شانزدهم مرداد؛ یادآور قدرت مردم و ضرورت اعتصاب سیاسی عمومی

شانزدهم مرداد ۱۳۸۴ یکی از روزهای ماندگار در تاریخ مبارزات مردم کردستان ایران است؛ روزی که شهرها و بخش‌های گسترده‌ای از کردستان، در اعتراض به جنایت و سرکوب جمهوری اسلامی، از حرکت روزمره بازایستادند و با اعتصابی سیاسی و عمومی، قدرت اتحاد و همبستگی خود را به نمایش گذاشتند. در آن روز خیابان‌های خلوت، مغازه‌های بسته و مراکز کار تعطیل‌شده، رساتر از هر فریادی سخن می‌گفتند. پیام مردم روشن بود: کردستان در برابر سرکوب تسلیم نمی‌شود و جنبش آزادی‌خواهانه و برابری‌طلبانهٔ آن زنده است.

شانزدهم مرداد روز تجربه‌ای زنده و آموزنده برای مبارزات امروز است؛ تجربه‌ای که نشان داد چگونه می‌توان خشم پراکنده را به اراده‌ای جمعی تبدیل کرد، از میزان تلفات مردم کاست، دستگاه سرکوب را از امکان کنترل عادی جامعه محروم ساخت و توازن نیرو را به سود جنبش اعتراضی تغییر داد.

از قتل شوانه سیدقادری تا اعتصاب عمومی

زمینهٔ شکل‌گیری اعتصاب شانزدهم مرداد به جنایت نیروهای جمهوری اسلامی در مهاباد بازمی‌گردد. غروب ۱۸ تیر ۱۳۸۴، مأموران حکومتی شوانه سیدقادری، از جوانان مبارز مهاباد، را تعقیب کردند. پس از آنکه نتوانستند او را دستگیر کنند، وی را به رگبار بستند و زخمی کردند. مأموران سپس این جوان زخمی را شکنجه کردند، کشتند و پیکر مثله‌شده‌اش را با رفتاری توهین‌آمیز به خانواده‌اش تحویل دادند.

حکومت می‌خواست با این جنایت در دل مردم وحشت بیفکند، اما نتیجه برعکس شد. مردم مهاباد، به‌محض آگاهی از ماجرا، در برابر منزل شوانه گرد آمدند، با خانوادهٔ او همدردی کردند و انزجار خود را از حکومت نشان دادند. در روزهای ۱۹ و ۲۰ تیر، زنان و مردان جوان به خیابان آمدند و شعارهای اعتراضی سر دادند. روز ۲۱ تیر دامنهٔ اعتراض‌ها گسترده‌تر شد و یورش نیروهای سرکوبگر با مقاومت مردم روبه‌رو گردید.

اعتراض‌ها به مهاباد محدود نماند و به شهرهای دیگر کردستان گسترش یافت. حکومت، به‌جای پاسخ‌گویی به خواست‌های مردم، نیروهای بیشتری به منطقه فرستاد. در سقز، مأموران مسلح به روی تظاهرکنندگان آتش گشودند؛ شماری جان باختند و بسیاری زخمی شدند. اعتراض‌های خیابانی، با وجود شجاعت مردم، پراکنده بود و مقابلهٔ مستقیم با نیروهای مسلح حکومت، تلفات سنگینی بر جای می‌گذاشت.

در چنین شرایطی، ضرورت یک حرکت هماهنگ، فراگیر و سازمان‌یافته بیش از پیش احساس می‌شد؛ حرکتی که قدرت مردم را به نمایش بگذارد، اما آنان را در میدان مورد نظر نیروهای سرکوبگر قرار ندهد. کومه‌له، سازمان کردستان حزب کمونیست ایران، روز شانزدهم مرداد را روز اعتصاب عمومی در سراسر کردستان اعلام کرد و فراخوان آن در ۱۱ مرداد انتشار یافت.

