ورزشکاران؛ از میدان رقابت تا زندان و چوبه دار

در حالی که تب جام جهانی فوتبال بار دیگر سراسر جهان را فرا گرفته و نگاه میلیون‌ها جوان و علاقه‌مند به   به آن  دوخته شده است، فضای حاکم بر جامعه ایران و به ویژه نسل جوان، در این زمینه بی تفاوتی معنا داری را نشان می دهد. برای توده‌های مردم و به ویژه جوانان ایرانی، شور و اشتیاق همیشگی جای خود را به یک بی‌تفاوتی چشمگیر نسبت به سرنوشت تیم فوتبال اعزامی ایران داده است. تیمی که امروز تحت نام ایران در مسابقات بین‌المللی به میدان می‌رود، از نگاه بخش بزرگی از جامعه، دیگر بازتاب‌دهنده هویت مردمی نیست؛ بلکه ویترینی تبلیغاتی است که توسط حاکمیت مصادره شده است. این گسست عمیق، محصول مستقیم دهه‌ها امنیتی‌سازی ورزش و سرکوب خشن ورزشکارانی است که به جای سکوت، ایستادگی در کنار مطالبات مردمی را برگزیدند.

فوتبال در ایران سال‌هاست که استقلال خود را از دست داده و به حوزه‌ای کاملاً سیاسی و تحت کنترل نهادهای امنیتی بدل شده است. از انتصاب مدیران نظامی و امنیتی در راس فدراسیون‌ها و باشگاه‌ها گرفته تا فرار زنجیره‌ای ورزشکاران، محرومیت از میزبانی‌ها و فاجعه تلخ خودسوزی «دختر آبی» در اعتراض به ممنوعیت ورود زنان به ورزشگاه‌ها، همگی نشان از آن دارند که نظام حاکم از ورزش به عنوان ابزاری برای مشروعیت‌تراشی و پنهان کردن بحران‌های داخلی خود سوءاستفاده می‌کند.

جمهوری اسلامی پیامی واضح و عاری از ابهام به جامعه ورزش مخابره کرده است: هرگونه ابراز همبستگی با اعتراضات یا انتقاد از ساختار قدرت، با شدیدترین واکنش‌های امنیتی پاسخ داده خواهد شد. هزینه این همبستگی تنها به حذف از میزبانی یا تیم ملی محدود نمی‌شود؛ بلکه مصادره اموال، پرونده‌سازی‌های سنگین قضایی، حبس، و حتی طناب دار را در پی دارد. مصادره اموال ورزشکاران معترض، سیاستی هدفمند برای ایجاد رعب و وحشت است تا به دیگران بفهماند که هزینه سخن گفتن و همراهی با مردم چقدر می‌تواند بالا باشد.

نمود عینی این حذف سیستماتیک را می‌توان در لیست غایبان تیم ملی در این دوره از جام جهانی مشاهده کرد. «سردار آزمون»، ستاره سرشناس فوتبال ایران که از خیزش مردمی «زن، زندگی، آزادی» تا اعتراضات خونین دی‌ماه ۱۴۰۴ همواره مواضع مردمی‌تری اتخاذ کرده و سکوت خود را شکسته بود، امروز جایی در این ترکیب ندارد. او پیش‌تر به صراحت نوشته بود که از عواقب و احتمال خط خوردن خود آگاه است؛ پیش‌بینی درستی که به وقوع پیوست تا تیم ملی از بازیکنان مستقل و مردمی تصفیه شود.

در سناریویی  دیگر، پرونده «رشید مظاهری» دروازه‌بان پیشین تیم ملی، استقلال و سپاهان، ابعاد دخالتهای امنیتی را برملا می‌کند. او به دلیل انتشار مطلبی انتقادی در مخالفت با علی خامنه‌ای و محکومیت کشتار معترضان در دی‌ماه ۱۴۰۴، هدف خشم دستگاه‌های امنیتی قرار گرفت. نیروهای امنیتی با یورش به منزلش، او را بازداشت کردند و پس از ماه‌ها بی‌خبری مطلق خانواده، مشخص شد که این ورزشکار ملی در بند زندان ارومیه محبوس است. پرونده مظاهری ثابت کرد که حتی شهرت بین‌المللی نیز سپر بلایی در برابر ماشین سرکوب جمهوری اسلامی نیست. وریا غفوری اهل سنندج ، بازیکن توانا و سرشناس کاپیتان تیم باشگاه استقلال و عضو تیم ملی ایران به دلیل آنکه در خیزش زن زندگی آزادی در کنار مردم قرار گرفت با محدودیتها و محرومیتهای فراوان روبرو گردید و سرانجام ناچار به ترک این رشته ورزشی شد.

