
بیش از یک ماه از قتلعام جنایتکارانه مردم معترض در شهرهای ایران میگذرد. در ۱۸ و ۱۹ دیماه یکی از هولناکترین صفحات تاریخ جمهوری اسلامی رقم خورد. نسلی معترض ـ نسلی که علیه فقر، بیکاری، فساد ساختاری، تبعیض، سرکوب و استبداد به میدان آمده بود ـ با گلوله پاسخ گرفت. خواست آنان چیزی جز نان، کار و آزادی نبود؛ اما حاکمیت سرمایهداریِ استبدادی، این مطالبه ابتدایی را با خون خاموش کرد.
بر اساس گزارشهای منتشرشده از سوی نهادهای حقوق بشری و منابع مستقل تا امروز، صدها نفر در جریان سرکوب اعتراضات کشته شدند، هزاران نفر مجروح گشتند و دهها هزار نفر بازداشت شدند. بسیاری از مجروحان از ترس بازداشت به مراکز درمانی مراجعه نکردند. خانوادهها تحت فشار قرار گرفتند تا سکوت کنند. پیکر جانباختگان شبانه و با تهدید دفن شد. این نه یک «برخورد امنیتی»، بلکه شکلی از سرکوب سیستماتیک و سازمانیافته علیه مردمی معترض بود.
آنچه رخ داد، صرفاً کشتار چند شهر یا چند تجمع نبود؛ تلاشی آگاهانه برای درهم شکستن ارادهی نسلی بود که دیگر نمیخواست زیر بار یک نظم پوسیدهی سرمایهداری ـ استبدادی زندگی کند. نسلی که به بربریت ساختاری «فقر برای اکثریت و ثروت برای اقلیت» اعتراض داشت. سرکوب خونین این اعتراضات، در افکار عمومی و در میان بسیاری از نهادهای بینالمللی بهمثابه نمونهای از جنایت علیه بشریت مورد بحث و پیگیری قرار گرفته است. زیرا هدف، خاموش کردن صدای یک نسل بود؛ نسلی که علیه استبداد، دیکتاتوری و بیعدالتی برخاست.
ما در چهلم جانباختگانمان، تنها سوگوار نیستیم؛ ما دادخواهیم. جامعهای که فرزندانش را با گلوله پاسخ دادهاند، حق دارد خشمگین باشد. این خشم، خشم عدالتخواهی است. نه فقط خانوادههایی که عزیزانشان را از دست دادهاند، بلکه کل جامعه در این سوگ شریک است و در این دادخواهی سهیم.
ما بر مطالبات زیر تأکید میکنیم:
۱. آزادی فوری، بیقید و شرط و بدون وثیقهی تمامی زندانیان سیاسی و بازداشتشدگان اعتراضات.
۲. تضمین دسترسی آزاد و امن مجروحان به مراکز درمانی و بهداشتی و پایان دادن به تعقیب و تهدید آنان.
۳. تشکیل نهادها و کمیتههای مستقل خانوادههای جانباختگان و زندانیان – خانوادههای دادخواه – بهعنوان ضرورتی عاجل برای پیگیری حقوقی، مستندسازی جنایات و سازماندهی دادخواهی. اتکای اصلی این جنبش باید بر نیروی متحد خانوادهها و حمایت گستردهی اجتماعی از آنان باشد. دادخواهی اگر سازمان نیابد، به آه تبدیل میشود. اما اگر سازمان یابد، به نیروی تاریخ بدل میشود
۴. تشکیل هیأتهای حقیقتیاب مستقل و بینالمللی برای بررسی ابعاد این کشتار و پاسخگو کردن آمران و عاملان آن.
در آستانهی چهلم جانباختگان، فرا میخوانیم که کار را متوقف کنیم و یاد عزیزانمان را گرامی بداریم. در شهرها و روستاها، در محل کار و تحصیل، در کنار مزارها یا در محلهایی که گلولهها جان جوانانمان را گرفت، گرد هم آییم. این حضور، فقط بزرگداشت نیست؛ اعلام این حقیقت است که جامعه عقب ننشسته است.
این دو روز، باید به نمایش همبستگی سراسری بدل شود:
دست از کار بکشیم.
مراسمهای گسترده و متحد برگزار کنیم.
شعارهای شبانه و تجمعهای اعتراضی را سازمان دهیم.
خانوادههای جانباختگان را در آغوش بگیریم و نگذاریم تنها بمانند.
نسلی که به خیابان آمد، علیه بربریت یک نظام فرسوده فریاد زد. سرکوب خونین، آن مطالبه را از میان نبرده است. برعکس، آن را به حافظهی جمعی یک جامعه بدل کرده است. امروز مسئولیت تاریخی ما این است که اجازه ندهیم خون این جانباختگان به فراموشی سپرده شود یا به آمار تقلیل یابد.
چهلم، پایان سوگ نیست؛ آغاز مرحلهای نوین از سازمانیابی، همبستگی و مبارزه برای نان، کار و آزادی است.
با اتحاد، با شجاعت و با اتکا به نیروی جمعیمان.
یاد جانباختگان گرامی باد.
دادخواهی تا تحقق عدالت ادامه دارد.
گلاویژ رستمی
١٣-٢-٢٠٢٦