مذاکرات مسقط، تلاشی برای سازش یا مقدمه‌ای برای جنگ؟

روز جمعه ۱۷ بهمن‌ماه، نمایندگان جمهوری اسلامی ایران و دولت آمریکا در مسقط، پایتخت عمان، دور تازه‌ای از مذاکرات را برگزار کردند. مذاکراتی که در فضایی آکنده از تهدید، بی‌اعتمادی و نگرانی‌های منطقه‌ای انجام شد. تا زمان نگارش این مطلب، طرف آمریکایی ارزیابی‌ از نتایج این دور گفت‌وگوها ارائه نداده است، مقامات جمهوری اسلامی هم تنها به بیان عباراتی کلی و مبهم بسنده کرده‌اند و از ارائه جزئیات مشخص خودداری نموده‌اند. این تفاوت در نحوه اطلاع‌رسانی، خود نشانه‌ای از پیچیدگی و حساسیت روندی است که می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای برای آینده ایران و منطقه داشته باشد.

وزیر امور خارجه ایران مذاکرات را «آغازی خوب» توصیف کرده و از شکل‌گیری «درک متقابل» برای ادامه گفت‌وگوها سخن گفته است. او تأکید کرده که جمهوری اسلامی صرفاً درباره پرونده هسته‌ای مذاکره می‌کند و حاضر نیست سایر مسائل مورد اختلاف با آمریکا را وارد این روند کند. این موضع‌گیری نشان می‌دهد که حکومت همچنان تلاش دارد دامنه مذاکرات را محدود نگه دارد و از ورود به موضوعات گسترده‌تر مانند سیاست‌های منطقه‌ای، برنامه موشکی یا مسائل داخلی پرهیز کند.

در مقابل، رئیس‌جمهور آمریکا هشدار داده که در صورت عدم دستیابی به توافق، احتمال وقوع «اتفاقات بد» بسیار زیاد است. عبارتی که در فضای سیاسی و نظامی منطقه به‌عنوان تهدیدی جدی تلقی می‌شود. همزمان، قدرت‌های جهانی و کشورهای منطقه نسبت به خطر تشدید تنش و احتمال بروز درگیری نظامی جدید هشدار داده‌اند.

فضای جنگ بر مذاکرات سایه انداخته است. آمریکا به یک تمرکز نیروی کم سابقه ای در خاورمیانه دست زده است. جمهوری اسلامی نیز در واکنش به تهدیدهای آمریکا، اعلام کرده که در صورت هرگونه حمله نظامی، پاسخ سنگینی خواهد داد و کشورهای عربی میزبان پایگاه‌های آمریکایی را نیز نسبت به مشارکت در چنین حملاتی هشدار داده است. این تهدیدهای متقابل نشان می‌دهد که مذاکرات مسقط نه در فضایی آرام، بلکه در شرایطی شبیه به یک بن‌بست پرتنش برگزار شده است. بن‌بستی که در آن هر طرف تلاش می‌کند از ابزار فشار برای افزایش قدرت چانه‌زنی خود استفاده کند.

در چنین فضایی، دو سناریوی منطقی را می‌توان برای مسیر پیش‌رو تصور کرد:

سناریوی نخست، حرکت به‌سوی درگیری . در این سناریو، رهبری جمهوری اسلامی از پذیرش خواسته‌های آمریکا خودداری می‌کند و مذاکرات به شکست می‌انجامد. نتیجه چنین وضعیتی می‌تواند افزایش فشارهای سیاسی و اقتصادی و در نهایت حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران باشد. در این حالت، جمهوری اسلامی احتمالاً با حملات موشکی و اقدامات منطقه‌ای واکنش نشان خواهد داد، اما توازن قوا نشان می‌دهد که جنگی طولانی‌مدت بعید است. پیامد چنین درگیری‌ای می‌تواند شکست عملی جمهوری اسلامی و تحمیل توافقی از موضع ضعف باشد.

در این روند، تغییرات جدی در ساختار قدرت در ایران دور از انتظار نخواهد بود. چهره‌های اصلی حاکمیت ممکن است جای خود را به نیروهایی بدهند که توانایی رسیدن به نوعی سازش با آمریکا را داشته باشند. به بیان دیگر، شکست در میدان واقعی می‌تواند به تجدید آرایش اجباری رهبری سیاسی در داخل نظام منجر شود.