فعالان کارگری، زنان و جوانان پیشرو برای آماده‌سازی اعتصاب دست به کار شدند. مردم مهاباد، سقز، بوکان، سنندج، اشنویه، پیرانشهر، بانه، سردشت، ربط، مریوان، کامیاران، دیواندره و شماری دیگر از شهرها و مناطق روستایی به اعتصاب پیوستند. در نقده و ارومیه نیز بخش‌هایی از مردم مشارکت کردند. این همراهی گسترده، شانزدهم مرداد را به روزی تاریخی تبدیل کرد.

پیروزی اعتصاب، محصول صدور یک فراخوان به‌تنهایی نبود؛ پشتوانهٔ آن دهه‌ها مبارزه و فداکاری مردم کردستان، یک ماه مقاومت پیگیرانه در مهاباد و دیگر شهرها، و فعالیت شبکه‌ای از فعالین و پیشروان اجتماعی بود. اختلاف‌ها و کارشکنی‌های تنگ‌نظرانه بعضی سازمانهای سیاسی کردستان نیز نتوانست ارادهٔ مشترک مردم را متزلزل کند.

اعتصاب؛ سنتی ریشه‌دار در کردستان

شانزدهم مرداد حلقه‌ای از زنجیرهٔ طولانی اعتصاب‌های سیاسی در کردستان است. اعتصاب ۱۵ خرداد ۱۳۶۱، اعتصاب ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۹، اعتصاب ۲۱ شهریور ۱۳۹۷ و اعتصاب‌های سراسری در جریان خیزش «زن، زندگی، آزادی»، نمونه‌هایی از این سنت مبارزاتی‌اند.

هنگامی که قتل حکومتی ژینا امینی، خاکسپاری او در سقز را به آغاز یک خیزش تاریخی تبدیل کرد، اعتصاب‌های پی‌درپی در شهرهای کردستان به تداوم جنبش یاری رساندند. اعتصاب‌ها نشان دادند که اعتراض فقط در تجمع خیابانی خلاصه نمی‌شود. جامعه می‌تواند با متوقف‌کردن فعالیت‌های عادی، مخالفت خود را به‌صورتی فراگیر و آشکار بیان کند.

اعتصاب سیاسی عمومی پیش از هر چیز، خروج جمعی مردم از نظم تحمیلی حکومت است. حکومت‌ها تنها با نیروی نظامی دوام نمی‌آورند؛ کار روزانهٔ میلیون‌ها انسان، شبکهٔ حمل‌ونقل، آموزش، خدمات، بازار و مراکز اقتصادی نیز چرخ جامعه را به حرکت درمی‌آورد. هنگامی که مردم به‌طور هماهنگ از ادامهٔ فعالیت عادی خودداری می‌کنند، قدرتی را آشکار می‌سازند که در روزهای معمول کمتر دیده می‌شود.

چرا اعتصاب در شرایط کنونی اهمیت دارد؟

امروز جمهوری اسلامی، در برابر خواست نان، آزادی، برابری و کرامت انسانی، بیش از هر زمان دیگری به زندان، اعدام، گلوله و فضای امنیتی متوسل شده است. فقر، بیکاری، تورم، تبعیض، سرکوب زنان، ستم ملی و نبود چشم‌اندازی روشن، زندگی میلیون‌ها نفر را زیر فشار قرار داده است. در کردستان، این فشار عمومی با تبعیض نهادینه شده ، نظامی‌کردن منطقه، بیکاری گسترده و سرکوب مضاعف همراه است.

مردم چاره‌ای جز مقاومت ندارند، اما مقاومت به معنای تکرار همیشگی یک شکل از مبارزه نیست. حکومتی که برای پراکنده‌کردن اجتماعات از سلاح گرم استفاده می‌کند، می‌کوشد مردم را به رویارویی‌ای بکشاند که در آن برتری تسلیحاتی دارد. پاسخ مسئولانه، تنوع بخشیدن به شیوه‌های مبارزه و انتخاب تاکتیک‌هایی است که مشارکت مردم را گسترش دهد و امکان کشتار را محدودتر کند.

اعتصاب سیاسی عمومی می‌تواند در کنار فعالیت صنفی، کارزارهای دادخواهی، مبارزهٔ زنان، اعتراض دانشجویان و غیره قرار گیرد. اعتصاب جایگزین همهٔ این اشکال نیست؛ وسیله‌ای برای پیوند دادن و تقویت آن‌هاست.

در روز اعتصاب، نیروهای سرکوبگر ممکن است همچنان در خیابان حضور داشته باشند، اما با میدان خالی و جامعه‌ای نافرمان روبه‌رو می‌شوند. آنان نمی‌توانند به‌آسانی انبوه مردم را در نقاط محدود محاصره و هدف قرار دهند. تعطیلی هماهنگ مراکز کار و فعالیت‌های اجتماعی، ظرفیت حکومت برای عادی جلوه دادن اوضاع را نیز از میان می‌برد. به این معنا، اعتصاب می‌تواند ماشین سرکوب را از نظر سیاسی زمین‌گیر کند.

امکان مشارکت گسترده‌تر مردم

یکی از مهم‌ترین مزایای اعتصاب عمومی آن است که راه مشارکت را برای کسانی باز می‌کند که امکان حضور در اعتراض‌های خیابانی ندارند. سالمندان، افراد دارای بیماری یا محدودیت جسمی، والدینی که مسئولیت نگهداری از کودکان را بر عهده دارند، کارکنانی که زیر فشار کارفرما هستند و کسانی که از بازداشت یا خشونت خیابانی نگران‌اند، می‌توانند از طریق اعتصاب همبستگی خود را نشان دهند.

تظاهراتی بزرگ ممکن است هزاران نفر را گرد آورد، اما یک اعتصاب موفق می‌تواند صدها هزار یا میلیون‌ها نفر را درگیر کند. بسته‌بودن گستردهٔ بازارها، توقف کار و تعطیلی دانشگاه‌ها و مراکز آموزشی، تصویری از میزان واقعی نارضایتی جامعه به دست می‌دهد که حکومت نمی‌تواند آن را به «گروهی اندک» نسبت دهد.

اعتصاب، مردم را به خانه نمی‌فرستد تا مبارزه پایان یابد؛ بلکه خانه، محل کار، مدرسه، دانشگاه و بازار را به عرصه‌های نافرمانی مدنی تبدیل می‌کند. اعتصاب موفق نشان می‌دهد که مرز مبارزه تنها خیابان نیست و قدرت مردم می‌تواند در سراسر جامعه جریان پیدا کند.

اعتصاب باید مسئولانه سازمان یابد

اعتصاب عمومی راه‌حلی جادویی نیست و نباید بدون توجه به شرایط واقعی مردم به آن فراخوان داد. فشار اقتصادی بر خانواده‌های کارگری، مزدبگیران روزمزد و کسبهٔ کم‌درآمد واقعیتی جدی است. کردستان منطقه‌ای عمدتاً خدماتی و تجاری است و از مراکز صنعتی بزرگ کمتری برخوردار است؛ بنابراین اعتصاب‌های طولانی و پی‌درپی ممکن است بار اصلی را بر دوش همان مردمی بگذارد که از فقر و بیکاری رنج می‌برند.

ازاین‌رو، فراخوان اعتصاب باید به‌موقع، سنجیده، محدود و برخوردار از پشتوانهٔ اجتماعی باشد. فاصلهٔ زمانی اعتصاب‌ها، هدف سیاسی روشن، ظرفیت واقعی جامعه و وضعیت اقشار آسیب‌پذیر باید در نظر گرفته شود. خدمات حیاتی مانند اورژانس، درمان و نیازهای ضروری مردم نیز باید محفوظ بماند. همبستگی با خانواده‌های کم‌درآمد و کارگران اعتصابی، بخشی جدایی‌ناپذیر از مسئولیت جمعی جنبش است.

اعتصاب هنگامی موفق است که مردم آن را متعلق به خود بدانند، نه دستوری که از بالای سر آنان صادر شده است. گفت‌وگو در محیط‌های کار و زندگی، مشارکت تشکل‌های مستقل، اعتماد متقابل و تصمیم‌گیری جمعی، پایه‌های چنین حرکتی‌اند. فراخوان‌های شتاب‌زده و بی‌پشتوانه می‌توانند اعتماد عمومی را تضعیف کنند؛ در مقابل، تدارک اجتماعی و همکاری گسترده، اعتصاب را به قدرتی واقعی تبدیل می‌کند.

مدرسهٔ اتحاد و سازمان‌یابی

اهمیت اعتصاب تنها به روز اجرای آن محدود نیست. روند آماده‌سازی، برگزاری و ارزیابی یک اعتصاب، شبکه‌های همبستگی را گسترش می‌دهد، رهبران اجتماعی تازه‌ای را پرورش می‌دهد و تجربهٔ کار جمعی را افزایش می‌دهد. هر اعتصاب موفق به مردم نشان می‌دهد که تنها نیستند و می‌توانند بر ترس غلبه کنند.

هنگامی که کارگران، معلمان، پرستاران، بازنشستگان، دانشجویان، زنان، جوانان و کسبه در حرکتی مشترک شرکت می‌کنند، درمی‌یابند که مشکلاتشان از یکدیگر جدا نیست. دستمزد پایین، بیکاری، تبعیض جنسیتی، سرکوب سیاسی، ستم ملی و نبود خدمات عمومی، جلوه‌های گوناگون ساختاری واحدند. اعتصاب می‌تواند این آگاهی را از سطح فردی به شناختی جمعی و سیاسی ارتقا دهد.

حکومت نیز برای شکستن چنین اتحادی بیکار نمی‌نشیند. تهدید، شایعه‌پراکنی و تحریک شکاف‌های ملی، مذهبی، نسلی و طبقاتی از ابزارهای همیشگی آن است. پاسخ جنبش باید تقویت اعتماد و همبستگی، احترام به تنوع جامعه و پیوند دادن مطالبات کردستان با مبارزات مردم سراسر ایران باشد. آزادی کردستان از آزادی کارگران، زنان و مردم دیگر نقاط ایران جدا نیست؛ همان‌گونه که رهایی ایران بدون پایان‌دادن به ستم و تبعیض در کردستان ممکن نخواهد بود.

شانزدهم مرداد همچنان زنده است

یادآوری شانزدهم مرداد، تجدید پیمان با نیرویی است که آن روز شهرهای کردستان را به هم پیوند داد. آن اعتصاب ثابت کرد که حکومت، با وجود همهٔ سلاح‌ها و نیروهای امنیتی‌اش، در برابر مردمی متحد و آگاه آسیب‌پذیر است.

امروز نیز اعتصاب سیاسی عمومی می‌تواند یکی از مؤثرترین ابزارهای مبارزهٔ مسالمت‌آمیز مردم کردستان و ایران باشد؛ ابزاری برای کاهش امکان کشتار، گسترش مشارکت، زمین‌گیر کردن سیاسی ماشین سرکوب و به نمایش گذاشتن قدرت جامعه. بااین‌حال، موفقیت آن به سازمان‌یابی از پایین، رهبری مسئولانه، اتحاد فراگیر و توجه به زندگی و امنیت مردم وابسته است.

یاد شانزدهم مرداد گرامی باد؛ روزی که کردستان ایستاد، متحد شد و نشان داد قدرت واقعی نه در چوبهٔ دار و تفنگ، بلکه در ارادهٔ سازمان‌یافتهٔ مردم است.

0 FacebookTwitterWhatsappTelegramEmail

پیام

گالری

ما را دنبال کنید! ​

تماس

  Copyright © 2023, All Rights Reserved Payaam.net