بحران انقلابی در قزاقستان و نقش طبقه کارگر

در کشور قزاقستان، واقع در آسیای میانه و در همسایگی روسیه و چین، یک بحران انقلابی و یک خیزش واقعی مردمی در جریان است. روز  سه شنبه ۱۱ ژانویه، قاسم توکایف، رئیس جمهور، ادعا کرد که مبارزات تمام شده و نخست وزیر جدید را معرفی کرد که پارلمان به او رای اعتماد داد. اما این نمایش، کارگران و مردم معترض را آرام نکرد.

قزاقستان کشور پهناوری است که به لحاظ منابع زیر زمین و زمین های مستعد برای دام داری و دامپروی و کشاورزی روی زمین بسیار غنی است. این کشور دومین ذخیره اورانیوم جهان را در اختیار دارد که آنرا به صورت خام و غنی شده به روسیه، چین و کشورهای اروپایی صادر میکند. ذخایر نفت آن در دنیا در مقام یازدهم  و میزان گاز آن نیز زیاد است. اینکشور، که تا سال 1991ایالتی از ایالات 15 گانه شوروی سابق بود، دارای نیروی کاری ماهر و صاحب دانش بوده که اقتصادی قوی برای آن کشور بوجود آورده اند. اما بیشتر ثروت عظیم تولید شده توسط کارگران و مردم زحمتکش، تحت دیکتاتوری نور سلطان نظربایف، به جیب افراد خانواده او و همراهان این خانواده رفته است. نظربایف دو سال پیش بر متن عدم رضایت عمیق از حکمرانی او به ظاهر از قدرت کناره گرفت و با در دست گرفتن اهرم های امنیتی و اطلاعاتی دولتی پنهان تشکیل داد. نوشته اند که او یک میلیارد دلار ثروت دارد. او یکی از مریدان فاسدش، قاسم توکایف، رئیس جمهور فعلی را به جای خود نشاند، اما در پس پرده کنترل کشور را در اختیار داشت.اکنون روشن شده است که خیزش کنونی کارگران و مردم معترض صرفا اعتراض به این یا آن شخص نبوده است، بلکه کل سیستم اقتصادی و سیاسی قزاقستان را هدف گرفته است.

طبق بیانیه جنبش سوسیالیستی قزاقستان، که در نهم ژانویه (19 دیماه) منتشر شد:” اعتراضات از همان ابتدا ماهیتی اجتماعی و طبقاتی داشته است. افزایش دو برابری قیمت گاز مایع در بورس تنها آخرین قطره ای بود که فنجان صبر را لبریز کرد. تظاهرات دقیقاً در ژاناوزن به ابتکار کارگران نفت آغاز شد که به نوعی به مقر سیاسی کل جنبش اعتراضی تبدیل شده است”.

“آینور کورمانف” از رهبران سوسیالیست اپوزسیون روز ششم ژانویه در مقاله ای تحت عنوان “انقلاب مخملی یا خیزش طبقه کارگر؟” بر نقش طبقه کارگر در خیزش اخیر تاکید کرده است. کارگران قزاقستان از سال 2008 چندین اعتصاب بزرگ جهت افزایش دستمزد، بهبود شرایط کار و آزادی تشکیل اتحادیه مستقل از دولت را راه انداخته اند. در سال 2011 نظربایف، رئیس جمهور وقت، دستور تیراندازی به کارگران اعتصابی”ژاناوزن” را صادر کرد که در نتیجه آن 15 تن جان باخته و صدها نفر زخمی شدند. اما کارگران تسلیم نشدند. مبارزات مذکور اقتداری به کارگران بخشید که به محض شروع خیزش در دوم ژانویه از جانب آنان بیشتر مناطق صنعتی و شهری به آن پیوستند. برای نمونه روز چهارم ژانویه کارگران نفت “تنگیز اویل” دست به اعتصاب زدند که در دست ابر شرکت آمریکایی “شورون” است. این ابر شرکت به حمایت دولت در دسامبر 2021 حدود 40 هزار کارگر در صنایع این منطقه را بیکار کرد. بیکار سازی های جدیدی پیش بینی شد که خیزش کنونی آنرا متوقف کرد.

مبارزات کارگری و مردمی کنونی مورد حمایت نفتگران مناطق دیگر قرار گرفت. گروه های کارگری از تجمعات اعتراضی برای طرح مطالبات خود برای افزایش ۱۰۰ درصدی دستمزدها، لغو طرح بهینه سازی گاز مایع، بهبود شرایط کار و آزادی فعالیت اتحادیه های کارگری استفاده کردند. در خود ژاناوزن، کارگران مطالبات جدیدی را تنظیم کردند :” استعفای رئیس جمهور فعلی و همه مقامات سازمان امنیت نظربایف، احیای قانون اساسی ۱۹۹۳ و آزادی های مرتبط برای ایجاد احزاب، اتحادیه های کارگری، آزادی زندانیان سیاسی و پایان دادن به سرکوب.”

کارگران و معترضان در تمام نواحی شهری و درگیر در خیزش تشکل هایی برای هدایت مبارزات و تامین مایحتاج شهروندان تاسیس کردند. هیئت حاکمه قزاقستان و شخص توکایف، توسط ولایمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، که عملا و از طریق تلفن مخصوص سرکوب مبارزین را هدایت میکرد تشویق شد تا شمشیر را از رو ببندد. او دستور تیراندازی به قصد کشت تظاهر کنندگان را صادر کرد. کشتار معترضان توسط پلیس مخصوصا در “آلماتی”، دومین شهر بزرگ کشور، آتش اعتراضات را فروزان تر کرد. گرچه پلیس بی محابا به تظاهر کنندگان تیراندازی میکرد، اما بعضی از واحدهای ارتشی، و بویژه سربازان، نه تنها از تیراندازی به معترضان خودداری کردند، بلکه با آنها همدردی نیز نمودند. کشتار صدها تظاهر کننده و دستگیری چندین هزار نفر از آنان، بر خشم مردم افزود و نیز سرپیچی سربازان از تیراندازی، توکایف را ترساند. او احتمالا در مشورت با پوتین برای مناطق کارگری قیمت بنزین مایع را به کمتر از پیش از خیزش کاهش داد، کابینه و شخص نظربایف را برکنار کرد و تعهد سپرد که سایر مطالبات معترضان را مد نظر قرار دهد. او همزمان از “سازمان پیمان امنیت جمعی” که در سال 1992 میلادی پایه گذاری شد، تقاضای کمک کرد. دست اتدرکاران آن سازمان نیز 2300 نیروی مسلح را روانه قزاقستان کردند. پوتین  و هیإت حاکمه قزاقستان همزمان با این تجاوز نظامی تبلیغات خود علیه مبارزین را شدت بخشیدند. آنها خیزش را توطئه امریکا خواندند. در حالیکه آمریکا از طریق ابر شرکت های اکسیون موبیل و شورون سرمایه گذاری های کلانی در میدان های نفت و گاز کرده و دارد از طریق تشدید استثمار کارگران نفت کشور را به قیمت ارزان استخراج و صادر میکند. به همین جهت است که آنتونی بلینکن، وزیر خارجه آمریکا در 9 ژانویه به شبکه ای‌بی‌سی‌نیوز گفت دولت قزاقستان حق دارد از نهادهای کشور محافظت کند.

خیزش کارگران و مردم محروم در قزاقستان میتواند درس هایی برای کارگران ایران و مردمی داشته باشد که تشنه سرنگونی جمهوری اسلامی هستند. این خیزش نشان داد که در هر برآمد محتملی فعالین کارگری و کارگران پیشرو در ایران، که دارای نیرومندترین جنبش در میان جنبش های موجود اجتماعی هستند، در راس قرار خواهند گرفت.