سناریوی دوم، سازش برای جلوگیری از جنگ . در  این سناریو جمهوری اسلامی برای جلوگیری از رویارویی نظامی به سازش تن می‌دهد و شروط اصلی آمریکا را می‌پذیرد. با این حال، چنین عقب‌نشینی‌ای بدون تغییر در چهره‌ها و آرایش قدرت دشوار خواهد بود. حاکمیت برای مدیریت پیامدهای داخلی و خارجی سازش، ناگزیر به بازسازی ظاهری ساختار سیاسی خود خواهد شد تا توافق را با حداقلی از قدرت نمائی داخلی و پذیرش بین‌المللی همراه کند.

در این حالت نیز، حتی اگر جنگی رخ ندهد، جمهوری اسلامی ناچار به عقب‌نشینی‌های مهمی خواهد شد، عقب‌نشینی‌هایی که نشانه‌ای از فرسایش قدرت و کاهش توان مانور سیاسی آن خواهد بود.

  تضعیف جمهوری اسلامی فارغ از اینکه کدام سناریو تحقق یابد، یک واقعیت مشترک قابل مشاهده است. جمهوری اسلامی از دل این مذاکرات، ضعیف‌تر از گذشته بیرون خواهد آمد. یا در نتیجه فشارهای نظامی و شکست در رویارویی مستقیم، یا در نتیجه سازش‌هایی که نشانه عقب‌نشینی از مواضع پیشین است. هر دو مسیر، بیانگر کاهش ظرفیت‌های سیاسی و استراتژیک حکومتی است که سال‌ها با شعار مقاومت در برابر غرب، مشروعیت خود را تعریف کرده بود.

در چنین شرایطی، آینده ایران بیش از هر چیز به تحولات درونی جامعه وابسته است. تجربه سال‌های اخیر نشان داده که جنبش‌های اجتماعی، کارگری، زنان، جوانان و اقشار مختلف جامعه نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌دهی به روندهای سیاسی دارند. شکل‌گیری آلترناتیویی که بتواند پاسخ‌گوی مطالبات آزادی‌خواهانه، عدالت‌طلبانه و معیشتی مردم باشد، نیازمند سازمان‌یابی و پیوند میان این جنبش‌هاست.

شعار «نان، کار، آزادی» در مفهوم گسترده و جامع خود می‌تواند محور همگرایی نیروهای اجتماعی باشد، شعاری که هم مطالبات اقتصادی و هم خواسته‌های سیاسی و مدنی را در بر می‌گیرد. آینده جامعه‌ای آزاد، سازمان‌یافته و مرفه نه در توافق‌های پشت درهای بسته، نه در جنگ های ویرانگر ، بلکه در توان مردم برای ایجاد نهادهای مستقل و پیشبرد مبارزات مدنی و اجتماعی ریشه دارد.

مذاکرات مسقط صرفاً یک گفت‌وگوی دیپلماتیک معمولی نیست، بلکه بخشی از یک معادله پیچیده قدرت در سطح داخلی و بین‌المللی است. تهدیدهای نظامی، فشارهای اقتصادی و شکاف‌های داخلی، جمهوری اسلامی را در موقعیتی قرار داده که ناگزیر از انتخاب میان گزینه‌های دشوار است. چه مسیر درگیری و چه مسیر سازش، هر دو نشان‌دهنده مرحله‌ای تازه از تضعیف ساختار قدرت در ایران‌اند.

در نهایت، سرنوشت سیاسی ایران نه فقط در میز مذاکره، بلکه در میدان جامعه و در توان نیروهای اجتماعی برای سازمان‌دهی و ایجاد بدیلی دموکراتیک و مردمی رقم خواهد خورد، بدیلی که بتواند چشم‌اندازی از آزادی، برابری و رفاه عمومی را برای آینده  جامعه ایران ترسیم کند.

0 FacebookTwitterWhatsappTelegramEmail

پیام

گالری

ما را دنبال کنید! ​

تماس

  Copyright © 2023, All Rights Reserved Payaam.net