خیزش میلیونی و ضرورت هوشیاری انقلابی ; از نفی رژیم تا بحران آلترناتیو رهایی‌بخش

 

خیزش میلیونی و ضرورت هوشیاری انقلابی

از نفی رژیم تا بحران آلترناتیو رهایی‌بخش

✍️“لقمان مهری”

اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ را می‌توان یکی از رادیکال‌ترین و در عین حال متناقض‌ترین لحظات تاریخ معاصر ایران دانست. خیزشی که با سرعتی چشمگیر از اعتراضات پراکنده به یک جنبش میلیونی با محتوایی صریحاً سلبی علیه کلیت رژیم اسلامی ارتقا یافت، اما همزمان با ضعف‌های ساختاری و سیاسی عمیقی دست‌به‌گریبان است؛ ضعف‌هایی که در صورت تداوم، می‌توانند این جنبش را یا به انفجارهای مقطعی فرسایشی تقلیل دهند یا آن را به‌سادگی در اختیار نیروهای غیردموکراتیک و ارتجاعی قرار دهند.

بررسی محتوای شعارهای دی‌ماه ۱۴۰۴ نشان می‌دهد که بیش از ۶۵ درصد آن‌ها به نفی مستقیم علی خامنه‌ای و کلیت نظام جمهوری اسلامی اختصاص داشته‌اند. این واقعیت، از یک‌سو بیانگر عبور قاطع مردم از اصلاح‌طلبی، توهم تغییر درون‌سیستمی و هرگونه سازش با ساختار ولایت فقیه است؛ اما از سوی دیگر، خلأیی جدی را نیز آشکار می‌سازد: فقدان افق ایجابی مشترک، مطالبات دموکراتیک روشن، و پروژه‌ای انقلابی برای “پس از سرنگونی”. دی‌ماه ۱۴۰۴ ادامه خطی و در عین حال گسستی از خیزش‌های پیشین، به‌ویژه “زن، زندگی، آزادی” است. گسست از آن جهت که سطح نفی‌گری سیاسی به شکلی بی‌سابقه متمرکز و بی‌پروا شده و دیگر نه صرفاً به سیاست‌های حکومت، بلکه به موجودیت آن حمله می‌کند؛ و ادامه از آن جهت که همچنان با همان مسئله بنیادین مواجه است: غیبت تشکیلات، و نبود نهادهای پایدار از پایین. جنبش دیماه، علیرغم گستردگی و رادیکالیسم شعارها، عمدتاً جنبشی سلبی باقی مانده است. نفی خامنه‌ای، نفی سپاه، نفی اسلام سیاسی و نفی جمهوری اسلامی، اگرچه پیش‌شرط هر تحول رهایی‌بخش است، اما به‌تنهایی ضامن پیروزی نیست. تاریخ جنبش‌های انقلابی به‌وضوح نشان داده است که “نفی بدون بدیل”، همواره مستعد مصادره از سوی نیروهایی است که سازمان‌یافته‌تر، رسانه‌ای‌تر و دارای پشتوانه طبقاتی مشخص‌تری هستند. یکی از نگران‌کننده‌ترین روندهای قابل مشاهده در دی‌ماه ۱۴۰۴، تلاش برخی جریان‌های ملی‌گرا، راست‌گرا و اقتدارطلب برای به حاشیه راندن یا حذف آگاهانه شعار “زن، زندگی، آزادی” است. شعاری که نه‌تنها نماد خیزش ۱۴۰۱، بلکه عصاره پیوند ستم‌های طبقاتی، جنسیتی، ملی و فرهنگی در ایران معاصر بود. حذف این شعار، صرفاً یک اختلاف نمادین یا سلیقه‌ای نیست؛ بلکه نشانه پروژه‌ای سیاسی است که می‌کوشد جنبش را از محتوای رهایی‌بخش تهی کرده و آن را به سطح یک “جنبش ملیِ بی‌چهره طبقاتی و جنسیتی” تقلیل دهد. چنین پروژه‌ای، آگاهانه یا ناآگاهانه، راه را برای بازتولید اشکال جدیدی از سلطه ـ این‌بار بدون عمامه، اما با همان منطق اقتدار ـ هموار می‌کند. حذف “زن، زندگی، آزادی” به‌معنای حذف بدن زن، حذف ستم جنسیتی، حذف طبقه کارگر و حذف حاشیه‌نشینان از مرکز سیاست است. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که در آن، جنبش انقلابی می‌تواند از مسیر رهایی منحرف شده و به ابزاری برای جابه‌جایی نخبگان قدرت بدل شود. دی‌ماه ۱۴۰۴ نشان داد که جامعه ایران وارد فازی شده است که امکان بسیج میلیونی در بازه‌های زمانی کوتاه وجود دارد. اما این ظرفیت عظیم، بدون تشکیلات انقلابی مشترک، به یک نقطه ضعف خطرناک تبدیل می‌شود. جنبشی که فاقد ساختارهای تصمیم‌گیری جمعی، شبکه‌های هماهنگی پایدار و نهادهای نمایندگی از پایین باشد، ناگزیر یا سرکوب می‌شود یا از درون فرسوده خواهد شد. تشکیلات، برخلاف تبلیغات لیبرالی و فردگرایانه، نه دشمن خودانگیختگی، بلکه شرط تداوم و تعمیق آن است. بدون شوراها، مجامع محلی، هسته‌های سازمان‌یافته در محل کار و زیست، و پیوند ارگانیک میان نیروهای اجتماعی (کارگران، معلمان، زنان، بیکاران، دانشجویان و حاشیه‌نشینان)، جنبش در سطح کنش خیابانی باقی می‌ماند و قادر به اعمال قدرت سیاسی واقعی نخواهد بود. یکی دیگر از جدی‌ترین خطرات پیش‌روی اعتراضات دیماه، امکان مصادره آن توسط نیروهایی است که نه‌تنها نسبتی با عدالت اجتماعی ندارند، بلکه آشکارا پروژه‌های اقتدارطلبانه، نئولیبرالی یا حتی شبه‌سلطنتی را دنبال می‌کنند. این نیروها، با تکیه بر رسانه‌های فراملی، سرمایه نمادین خارج‌نشینی و فقدان آلترناتیو سازمان‌یافته ، می‌کوشند خود را به‌عنوان “صدای مردم” جا بزنند. تجربه انقلاب ۵۷، به‌روشنی نشان داد که فقدان آلترناتیو چپ سازمان‌یافته چگونه می‌تواند یک جنبش توده‌ای را به‌دست ارتجاع بسپارد. امروز نیز، اگر نیروهای چپ، فمینیست، کارگری و رادیکال نتوانند به‌سرعت وارد فاز سازمان‌دهی مشترک شوند، خطر تکرار این تراژدی ـ البته در شکلی جدید ـ کاملاً واقعی است. جنبش دی‌ماه ۱۴۰۴، برای عبور از وضعیت کنونی، نیازمند گذار از “نفی صرف” به سمت یک پروژه ایجابی حداقلی است؛ پروژه‌ای که بتواند حول محورهایی چون آزادی‌های بی‌قیدوشرط سیاسی، برابری جنسیتی، عدالت اجتماعی، حق تشکل‌یابی مستقل، و رفع ستم ملی و طبقاتی، نیروهای متکثر را گرد هم آورد. این پروژه، نه از بالا و نه از خارج، بلکه تنها از دل مبارزات واقعی و سازمان‌یافته مردم قابل تحقق است. ایجاد جبهه‌ای انقلابی از پایین، متکی بر شوراها و شبکه‌های خودگردان، تنها راهی است که می‌تواند جنبش میلیونی دیماه را از خطر فرسایش، انحراف و مصادره نجات دهد. دیماه ۱۴۰۴ لحظه‌ای تعیین‌کننده است؛ لحظه‌ای که در آن، امکان گشودن افقی رهایی‌بخش وجود دارد، اما همزمان خطر سقوط به دام تکرار تاریخ نیز بسیار بالاست. جنبش امروز، بیش از هر زمان دیگری، نیازمند هوشیاری سیاسی، سازمان‌یابی آگاهانه و دفاع بی‌امان از محتوای رهایی‌بخش خود است.

اگر این خیزش میلیونی نتواند به یک جنبش متشکل، دموکراتیک و عدالت‌محور بدل شود، نه‌تنها پیروز نخواهد شد، بلکه ممکن است به سکوی پرتاب نیروهایی تبدیل شود که هیچ نسبتی با آزادی، برابری و کرامت انسانی ندارند. آینده هنوز نوشته نشده است؛ اما بی‌تردید، بدون تشکیلات انقلابی و افق ایجابی روشن، این آینده به نفع مردم رقم نخواهد خورد.

 

0 FacebookTwitterWhatsappTelegramEmail

پیام

گالری

ما را دنبال کنید! ​

تماس

  Copyright © 2023, All Rights Reserved Payaam.net