وحشت جمهوری اسلامی از گسترش فعالیت مدنی

جامعه امروز ایران در تب‌وتاب و آستانه تحولات عمیق، سرنوشت‌ساز و بی‌بازگشتی به سر می‌برد. از یک سو، هیولای فقر جانکاه، بیکاری مفرط، تعمیق بی‌سابقه شکاف طبقاتی، و فرو ریختن آوار جنگ بر سر توده‌های مردم، سیمای عمومی جامعه ایران را به شدت تیره کرده است. از سوی دیگر، حاکمیت استبدادی تلاش می‌کند با تشدید سرکوب‌های خونین، بی‌رحمانه و سیستماتیک، بقای خود را تضمین کند.

در میان این هیاهو و بحران‌های چندلایه، یک جریان به عنوان نماد پایداری، جمعی و تشکل‌یابی اصولی قد علم کرده است و آن جنبش معلمان ایران است. این جنبش، به عنوان یکی از پویاترین و سازمان‌یافته‌ترین بخش‌های طبقه کارگر و زحمتکشان جامعه، نه تنها مرعوب تهدیدهای امنیتی نشده، بلکه با تکیه بر آگاهی طبقاتی و پیوستگی توده‌ای، پرچم مطالبه‌گری را برافراشته نگه داشته است.

آنچه جنبش معلمان ایران را از بسیاری از اعتراضات پراکنده و توده‌ای متمایز می‌سازد، ساختار تشکیلاتی، مدنی و سراسری آن است. این جنبش توانسته است پیوندی استوار میان بدنه میلیونی معلمان و نهاد رهبری‌کننده خود، یعنی «شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران»، ایجاد کند.

دلیل اصلی وحشت جمهوری اسلامی از معلمان در همین ساختار نهفته است. حاکمیت که همواره با اتمیزه کردن جامعه و سرکوب تشکل‌های مستقل مدنی بقای خود را تضمین کرده، اکنون در برابر سدی محکم از همبستگی صنفی قرار گرفته است. معلمان ایران با هشیاری تمام، فریب وعده‌های دروغین طرح‌های نیم‌بند دولتی را نخورده و نشان داده‌اند که خواسته‌های آنان فراتر از صدقه‌های معیشتی حکومت است. خواسته‌های بنیادین معلمان صریح، شفاف و غیرقابل معامله است:

افزایش دستمزدها متناسب با نرخ واقعی تورم و همسان‌سازی عادلانه حقوق شاغلان و بازنشستگان.

اجرای کامل و واقعی طرح رتبه‌بندی معلمان بدون اعمال سلیقه‌های امنیتی.

آزادی بی‌قیدوشرط تمامی معلمان و کنشگران بازداشت‌شده و توقف پرونده‌سازی‌ها.

تحقق حق آموزش رایگان، عادلانه و امروزی برای تمام کودکان، به عنوان یک حق بنیادین و دفاع از حریم مدرسه عمومی در برابر پولی‌سازی و ایدئولوژیک‌کردن آموزش.

گزارش‌های اخیر شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران، نشان‌دهنده هجوم همه‌جانبه، اما ناتوان نهادهای امنیتی، قضایی و اداری به بدنه این جنبش است. جمهوری اسلامی با تکیه بر ابزارهایی چون بازداشت‌های بلاتکلیف، شکنجه سفید از طریق لغو حق درمان، اخراج‌های اداری و پرونده‌سازی‌های مکرر، عملاً در صدد انتقام‌جویی از معلمان ایران برآمده است:

محمدعلی زحمتکش، فعال صنفی سرشناس در استان فارس، از فروردین‌ماه سال جاری تحت قرار بازداشت موقت و در وضعیت بلاتکلیفی شدید به سر می‌برد؛ سناریویی تکراری برای فرسوده کردن روحیه فعالان.

در خوزستان، قرار بازداشت سیامک صادقی چهرازی برای سومین ماه متوالی تمدید شده است تا حاکمیت عجز خود را از مقابله مدنی با استدلال‌های صنفی عیان کند.

محرومیت درمانی به مثابه شکنجه: فاجعه‌بارترین نمونه، وضعیت علی احمدی، معلم بازنشسته ۷۶ ساله در زندان عادل‌آباد شیراز است. این معلم کهنسال با وجود بیماری‌های حاد قلبی و نیاز اورژانسی به عمل جراحی چشم (که قرار بود ۲۷ خرداد انجام شود)، از دسترسی به خدمات درمانی تخصصی محروم مانده است؛ اقدامی که مصداق بارز سوءقصد تدریجی به جان زندانیان عقیدتی است.

