
❗️در پاسخ به نامهی دوستان کومهله
توضیح کمیته رهبری کومهله دربارهی عدم پیوستن به «همپیمانی» احزاب کردستانی
دوستان گرامی،
نامهی شما را، که با امضای صد تن از فعالان سیاسی کُرد در خارج از کشور منتشر شده است، با دقت خواندیم و از توجه، دلسوزی و احساس مسئولیتی که در آن موج میزند، صمیمانه قدردانی میکنیم. نگرانی شما از پراکندگی نیروهای سیاسی کردستان، دغدغهای مشترک است که ما نیز آن را کاملاً درک میکنیم. در این نوشته میکوشیم دلایل موضع کومهله را بهروشنی و با احترام کامل توضیح دهیم.
١- پنج حزب از هفت حزب عضو «مرکز دیالوگ احزاب کردستان ایران» طی بیانیهای مشترک سند «همپیمانی» را به امضا رساندند. اخیراً یکی دیگر از احزابی که پیشتر از پیوستن به این همپیمانی امتناع کرده بود، تجدیدنظر کرد و به آن پیوست. کومهله در جریان تمام مذاکرات مرکز دیالوگ حضور فعال داشته و امر دیالوگ متمدنانه را نه فقط برای خود ما بلکه برای جامعه کردستان ضروری میداند. در عین تأکید بر تفاوتهای واقعی در اهداف و شیوهها و استراتژی، ما خواهان روابط سیاسیای با همه جریانهای سیاسی کردستان هستیم. اما رابطه مطلوب نه فقط برای خود ما بلکه برای جامعه کردستان، یعنی به رسمیت شناختن تنوع گرایشات سیاسی، اجتناب از تشنج میان احزاب، رقابت سالم سیاسی، و پذیرش قضاوت دموکراتیک توده مردم کردستان است.
٢- هفت حزب گردهمآمده در مرکز دیالوگ از نظر برنامهی سیاسی، استراتژی، سنتهای مبارزاتی و پیشینهی تاریخی یکسان نیستند. کومهله بهمثابهی یک جریان سوسیالیست به سنت شناختهشدهای در جامعه سیاسی کردستان تعلق دارد:
- جنبش کارگران و زحمتکشان سراسر ایران را متحد طبیعی جنبش مردم کردستان میدانیم.
- همراهی با سیاستهای آمریکا و اسرائیل در قبال ایران و کردستان در استراتژی ما جایی ندارد.
- مقابله با اپوزیسیون راستگرا، و مشخصاً سلطنتطلبانی که از هماکنون آشکارا علیه نیروهای چپ و حقوق ملتها خطونشان میکشند، از ارکان سیاست ماست.
- همپیمانی با سازمان مجاهدین خلق بهمثابهی سازمانی با گرایشهای مذهبی و اقتدارگرا در استراتژی ما نیست.
تجربه نشان داده است که هر همکاری که بر پایهی نادیدهگرفتن تفاوتهای واقعی بنا شود، در مراحل حساس سیاسی دچار بحران و فروپاشی خواهد شد. سند این همپیمانی در این موارد فاقد شفافیت لازم است.
٣- از نظر ما، پیش از هر توافق دربارهی نقاط مشترک برنامهای ـ که امری مربوط به آینده است ـ باید بر استراتژی، سیاست و تاکتیکهای مشخص برای شرایط کنونی توافق حاصل شود. فقط به عنوان یک مثال، تشکیل نهادهایی مانند «کمیته دیپلماسی مشترک» بهخودیخود مسئلهی اصلی نیست؛ مسئلهی اصلی تعیین سیاستی است که فعالیت چنین نهادی را هدایت خواهد کرد. اتحادی که فاقد وضوح سیاسی باشد در عمل ناکارآمد خواهد بود و برداشتهای متفاوت دربارهی سازوکار آن، بهویژه در ارتباط با دولتها و سازمانهای اپوزیسیون جمهوری اسلامی، میتواند خود منشأ بحران شود و همکاری را به بنبست بکشاند.
