چرا مذاکرات ایران و آمریکا در جا می‌زند؟

Screenshot

چرا مذاکرات ایران و آمریکا در جا می‌زند؟

مذاکرات میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا، علی‌رغم دور‌های متعدد گفتگو در عمان، اسلام‌آباد و دوحه، همچنان به نتیجه‌ای قطعی نرسیده است. سخنگوی وزارت خارجه ایران اعلام کرده که روی بسیاری از موضوعات توافق شده، اما هنوز اختلاف‌های مهمی باقی مانده و توافق نهایی نزدیک نیست. پشت این بن‌بست، چندین مانع ساختاری و سیاسی نهفته است که هر یک به تنهایی می‌توانست مسیر دیپلماسی را مسدود کند، اما در کنار هم، روند توافق را به شکل جدی کُند کرده‌اند.

مانع اول: بازی با فشار اقتصادی

جمهوری اسلامی در بدترین وضعیت اقتصادی دهه‌های اخیر به سر می‌برد. تحریم‌های فلج‌کننده، محاصره دریایی، و آثار ویرانگر جنگ، اقتصاد ایران را به لبه پرتگاه رانده است. قیمت کالاهای اساسی از برنج تا نان و گوشت در ماه‌های اخیر به شدت افزایش یافته و فشار طاقت‌فرسایی بر خانوارهای ایرانی تحمیل کرده است. مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور، خود در جمع اعضای اتاق بازرگانی تهران اذعان کرد که «جنگ اصلی در میدان اقتصاد است؛ اگر شما شکست بخورید، کشور شکست می‌خورد.»

این وضعیت، معادله مذاکرات را پیچیده کرده است. آمریکا به خوبی می‌داند که تنها اهرم مؤثر برای آوردن جمهوری اسلامی به پای توافق، همین فشار اقتصادی حداکثری است. از این رو، انگیزه‌ای برای کاهش زودهنگام فشار ندارد. در مقابل، رهبران جمهوری اسلامی می‌دانند که اگر بدون گرفتن امتیازهای کافی در این زمینه  تن به توافق بدهند، در دام آشفتگی اقتصادی کشور اسیر خواهند ماند. این فشار اقتصادی همزمان هم انگیزه توافق و هم مانع تسلیم شدن بی‌قیدوشرط است.

مانع دوم: اعتبار جهانی آمریکا و منطق سیاست ترامپ

برای دولت آمریکا، هر توافقی باید چهره‌ای از «پیروزی» داشته باشد؛ پیروزی‌ای که نه قابل تفسیر باشد و نه چندان پیچیده که بتوان آن را ضعف قلمداد کرد. این ضرورت نه تنها از ملاحظات داخلی ترامپ نشأت می‌گیرد، بلکه ریشه در نیاز آمریکا به بازتعریف و تثبیت اقتدار جهانی‌اش در دوران پس از جنگ دارد.

موضع آمریکا در سال‌های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ این بوده که ایران باید «صفر غنی‌سازی» را بپذیرد؛ شرطی که ایران بارها آن را رد کرده است. در حالی که ترامپ ادعا کرده ایران با عدم غنی‌سازی اورانیوم موافقت کرده، مسئول سازمان انرژی اتمی ایران تصریح کرده که تهران هیچ محدودیتی در غنی‌سازی نخواهد پذیرفت. این تناقض آشکار نشان می‌دهد که هر دو طرف برای مخاطبان داخلی خود روایت‌های جداگانه‌ای می‌سازند؛ روایت‌هایی که با هم سازگار نیستند.

ترامپ در اوایل مارس ۲۰۲۶ نوشت که «هیچ توافقی با ایران وجود نخواهد داشت مگر تسلیم بی‌قید و شرط»، اما همان ماه از «گفتگوهای بسیار خوب و سازنده» سخن گفت. این نوسان بین تهدید و مذاکره، بخشی از استراتژی فشار حداکثری ترامپ است، اما همین نوسان‌ها خود به موانع مذاکره تبدیل شده‌اند.

