
نوزدهم اردیبهشت ماه ۱۳۸۹، روزی سیاه در تاریخ جمهوری اسلامی و ۲۳ اردیبهشت روزی ماندگار در حافظه جمعی مردم کردستان است. در روز ۱۹ اردیبهشت ، رژیم اسلامی پنج مبارز سیاسی را که تا واپسین لحظه حیات در سنگر مقاومت ایستاده بودند، به دار آویخت. فرزاد کمانگر، شیرین علم هولی، فرهاد وکیلی، علی حیدریان و مهدی اسلامیان، پنج نامی که با خون خود بر صفحات تاریخ مبارزه مردم کردستان نقش بستند و در روز ۲۳ اردیبهشت مردم کردستان اراده ملیونی خود را در اعتراض به این اعدامها به نمایش گذاشتند.
اعدام این پنج جوان در شرایطی صورت گرفت که موجی از اعتراض در سطح ایران و جهان علیه صدور حکم اعدام آنها به راه افتاده بود. سازمانهای حقوق بشری، نهادهای بینالمللی و میلیونها انسان آزادیخواه در گوشه و کنار جهان، صدای اعتراض خود را بلند کرده بودند. اما جمهوری اسلامی به این همه اعتراض پشت پا زد و احکام را در سپیدهدمی خاموش به اجرا گذاشت.
رژیم، این اعدام را نه تنها به مثابه انتقام از پنج مبارز سیاسی، بلکه به عنوان ابزاری برای ایجاد رعب و وحشت در دل مردم کردستان طراحی کرده بود. سران جمهوری اسلامی گمان میکردند که با به دار آویختن این جوانان، سایهای از هراس بر فضای کردستان میافکنند و مردم را مرعوب و خاموش میسازند. اما از همان لحظهای که خبر اعدامها منتشر شد، رژیم خشم فروخورده مردم را احساس کرد و از عکسالعمل آنها به وحشت افتاد. نشانه این وحشت آنجا بود که جنازه جانباختگان را هرگز به خانوادههایشان تحویل نداد؛ چرا که مراسم خاکسپاری میتوانست کانون تجمع و اعتراض باشد. اما حساب ساده لوحانه سران رژیم غلط از آب درآمد. مردم کردستان نه تنها مرعوب نشدند، بلکه آتش خشمشان شعلهورتر گشت.
چهار روز پس از اعدامها، کومهله فراخوان اعتصاب عمومی را برای روز ۲۳ اردیبهشت صادر کرد. این فراخوان با پشتیبانی و همراهی احزاب و نیروهای سیاسی در کردستان و با استقبال وسیع نیروهای چپ و کمونیست در سراسر ایران روبرو شد. آنچه در آن روز رخ داد، یکی از باشکوهترین صحنههای همبستگی سیاسی در تاریخ معاصر ایران بود.
در روز ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۹، کردستان یکپارچه از حرکت ایستاد. کارگران کارگاهها و مراکز خدماتی و تولیدی اعتصاب کردند. کسبه مغازههایشان را بستند و پشت درهای تختهشده ماندند. کارمندان ادارات دولتی و خصوصی از رفتن به محل کار خودداری ورزیدند. دانشآموزان و دانشجویان، آموزگاران و استادان، کلاسهای درس را تعطیل کردند. از کوچکترین دکانهای سر کوچه تا بزرگترین مراکز اداری، همه در این اعتراض یکصدا شده بودند.
این اعتصاب سیاسی عمومی تمام محاسبات رژیم را درهم ریخت. آنچه قرار بود پیام وحشت باشد، به آتشفشان خشم مردم تبدیل شد. این حرکت گسترده، قاطعانه و بهموقع، به روشنی نشان داد که رژیم در برآورد عکسالعمل مردم دچار چه اشتباه بزرگی شده است.
آنچه اعتصاب ۲۳ اردیبهشت را به رویدادی ماندگار تبدیل کرد، تنها ابعاد گسترده آن نبود، بلکه محتوای سیاسی عمیق آن بود. این تجربه نشان داد که اعتصاب سیاسی عمومی شکلی از اعتراض است که شعارها و سیاستها از طریق یک اقدام همگانی و تودهگیر به نیرویی مادی تبدیل میشوند. اعتصاب رژیم را به نبردی فرسایشی میکشاند، توان سرکوبش را زمینگیر میسازد و زمینه را برای برداشتن گامهای بعدی فراهم میکند. مردم کردستان با بکارگیری این تاکتیک، امکان تحرک را از نیروهای سرکوبگر سلب کردند و راه خنثی کردن ماشین سرکوب را به همه مردم آزادیخواه ایران نشان دادند.
اعتصاب ۲۳ اردیبهشت در خلأ شکل نگرفت. مردم کردستان در طول دهههای گذشته بارها توان و قدرت همبسته خود را در برابر رژیم به نمایش گذاشتهاند؛ از رأی قاطع «نه» به رفراندم تشکیل جمهوری اسلامی در سال ۱۳۵۸، تا کوچ تاریخی مردم مریوان در همان سال، تا اعتصاب ۱۵ خرداد ۱۳۶۱، شانزدهم مرداد ۱۳۸۴ در پی جانباختن شوانه سیدقادری در مهاباد، و اعتصابهای پیدرپی در جریان انقلاب زن، زندگی، آزادی و اعتصاب گسترده و کم نظیر ۱۸ دیماه سال گذشته که ملیونها نفر در آن شرکت کردند، این تاریخچه پربار نشان میدهد که مقاومت در کردستان نه حادثهای اتفاقی، بلکه ریشهای عمیق در بطن جامعه دارد.
این اعتصابها همچنین ثابت کردند که عقبنشینی نیروهای پیشمرگه به پشت مرزها به معنای پایان جنبش انقلابی مردم کردستان نیست. برعکس، ریشه این جنبش علیرغم چنین فشارهایی، در اعماق جامعه تنومندتر شده است. جامعه کردستان جامعهای است سیاسی، با قابلیت بالا برای تحزب و سازماندهی، که مردمش با وجود فقر و تنگدستی، حاضرند با عزت نفس برای پیروزی از معیشت خود هزینه کنند.
شانزده سال از آن صبح تلخ میگذرد. فرزاد کمانگر، شیرین علمهولی، فرهاد وکیلی، علی حیدریان و مهدی اسلامیان رفتند، اما آنچه برجای گذاشتند، تنها خاطرهای غم انگیز نیست. آنها با مقاومتشان تا لحظه آخر، و مردم کردستان با پاسخ کوبنده ۲۳ اردیبهشت، درسی بزرگ آموختند، که هیچ اعدامی نمیتواند اراده مردم متحد را خاموش کند، و هیچ سرکوبی توان مقابله با همبستگی تودههای مردم را ندارد.