سرکوب جامعه ورزشی ایران به محرومیت و زندان خلاصه نمی‌شود؛ جمهوری اسلامی مرزهای وقاحت را با ریختن خون ورزشکاران در خیابان‌ها و فرستادن آن‌ها به پای چوبه‌های دار جابه‌جا کرده است. در جریان اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴، نام‌های درخشانی از تالار افتخارات ورزش ایران به فهرست جان‌باختگان راه آزادی افزوده شدند:

امیرمحمد کرمی، عضو نوجوان و آینده‌دار تیم ملی تکواندوی ایران، در مرودشت هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد.

شهرام مقصودی، قهرمان و ورزشکار رشته پاورلیفتینگ، در اصفهان جان باخت.

شهاب فلاح‌پور، کشتی‌گیر جوان اندیمشکی، با شلیک مستقیم نیروهای سرکوبگر جان خود را از دست داد.

زهرا آزادپور، فوتبالیست ۲۷ ساله، در کرج کشته شد و خانواده‌اش روزها در اضطراب و جستجوی پیکر بی‌جان او بودند.

امیرحسین محمدزاده، بازیکن ۱۸ ساله تیم دلاور افراز تهران، با شلیک مستقیم دژخیمان در خیابان‌های تهران به قتل رسید.

همزمان، در ادامه سیاست اعدام‌های انتقام‌جویانه، «صالح محمدی»، کشتی‌گیر جوان و مدال‌آور ایرانی، پس از بازداشت در اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، در حالی که هنوز در سنین نوجوانی قرار داشت، به دار آویخته شد.

در این میان، رفتار بازیکنان تیم ملی فوتبال زنان ایران در جام ملت‌های آسیا در استرالیا و خودداری آن‌ها از همخوانی سرود رسمی جمهوری اسلامی، بار دیگر توجه جهانی را به وضعیت امنیتی خفقان‌آور حاکم بر ورزش ایران جلب کرد؛ پدیده‌ای که منجر به پناهندگی تنی چند از بازیکنان و کادر فنی در استرالیا گردید.

این فجایع پیاپی، اعتراضات بین‌المللی را برانگیخته است. چهار عضو پارلمان اروپا در نامه‌ای سرگشاده به رئیس فیفا، با اشاره به تعهدات حقوق بشری این نهاد بر اساس اصول راهنمای سازمان ملل (مصوب ۲۰۱۷)، خواستار موضع‌گیری صریح و اقدام عملی در قبال سرکوب، شکنجه و اعدام ورزشکاران ایرانی شدند. آن‌ها به درستی یادآور شدند که در زمان برگزاری بازی‌های تیم ملی، همه فوتبالیست‌های واقعی ایران در زمین نیستند؛ عده‌ای از آنان در زندان‌ها زیر شکنجه‌اند، عده‌ای کشته شده‌اند و برخی دیگر با احکام سنگین اعدام دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

جام جهانی ۲۰۲۶ در یکی از سیاسی‌ترین اتمسفرهای تاریخ خود برگزار می‌شود. برای جمهوری اسلامی، این مسابقات ابزاری جهت “عادی‌سازی” شرایط و تظاهر به برقراری ثبات است؛ اما برای مردم ایران، این رویداد یادآور غیبت قهرمانان واقعی است که جان و آزادی خود را فدای آزادی کردند. سکوت ادامه‌دار فیفا و نهادهای بین‌المللی ورزشی، همدستی غیرمستقیم با دیکتاتوری حاکم تلقی می‌شود. حقیقت آشکار این است که تا زمان اسارت ورزش ایران در بند استبداد مذهبی، میدان‌های رقابت بین‌المللی نه مایه شادی ، بلکه آیینه‌ای از تراژدی، حذف و سرکوب قهرمانان واقعی مردم خواهند بود.

0 FacebookTwitterWhatsappTelegramEmail

پیام

گالری

ما را دنبال کنید! ​

تماس

  Copyright © 2023, All Rights Reserved Payaam.net