
حلبجه، یادآور یک جنایت فراموشنشدنی
امروز ۲۵ اسفند، برابر با ۱۶ مارس، سالگرد بمباران شیمیایی شهر حلبجه است. سالروز جنایتی هولناک که نه فقط در حافظه مردم کردستان، بلکه در وجدان همه انسانهای آزادیخواه جهان باقی مانده است. سیوهشت سال پیش در چنین روزی، رژیم بعث عراق با استفاده از سلاحهای شیمیایی، یکی از تلخترین و دردناکترین فجایع قرن بیستم را رقم زد. در جریان این حمله، هزاران انسان بیدفاع در مدت زمانی بسیار کوتاه جان خود را از دست دادند و هزاران نفر دیگر با آسیبهای شدید جسمی و روانی، سالها و دههها پس از آن نیز با رنج و بیماری زندگی کردند. حلبجه از آن زمان تا امروز، فقط نام یک شهر نیست، بلکه نام زخمی عمیق و ماندگار در تاریخ معاصر ماست.
بمباران شیمیایی حلبجه در واپسین سالهای جنگ ایران و عراق روی داد، جنگی طولانی، ویرانگر و ضد مردمی که مردم دو کشور بهای آن را با جان، معیشت، آوارگی و ویرانی پرداختند. در آن مقطع، نشانههای فراوانی وجود داشت که این جنگ فرسایشی و ۸ ساله به پایان خود نزدیک میشود. نه جمهوری اسلامی توانسته بود اهداف سیاسی اعلامشده خود را محقق کند و نه رژیم صدام حسین موفق شده بود جایگاه مورد نظرش را در معادلات منطقهای و جهان عرب به دست آورد. هر دو حکومت در عمل به بنبست رسیده بودند، اما هر دو میکوشیدند پیش از پایان جنگ، با کسب دستاوردی نظامی یا سیاسی، موقعیت بهتری برای خود در مذاکرات و تحولات بعدی فراهم کنند.
در همان زمان، رژیم بعث عراق به سلاحهای شیمیایی مجهز شده بود و پیش از حمله به حلبجه نیز بارها از این سلاحها در جبهههای جنگ و علیه مردم غیرنظامی و نیروهای پیشمرگ در کردستان عراق استفاده کرده بود. در سوی دیگر، جمهوری اسلامی نیز از ادامه جنگ برای تحکیم موقعیت خود در داخل کشور و سرکوب مخالفان و فضای انقلابی سالهای نخست پس از انقلاب بهره برده بود. به این ترتیب، مردم عادی، بهویژه در مناطق مرزی و جنگزده، میان دو حکومت سرکوبگر و جنگطلب گرفتار شده بودند؛ حکومتهایی که برای پیشبرد اهداف خود، کمترین ارزشی برای جان و امنیت مردم قائل نبودند.
در چنین شرایطی، حمله به منطقه حلبجه طراحی و اجرا شد. در آن دوره، نیروهای سیاسی و مسلح کردستان عراق با میانجیگری جمهوری اسلامی اختلافات خود را کنار گذاشته و در قالب یک جبهه متحد عمل میکردند. جمهوری اسلامی با جلب همکاری این نیروها، حمله به آن منطقه را تدارک دید. نیمهشب ۲۴ اسفند، عملیات مشترک نیروهای جمهوری اسلامی و جبهه متحد کردستان آغاز شد و ارتش عراق نتوانست در برابر این یورش مقاومت مؤثری از خود نشان دهد. منطقه به سرعت از کنترل ارتش عراق خارج شد و به دست نیروهای مهاجم افتاد. اما در این میان، مردم حلبجه و روستاهای اطراف که هیچ نقشی در تصمیمگیریهای نظامی و سیاسی نداشتند، بار دیگر به قربانیان اصلی این درگیری تبدیل شدند. آنان که از ترس جنگ و گلولهباران به زیرزمین خانههای خود پناه برده بودند، نمیدانستند که ساعاتی بعد همان پناهگاههای کوچک به قتلگاه آنان تبدیل خواهد شد.