۴- یکی از محورهای اصلی اختلاف ما، جایگاه نیروی مسلح در شرایط تحولات سیاسی آینده ایران است. موضع روشن کومهله این است که در فردای هر تغییر سیاسی در کردستان، سلاح نباید در اختیار نیروهای حزبی باقی بماند؛ بلکه باید طی پروسهای زمانی محدود، با هماهنگی احزاب مسلح، در اختیار نهادهای منتخب مردمی قرار گیرد. این اصل برای پیشگیری از رقابتهای نظامی و تضمین گذار دموکراتیک حیاتی است. حتی متحد کردن نیروهای مسلح احزاب در یک ساختار واحد، اگر هم شدنی باشد ـ که البته دشوار به نظر میرسد ـ نمیتواند تضمین کافی برای بهکار نگرفتن سلاح در مناقشات سیاسی باشد. پیش از طرح ایجاد «سپاه کردستانی» واحد، باید پاسخ روشنی به این پرسش وجود داشته باشد: این نیرو تحت کنترل چه نهادی است؟ از نظر ما، چنین نیرویی ناگزیر باید زیر هدایت نهادهای مردمی باشد، نه فرماندهی احزاب سیاسی؛ چرا که هر اختلاف سیاسی میان احزاب میتواند این نیروی ظاهراً متحد را ناگهان به گروههای وفادار به احزاب مربوطه تقسیم کند.
۵- احزاب سیاسی در هیچ شرایطی نباید قدرت سیاسی را از بالای سر مردم در میان خود تقسیم کنند. حاکمیت، حق نهادهای منتخب مردمی است و با بهانهی «دورهی گذار» یا «آمادهنبودن مردم» نمیتوان حق طبیعی مردم برای اعمال حاکمیت مستقیم را محدود کرد. هر خلأ قدرتی که بهوجود آید باید با تشویق مردم به ایجاد نهادهای دموکراتیک در محلات، شهرها، محیطهای کار، دانشگاهها و مراکز اجتماعی پر شود، نه اینکه احزاب این خلأ را میان خود تقسیم کنند. کردستان ایران دارای جنبشهای اجتماعی و مدنی نیرومندی است و غلبهی رویکرد نظامی بر سیاست، این سرمایهی بیبدیل را تضعیف خواهد کرد.
۶- فاکتور تازهای در این میان آشکار شده که اهمیت همهی آنچه گفتیم را دوچندان میکند: دولت آمریکا بهطور رسمی اعلام کرده که با گروههای مسلح کرد ایرانی و احزاب حاکم در اقلیم کردستان تماس گرفته و از آنها خواسته است وارد عملیات نظامی زمینی از منطقهی کردستان علیه جمهوری اسلامی شوند. بنا به گزارش شبکهی سیانان، «سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، در حال کار روی برنامهای برای مسلحکردن نیروهای کرد با هدف تحریک قیام در ایران است.» از قرار معلوم دولت آمریکا بدون هیچ توافق سیاسی با احزاب کرد، صرفاً با تکیه بر اسلحه و پول میخواهد آنها را در مسیر تأمین اهداف خود قرار دهد؛ اهدافی که به هیچ وجه با اهداف و منافع مردم ستمدیدهی کردستان منطبق نیستند. آمریکا همانطور که جنبش روژاوا در سوریه را پس از رسیدن به اهداف خود در دام دولت مرکزی سوریه رها کرد، این همپیمانی را نیز هنگامی که معاملهاش با جمهوری اسلامی شکل بگیرد، در میدان تنها خواهد گذاشت. اگر پایان جنگ و سازش جمهوری اسلامی با آمریکا قابل تصور باشد، استراتژیای که منافع خود را به سیاستهای آمریکا گره زده نه تنها به جایی نخواهد رسید، بلکه همچون سمی است که در پیکر جنبش حقطلبانهی مردم کردستان تزریق میشود. ما نه تنها نمیتوانیم بخشی از این پروژهی مشخص باشیم، بلکه آن را آغاز فاجعهای برای آیندهی جنبش حقطلبانهی مردم کردستان میدانیم. همین اکنون اگر این احزاب بر پایه توافقاتی که پشت پرده صورت گرفته است، نیروهای خود را در انطباق با سیاست جنگی جهت دیگری وارد میدان کنند، چه کسی مسئولیت عواقب فاجعهبار آن را بر عهده خواهد گرفت؟
دوستان عزیز، اتحادی که بر شالودهی سست و اجتناب از بیان تفاوتهای واقعی بنا شود، نهتنها جنبش کردستان را به پیش نمیبرد، بلکه در لحظات حساس بار سنگینی بر دوش آن خواهد بود. ما به اتحادی باور داریم که صادقانه و با احترام به تفاوتها ساخته شود. باور داریم که وضوح، امروز بهتر از بحران فرداست.
با احترام و امید به گفتوگوی سازندهی بیشتر،
کمیته رهبری کومهله
(سازمان کردستان حزب کمونیست ایران)
۱۵ اسفند ۱۴۰۴