فروغ خسروی، معلم فداکار مقطع ابتدایی در مدارس آغاجاری خوزستان، پس از طی دوران انفصال موقت، با حکم ظالمانه «لغو پیمان» به طور کامل اخراج شده است تا حکومت نشان دهد برای تسلیم کردن معلمان، نان سفره آنان را هدف می‌گیرد.

مسعود فرهیخته که از شهریور ۱۴۰۴ در حال تحمل حبس ناعادلانه سه سال و نیمه خود در زندان کرج است، هم‌زمان با دو پرونده‌سازی قضایی جدید مواجه شده است؛ روشی رذیلانه برای ممانعت از آزادی فعالان پس از پایان محکومیتشان.

این حجم از فشارها نشان دهنده وحشت عمیق  جمهوری اسلامی از پتانسیل آگاهی‌بخش معلمان است. معلمی که آگاهی را تدریس می‌کند، بزرگ‌ترین تهدید برای بقای حاکمیت جهل و خرافه است.

پاسخ به سرکوب عریان حکومت، تداوم و تعمیق مبارزه است. شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان به درستی تاکید کرده است که پیگیری مطالبات معیشتی و دفاع از آموزش عمومی، فعالیتی کاملاً مدنی و قانونی است و برخورد امنیتی با آن محکوم است.

معلمان ایران باید بدانند که ایستادگی امروز آنان، سنگر دفاع از آینده کل جامعه است. قدرت معلمان در «تعداد زیاد»، «پراکندگی سراسری در سراسر ایران»، «نفوذ کلام در میان خانواده‌ها و دانش‌آموزان» و از همه مهم‌تر «مشروعیت اخلاقی بی‌نظیر آنان در جامعه» است. رژیم نمی‌تواند صدها هزار معلم را اخراج یا زندانی کند؛ هر گامی که معلمان در جهت همبستگی بیشتر برمی‌دارند، ماشین سرکوب رژیم را یک گام به فرسودگی و فلج شدن کامل نزدیک‌تر می‌کند.

نکته استراتژیک و بسیار حائز اهمیت در شرایط کنونی، تحولات ژئوپلیتیک جاری است. در همین روزها، اخبار و نشانه‌های متعددی حاکی از آن است که توافق صلح میان ایران و ایالات متحده آمریکا به احتمال بسیار زیاد امضاء خواهد شد.

سال‌هاست که جمهوری اسلامی از “شرایط جنگی”، “تحریم‌های خارجی” و “پروپاگاندای تهدید دشمن” به عنوان ابزاری برای سرکوب مطالبات داخلی استفاده کرده است. حاکمیت همواره هرگونه اعتراض معیشتی و صنفی را با برچسب «همسویی با دشمن خارجی در زمان جنگ» سرکوب کرده و مطالبات برحق مردم را زیر گرد و خاک، دود باروت، خون‌ریزی و بحران‌های ساختگی منطقه‌ای دفن کرده است.

با امضای این توافق صلح، این بهانه بزرگ از دست رژیم خارج خواهد شد. دیگر نه جنگی در کار است و نه بهانه‌ای برای تعویق مطالبات تلنبار شده جامعه. این تحول سیاسی، فرصتی طلایی و بی‌نظیر را پیش روی جنبش‌های اجتماعی، به‌ویژه جنبش سراسری معلمان، قرار می‌دهد. معلمان، کارگران، بازنشستگان و پرستاران اکنون می‌توانند با صدای بلندتر و با تکیه بر از بین رفتن بهانه‌های جنگی حکومت، حقوق غصب‌شده خود را طلب کنند.

امروز بیش از هر زمان دیگری روشن است که خروج از بن‌بست کنونی جامعه ایران، از مسیر  بده و بسان های  سیاسی پشت‌پرده یا پروژه‌های دیکته‌شده از سوی قدرتهای خارجی نمی‌گذرد. جنبش مطالباتی نیرومند و سازمان‌یافته داخلی، به رهبری پیشگامانی چون معلمان رزمنده، تنها نیرویی است که می‌تواند گره کور وضعیت دشوار کنونی را باز کند.

معلمان شریف ایران با تداوم مبارزه مدنی خود، ایستادگی در برابر پرونده‌سازی‌ها و همبستگی با سایر بخش‌های جامعه کارگری، نشان خواهند داد که هیچ توافق بین‌المللی و هیچ ماشین سرکوبی نمی‌تواند حق زندگی، آزادی و برابری را از این مردم دریغ کند. فردا از آنِ کسانی است که امروز در تاریک‌ترین شب‌ها، چراغ آگاهی و مقاومت را روشن نگه داشته‌اند. به پیش به سوی احقاق حقوق، همبستگی تشکیلاتی و رهایی از زنجیر استبداد!

0 FacebookTwitterWhatsappTelegramEmail

پیام

گالری

ما را دنبال کنید! ​

تماس

  Copyright © 2023, All Rights Reserved Payaam.net