‌توان از خانه‌هایی که بدون پروانه رسمی و روی زمین‌هایی با اسناد کم‌اعتبار ساخته‌شده است انتظار پرداخت عوارض داشت.

مهاجرت ریشه در مشکلات اقتصادی دارد و در سال‌های اخیر به همین دلیل شدت گرفته‌ است. کمبود آب، تعطیلی کارخانه‌ها و مشکلات مالی باعث شده است که مهاجرت به شهرهای بزرگ شدت بگیرد اما حاشیه‌ها، محدوده خدمات‌رسانی شهرداری، نیروی انتظامی، وزارت بهداشت، آموزش و پرورش و ارگان‌‌های دیگر را دائما بزرگ‌تر می‌کنند و دائما بر بار اداره شهر می‌افزایند.

جمعیت شهری که سال ۱۳۳۵ حدود ۳۱ درصد بوده، در واپسین روزهای سال ۱۳۹۰ به ۷۱ درصد رسیده و به‌دنبال آن جمعیت روستانشین کشور از ۶۸ درصد به ۲۸ درصد سقوط کرده است. سال ۱۳۴۵ یک دهم جمعیت مشهد حاشیه‌نشین بوده که این عدد درسال ۱۳۹۵ به یک سوم یعنی نزدیک به یک میلیون نفر افزایش پیدا کرده است.

نیم میلیون نفر هم در حاشیه شهرهای استان اصفهان ساکنند. در کلانشهر یک میلیون و 800 هزار نفری تبریز، حدود ۴۰۰ هزار نفر در سکونتگاه‌های غیررسمی سکونت دارند و دیگر مراکز استان‌ها نیز به اشکال مختلف با این معضل درگیر هستند.

براسـاس آخـرین آمار وزارت راه ‌و شهرسازی، هم‌اکنون 3هزار منطقه حاشیه‌نشین با جمعیت 19میلیونی وجود دارد.

به این معنا که ۱۹ میلیون نفر از میان جمعیت ۶۰ میلیونی شهرنشینان کشور در حاشیه‌های درندشت سکونت دارند و دائما بر تعداد آنها افزوده می‌شود.

شهردار تهران نیز سال گذشته از افزایش 18درصدی حاشیه نشینی خبر داده بود. در واقع محدوده شرق، جنوب و غرب شهر تهران که شامل بخش‌ها و شهرک‌های گوناگون می‌شود در پهنه وسیعی با مشکل حاشیه‌نشینی روبه‌روست و در کرج مشکل سکونت‌گاه‌های غیررسمی و شهر‌های حاشیه‌ای یکی از مشکلات اصلی به‌حساب می‌آید.

در سال‌های ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۵ حدود ۶۱۵ هزار نفر جمعیت خالص مهاجرتی به تهران بوده‌اند. در سال ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۰ حدود ۲۳۰ هزار نفر به تهران و کرج دوباره مهاجرت کرده‌اند. در سال ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۵ نزدیک به ۳۳۰ هزار نفر دیگر به جمعیت مهاجران تهران اضافه شده است.

اکنون حدود ۷۵ درصد از ساکنین تمام شهرستان‌های اطراف تهران، خارج از این شهرستان‌ها متولد شده‌اند. از طرف دیگر بسیاری از نامزدهای انتخاباتی نیز بهترین مکان برای تبلیغ خود را مناطق حاشیه شهری یافته‌اند تا با دادن قول‌هایی از آسفالت کردن خیابان گرفته تا ایجاد درمانگاه و مدرسه، بتوانند آرای ساکنان آنها را از آن خود کنند.

حاشیه نشینی لک ننگی است بر پیشانی حکومتی که قرار بود مسکن مناسب و مجانی برای مردم ایران فراهم نماید . آمارهای  رسمی و ارقام مربوط به کارشناسان حوزه شهری نشان می‌دهد که بیش از ۳۹ ملیون حاشیه نشین در ایران وجود دارد و کم آبی و بی آبی ، تخلیه روستاها ، فقدان کار و اشتغال در شهرهای کوچک ، تبعیض در سرمایه گذاری و توسعه و بویژه در کردستان ، ایلام ، کرمانشاه ، سیستان و بلوچستان و دیگر مناطق حاشیه ای مردم بیشتری را به حاشیه نشینی خواهد کشاند.

حکومت اسلامی ناتوان از ایجاد اشتغال و پاسخگو بودن به مشکلات زیست محیطی ، به سرکوب و اعمال پلیسی علیه حاشیه نشین ها می پردازد . خراب کردن سرپناه حاشیه نشینان ، ندادن آب ، برق، گاز و اینترنت ، فقدان سیستم فاضلاب ، نبود امکانات دارویی و بهداشتی و فقدان مراکز آموزشی لازم ، در همانحال فزونی یافتن مواد مخدر و فحشا شرایطی بسیار نا انسانی و نا عادلانه برای حدود نصف جمعیت ایران بوجود آورده است .

برای ایجاد جامعه ای انسانی و بوجود آوردن رفاه لازمه که هیچ انسانی گور خواب ، کارتن خواب ، کوره خواب و .. نباشد و امنیت و کرامت مردم تامین و تضمین شود، چاره ای جز سرنگونی این حکومت فاسد و غارتگر اسلامی وجود ندارد.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *