تراژدی جمهوری اسلامی و کمدی  احیای سلطنت !

یک ضرب المثل ایرانی می گوید” آدم عاقل از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود “. این مثل بیان حال تلاش بیهوده و ارتجاعی خانواده ساقط شده پهلوی و قدرتهای رسانه ایی حامی آن به منظور برقرار شدن نظام پادشاهی بعد از سرنگونی حکومت اسلامی ایران است.

خاندان پهلوی از سال ۱۳۰۴ تا ۱۳۵۷، یعنی پنجاه و سه سال بر ایران حکومت کردند. هر دو پهلوی پدر و پسر با کودتا بر سرکار آمدند. بیش از نیم قرن حاکمیت آنها متکی  بود بر: استبداد سیاسی و سلب آزادیها و حقوق اولیه مردم، استثمار شدید طبقه کارگر، سرکوب وحشیانه هرگونه اعتراض و نارضایتی، فساد گسترده اداری و شکنجه و اعدام . رژیم شاه به دلیل اعتراض و نارضایتی گسترده و عمومی در سال ۱۳۵۷ با قیام مردم  سقوط کرد. دولت های غربی و در راس آنها دولت آمریکا که امیدشان را به بقای رژیم شاه از دست داده بودند، راه را برای به قدرت رسیدن جریان اسلامی به رهبری خمینی هموار نمودند. در چنین شرایطی بود که به دلیل پراکندگی و  عدم آمادگی نیروهای چپ و دموکراتیک، خمینی و جریان اسلامی در حالیکه ارتش شاه اعلام بیطرفی کرده بود و ملزومات جایگزینی رژیم پادشاهی با رژیم اسلامی فراهم شده بود، به قدرت رسیدند.

بخشی از افراد وابسته به رژیم شاه به همراه افراد خانواده شان ،حتی قبل از سرنگونی رژیم باروبنه خود را جمع کرده و راهی آمریکا و اروپا شدند. طی 43 سالی که از سقوط رژیم سلطنتی می گذرد، گرایشهای مختلف سلطنت طلب در خارج کشور سرگرم دعواهای درون خانوادگی بودند و به دستجات مختلف تقسیم شده بودند و در مورد دلایل سقوط رژیم پهلوی نظرات متفاوتی داشتند. فعالیت آنها برای دوره ای عمدتاً  محدود به تبلیغ از طریق تلویزیونهای مستقر در لوس آنجلس بود. با تشدید بحران سیاسی در ایران، امکانات بیشتری از جانب دولت آمریکا  در اختیار آنان قرار گرفت و همین سیاست، این خوشباوری را در بین آنها بوجود آورد که گویا آنها به انتخاب اول آمریکا برای جانشینی رژیم اسلامی تبدیل شده اند و به زودی جای خالی آخوندها به وسیله هواداران سلطنت پر خواهد شد.

در روزهای اخیر نیروها و افراد اصلیِ پیرامون رضا پهلوی با ایجاد جو ترس و ترور میخواهند مخالفین سلطنت را در اپوزیسیون مرعوب نموده و با اتهام های نخ نمای تجزیه طلبی و خطر تجزیه ایران، مخالفین سلطنت را ناچار به سکوت نمایند.

جمهوری اسلامی در طول چهل و سه سال، آنچنان فلاکت و استبدادی را به مردم ایران تحمیل کرده است که نیروهای مرتجع و ساقط شده نظام پادشاهی بجای معذرت خواهی از مردم ایران برای جنایات دوره پهلوی و فراهم کردن زمینه های مادی برای روی کار آمدن جمهوری اسلامی، طلبکار مردم هم هستند!

سلطنت به دیروز ایران تعلق دارد و مردم مجبور نیستند بین امروزِ پر از فقر و تبعیض و سرکوب و یا  دیروز آکنده از استبداد و تباهی یکی را انتخاب کنند. در فردای سرنگونی جمهوری اسلامی تجربه پنجاه و سه سال حکومت پهلوی ها در دست است. حکومتی که نتوانست در طی بیش از نیم قرن امنیت، رفاه، آزادی  و حقوق انسانی را برای مردم تامین نماید، چرا باید سُکان حکومت را دوباره بدست گیرد.

آنچه در دو حکومت سلطنتی و اسلامی نصیب بخش وسیعی از مردم شد، بیکاری، فقر و فلاکت، فقدان آزادی و ستم و سرکوب بود . نظام سلطنتی پهلوی و حکومت اسلامی، یک قرن فرصت داشتند که مشکلات مردم ایران را حل نمایند ولی نخواستند و نتوانستند. مردم هوشیار و با تجربه با سرنگونی حکومت اسلامی تلاش خواهند کرد نظامی  را بنا نهند که در آن آزادی و رفاه و حقوق اولیه و کرامت انسانها تامین و تضمین گردد.

نه سلطنت موروثی و نه جمهوری استبدادی به معضلات و مشکلات مردم پاسخ نخواهد داد و مردم حق دارند خواهان نظامی  نوین و مدرن و مترقی باشند که کار، نان، آزادی، عدالت و امنیت را برای آنها تامین نماید .