
«قاب عکسِ ترامپ؛ ویترینی که مبارزات مدنی کردستان را به حاشیه راند»
✍️: رزگار شیخ جگری
سیاست خارجی ایالات متحده در دوران دونالد ترامپ نسبت به خاورمیانه، همواره با نوعی «نمایشگرایی» گره خورده است. اما در این میان، سهم احزاب کُرد از این رویکرد، چیزی جز یک «قاب عکس» تبلیغاتی نبود؛ تصویری که نه تنها با واقعیتهای میدانی همخوانی نداشت، بلکه دستاوردهای چندینساله مبارزات مدنی را با مخاطره جدی مواجه کرد.
۱. انحراف از مسیر مبارزات داخلی و مدنی
احزاب کُرد در طول ۴۷ سال گذشته، با تکیه بر تجربیات تاریخی خود، به درکی بومی از ایستادگی و مبارزه دست یافته بودند. همزمان با این احزاب، مردم نیز با راهاندازی جنبشهای مدنی، مطالبهگری را در بستر جامعه پیش میبردند. اما ورود ناگهانی و ابزاری ترامپ به این معادله، باعث شد این مبارزاتِ ریشهدار از مسیر اصلی خود منحرف شده و به بخشی از یک تنش بینالمللی تبدیل شوند. این مداخله، عملاً باعث بازگشت شرایط به نقطه صفر و هدر رفتن فرصتهای تحولخواهانه داخلی شد.
۲. دامن زدن به شکافهای ملی و واهمه تجزیهطلبی
یکی از مخربترین جنبههای سیاست ترامپ، استفاده از شعارهای حمایتگرانه از احزاب مسلح بود. این رویکرد، بیش از آنکه به تقویت جایگاه کُردها منجر شود، بذر «نفاق» و «دودستگی» را در بدنه جامعه ایران کاشت. برجسته کردنِ مداومِ فاز مسلحانه، به پیشفرضهای مربوط به «تجزیهطلبی» دامن زد و باعث شد فضای گفتمان ملی تحتتأثیرِ امنیتیسازی قرار گیرد؛ امری که بیشترین ضربه را به همبستگی اجتماعی وارد کرد.
۳. تهدیدِ ثبات در اقلیم کردستان
واقعیت تلخ اینجاست که اگر درگیریهای کنونی به یک آتشبس ناپایدار ختم شود، اولین قربانیان، احزاب کُرد مستقر در اقلیم کردستان عراق خواهند بود. حملات و بمبارانهای اخیر به نقاط مختلف اقلیم، زنگ خطری جدی است. علیرغم اینکه مقامات اقلیم کردستان رسماً بر بیطرفی خود تأکید کردهاند، اما پیوند زدن سرنوشت این احزاب به سیاستهای واشینگتن، امنیت منطقه را به لبه پرتگاه برده است. در آیندهای نزدیک، این وابستگی کاذب میتواند به بهای سلب آرامش و ثبات اقلیم تمام شود.
حمایتهای لفظی و نمایشی ترامپ، نه تنها گرهی از مشکلات باز نکرد، بلکه هزینههای سیاسی و امنیتی سنگینی را بر دوش جنبشهای مردمی نهاد. برای عبور از این بنبست، بازگشت به استراتژیهای مدنی و دوری از بازیهای ژئوپلیتیک قدرتهای بزرگ، ضرورتی حیاتی به نظر میرسد.