مانع سوم: اسرائیل و منافع متضاد

یکی از پیچیده‌ترین موانع توافق، اختلاف راهبردی میان اهداف آمریکا و اسرائیل است. هدف آمریکا کنترل رفتار جمهوری اسلامی، مهار توان هسته‌ای آن، و در نهایت تبدیل تهران از یک رقیب خصومت‌آمیز به بازیگری قابل کنترل در منطقه است؛ نوعی «مدیریت رقیب» به جای «حذف رقیب». اما اسرائیل اهداف دیگری دارد.

اسرائیل سقوط کامل جمهوری اسلامی را می‌خواهد، نه مهار آن را؛ و از طریق لابی‌های قدرتمند در واشنگتن، تلاش می‌کند هر توافقی که تهران را سرپا نگه دارد را بی‌اثر کند. این اختلاف راهبردی بارها در طول مذاکرات خود را نشان داده است. اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵ جنگ علیه ایران را آغاز کرد، درست زمانی که ایران پیشنهاد آمریکا درباره برنامه هسته‌ای را رد کرده بود. این الگو نشان می‌دهد که هر بار مذاکرات به نقطه‌ای حساس می‌رسد، عواملی ظاهر می‌شوند که مسیر را منحرف می‌کنند.

مانع چهارم: تنگه هرمز، شمشیر دولبه

تنگه هرمز به عنوان کارت بازی اصلی ایران در این مذاکرات، ماهیتی دولبه دارد. این گذرگاه راهبردی که حدود ۲۰ درصد نیاز نفت و گاز جهان از آن عبور می‌کند، به یکی از موضوعات کلیدی مذاکرات تبدیل شده است.

بر اساس گزارش‌ها، پیش‌نویس توافقنامه‌ای که مذاکره‌کنندگان دو طرف روی آن کار کرده‌اند، شامل پاکسازی تنگه از مین ظرف ۳۰ روز، لغو تدریجی محاصره آمریکا، و تعهد ایران به مذاکره درباره غنی‌سازی اورانیوم است. اما همین تنگه در همان حال که برای ایران اهرم فشار است، گلوگاه حیاتی اقتصاد خود ایران نیز هست؛ مسدود ماندن آن به محاصره ایران می‌انجامد و بازگشاییِ آن بدون امتیازات کافی، مهم‌ترین اهرم فشار تهران را از دست می‌دهد.

جمهوری اسلامی پیشنهاد داده که بازگشایی تنگه هرمز و پایان دادن به جنگ را از مذاکرات هسته‌ای جدا کند تا مسیر سریع‌تری برای توافق باز شود، اما آمریکا نگران است که با رفع محاصره، اهرم فشار خود برای توافق هسته‌ای آینده را از دست بدهد.

آنچه مردم می‌خواهند

در پس این بازی‌های دیپلماتیک پیچیده، میلیون‌ها ایرانی با واقعیت روزمره و سختی دست و پنجه نرم می‌کنند. مردم ایران نان می‌خواهند، درمان می‌خواهند، امنیت اقتصادی می‌خواهند. اولویت زندگی روزمره‌شان در بن‌بست فرو رفته و صبرشان هر روز کمتر می‌شود. اگرچه جنبش اعتراضی گسترده‌ای در شکل سازمان‌یافته وجود ندارد، اما خاموشی جامعه را نباید با رضایت اشتباه گرفت.

مذاکرات ایران و آمریکا در نهایت نه فقط بر سر اورانیوم یا تنگه هرمز است، بلکه بر سر این پرسش بنیادی است که کدام یک از طرفین می‌تواند بیشتر تاب بیاورد؛ و در این معادله، آنچه اغلب فراموش می‌شود این است که هزینه این انتظار را مردم عادی ایران می‌پردازند.

0 FacebookTwitterWhatsappTelegramEmail

پیام

گالری

ما را دنبال کنید! ​

تماس

  Copyright © 2023, All Rights Reserved Payaam.net