فردای آن روز، صدام حسین و رهبری حزب بعث عراق فرمان بمباران شیمیایی حلبجه را صادر کردند. این تصمیم در حالی گرفته شد که حتی همه نیروهای عراقی نیز هنوز فرصت عقبنشینی کامل از منطقه را نیافته بودند. اما برای رژیمی که حفظ قدرت و نمایش قساوت از هر چیز دیگری مهمتر بود، این مسئله مانعی به شمار نمیرفت. هواپیماهای جنگی عراق بر فراز شهر ظاهر شدند و گازهای سمی و کشنده را بر سر مردم بیدفاع فرو ریختند. گازهای شیمیایی به سرعت در کوچهها، خانهها و زیرزمینها پخش شد و مردمی که برای نجات جان خود در پناهگاهها مخفی شده بودند، یکی پس از دیگری جان سپردند. کودکان در کنار مادرانشان، سالمندان در گوشه خانهها، و خانوادههایی که فرصت فرار نیافتند، همگی قربانی این جنایت شدند. نام حدود پنج هزار تن از جانباختگان این کشتار ثبت شده است، اما دامنه واقعی این فاجعه بسیار گستردهتر از آن چیزی است که تنها در آمارها دیده میشود.
بازماندگان این فاجعه نیز از آسیب آن در امان نماندند. هزاران نفر سالها با بیماریهای تنفسی، مشکلات چشمی، ضایعات پوستی، ناتوانیهای جسمی و صدمات عمیق روانی دستبهگریبان بودند. بسیاری از خانوادهها چندین عضو خود را به طور همزمان از دست دادند و بسیاری از کودکان در پی آن حمله، یتیم و بیسرپرست شدند. پیامدهای این جنایت تنها به همان روز و همان نسل محدود نماند، بلکه آثار آن تا سالها بعد در زندگی فردی و جمعی مردم حلبجه باقی ماند. از همین رو، حلبجه فقط یک واقعه تاریخی نیست، بلکه نمادی زنده از رنج مردمی است که قربانی جنگ و سلاحهای کشتار جمعی شدند.
با این همه، نباید فراموش کرد که رژیم بعث عراق در ارتکاب این جنایت تنها نبود. قدرتهای جهانی و دولتهایی که در تجهیز حکومت عراق به مواد و امکانات لازم برای تولید و استفاده از سلاح شیمیایی نقش داشتند، در این فاجعه مسئولیت دارند. دولتهای اروپایی، بهویژه دولتهای آلمان و هلند، با چشمپوشی از خطرات و پیامدهای این همکاریها، زمینه لازم را برای تقویت ماشین جنگی عراق فراهم کردند. دولت آمریکا نیز که از ابعاد این جنایت آگاه بود، حقیقت را از افکار عمومی جهان پنهان کرد و به این ترتیب، در برابر این فاجعه سکوتی آگاهانه در پیش گرفت. این چنین بود که جان انسانها قربانی منافع اقتصادی و سیاسی قدرتهای حاکم بر جهان، گردید.
امروز، در سالگرد بمباران شیمیایی حلبجه، یاد و خاطره همه جانباختگان این فاجعه را گرامی میداریم و به بازماندگان و خانوادههای داغدار آنان ادای احترام میکنیم. یاد قربانیان بمباران شیمیائی حلبجه باید زنده بماند، نه فقط به عنوان یادآوری یک جنایت تاریخی، بلکه به عنوان هشداری جدی علیه جنگ، علیه سلاحهای کشتار جمعی، علیه سکوت در برابر جنایت. آرزوی ما جهانی است که در آن هیچ شهری دوباره به حلبجه تبدیل نشود؛ جهانی که در آن مردم قربانی جنگهای ارتجاعی و ضد مردمی نشوند. جهانی که در صلح، آزادی، برابری و امنیت و رفاه جایگزین جنگ، سرکوب و ویرانی شود.