
ارزیابی از جنگ در دوازدهمین روز خود
در دوازدهمین روز جنگ، هنوز هیچ نشانه روشنی از پایان آن دیده نمیشود. جنگی که با حملات مستقیم آمریکا و اسرائیل به ایران آغاز شد، هنوز ادامه دارد. هر سه طرف درگیر بر ادامه مسیر خود پافشاری میکنند. جمهوری اسلامی میکوشد هزینه جنگ را بالا ببرد. آمریکا و اسرائیل نیز تأکید دارند که عملیات را تا رسیدن به اهداف خود متوقف نخواهند کرد. ویژگی اصلی روز دوازدهم، انتقال آشکار جنگ از سطح صرفاً نظامی به سطح اقتصادی و منطقهای بود. ایران دامنه حملات خود را به کشتیهای تجاری، فرودگاهها و تأسیسات نفتی گسترش داد. تنگه هرمز همچنان در وضعیت بحرانی باقی ماند. عبور کشتیها با اختلال جدی روبهرو شد. چند کشتی تجاری هدف قرار گرفتند. همین امر فضای بیثباتی را در بازار جهانی انرژی تشدید کرد.
سپاه پاسداران نیز بهصراحت اعلام کرد که تا زمان ادامه حملات آمریکا و اسرائیل، عبور نفت از این گذرگاه امن نخواهد بود. جمهوری اسلامی میخواهد جنگ را به موضوعی جهانی تبدیل کند. هدف آن است که فشار فقط بر میدان نبرد باقی نماند، بلکه به بازار نفت، قیمت انرژی، تجارت جهانی و امنیت اقتصادی کشورها نیز سرایت کند.
این استراتژی تازه نیست. اما در روز دوازدهم، بهصورت آشکارتر و مستقیمتر دنبال شد. جمهوری اسلامی میداند که در رویارویی نظامی مستقیم، از نظر تکنولوژی، توان هوایی و ظرفیت تخریب، نسبت به آمریکا و اسرائیل در موقعیت بسیار ضعیفتری قرار دارد. بنابراین میکوشد میدان جنگ را تغییر دهد. به جای تمرکز صرف بر پاسخ نظامی، آن را به جنگی برای اخلال در شریانهای حیاتی اقتصاد جهانی بدل میکند.
در سوی مقابل، آمریکا و اسرائیل نیز نشانهای از عقبنشینی بروز ندادهاند. مقامهای اسرائیلی گفتند که عملیات بدون محدودیت زمانی ادامه خواهد یافت. دونالد ترامپ نیز، با وجود ادعای «پیروزی»، تأکید کرد که جنگ نباید نیمهکاره رها شود و باید «کار را تمام کرد». آمریکا و اسرائیل اگرچه همچنان بر تضعیف زیرساختهای نظامی، هستهای و موشکی ایران تمرکز کرده اند، اما تخریب زیر ساختهای اقتصادی را نیز از قلم نیانداخته اند..
در داخل ایران، حکومت تلاش کرده است چهرهای منسجم و مقاوم از خود نشان دهد. مراسم تشییع فرماندهان کشتهشده با حضور گسترده برگزار شد. این مراسم برای حکومت فقط یک مناسک سوگواری نبود. کارکرد سیاسی داشت. هدف آن نمایش انسجام، کنترل خیابان و حفظ روحیه بدنه حامی نظام بود.
روز دوازدهم فقط روز تشدید نبرد ایران با آمریکا و اسرائیل نبود. این روز، روز گسترش جنگ به کل منطقه نیز بود. در لبنان، حملات اسرائیل و شلیک موشکها ادامه یافت و بحران انسانی عمیقتر شد. کشورهای خلیج فارس نیز مستقیماً در معرض خطر قرار گرفتند و از رهگیری پهپادهای ایرانی خبر دادند. به این ترتیب، دامنه جنگ از مرزهای ایران فراتر رفته است. این تحول دو پیامد دارد. نخست آنکه هزینههای منطقهای جنگ بالا میرود. دوم آنکه مهار درگیری دشوارتر میشود. هرچه بازیگران بیشتری در معرض تهدید قرار گیرند، امکان خطای محاسباتی بیشتر میشود. یک حمله به کشتی تجاری، یک اصابت به فرودگاه یا یک حمله به زیرساخت نفتی میتواند واکنشهای زنجیرهای ایجاد کند.
اما تاب آوری تا کنونی رژیم محصول چند عامل در هم تنیده است:
نخست، ایدئولوژی است. ایدئولوژی هنوز برای بخشی از بدنه حکومتی و امنیتی، منبع مشروعیت و انگیزه است. این مشروعیت البته فرسوده شده، اما کاملاً از میان نرفته است.
دوم، نهادهای سرکوباند. سپاه، بسیج و دستگاههای امنیتی مهمترین ستون بقای نظام هستند. این نهادها هم ابزار کنترل دارند و هم انگیزه قوی برای دفاع از وضع موجود. در صورت تغییر بنیادین سیاسی، آنها بیشترین خطر را متحمل میشوند. منافع اقتصادی، موقعیت شغلی امنیت و امتیازاتشان همگی در خطر قرار میگیرد. به همین دلیل، ظرفیت ایستادگی آنها همچنان بالاست.
سوم، درآمدهای نفتی و شبکههای مالی دولت است. حتی در شرایط تحریم و کاهش درآمد، همین منابع به حکومت امکان دادهاند که کارکردهای اصلی خود را حفظ کند، بخشی از بدنه حامی را تغذیه کند و تنشهای اجتماعی را تا حدی مدیریت کند.
با این حال، این تابآوری مطلق نیست. جمهوری اسلامی با آسیبپذیریهای عمیق و انباشته روبهرو است. بحران اقتصادی مزمن، تورم بالا، کمبود آب و برق، فرسایش زیرساختها، فساد نهادینه شده و غیره، همگی ظرفیت مانور حکومت را تنگ کردهاند.
در مورد سرانجام جنگ، روشن است که در نهایت با شکست جمهوری اسلامی و برقراری نوعی آتشبس عملی، نه لزوماً رسمی، پایان می یابد. چنین آتشبسی به معنای صلح نخواهد بود. اما فشار تحریمها تا زمان توافقی گستردهتر ادامه خواهد یافت.
اگرچه، شکست در جنگ الزاماً به معنای فروپاشی فوری رژیم نیست. اما این بقا بر بستری از آسیبپذیریهای شدید اقتصادی، اجتماعی و سیاسی قرار دارد. بدین معنی اگر رژیم از این جنگ هم عبور کند، بحرانهای بعدی شدیدتر از گذشته گریبان وی را خواهند گرفت و جنبشهای اجتماعی گسترش می یابند. فرصت هائی بوجود می آیند که باید به استقبال آنها رفت.