بیانیه شمارهٔ ۱ کمیتهٔ مرکزی کومه‌له در مورد اوضاع کنونی و وظایف ما

 

ایران در یکی از حساس‌ترین و سرنوشت‌سازترین مقاطع تاریخ معاصر خود قرار گرفته است. بحران‌های انباشتهٔ اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و زیست‌محیطی، همراه با سرکوب سیستماتیک، فساد، دزدی‌های کلان، استثمار وحشیانه، ستم ملی و بی‌کفایتی حاکمیت، جامعه را به نقطه‌ای رسانده است که دیگر بازگشت به وضعیت عادی ممکن نیست. مبارزات پیگیر و پرهزینهٔ مردم در سال‌های اخیر نشان داده است که شکاف میان جامعه و رژیم جمهوری اسلامی عمیق و برگشت‌ناپذیر شده است. در چنین شرایطی، پرسش اساسی این نیست که آیا تغییر رخ خواهد داد؟ بلکه این است که «چگونه، با چه نیرویی و به نفع چه کسانی» این تغییر صورت خواهد گرفت.

در این میان، نقش مردم کردستان در جنبش سراسری مردم ایران جایگاهی ویژه و تعیین‌کننده داشته است. اعتصاب عمومی روز پنجشنبه ۱۸ دی‌ماه، حلقه‌ای مهم در زنجیرهٔ مبارزات آگاهانه و سازمان‌یافتهٔ مردم کردستان بود. این اعتصاب نشان داد که جامعهٔ کردستان از ظرفیت بالای اتحاد، همبستگی و توانایی عمل جمعی برخوردار است؛ ظرفیتی که نه‌تنها تضعیف نشده، بلکه در جریان این تجربه تقویت و کاراتر هم شده است. وقتی ۵۰ شهر و شهرک کردستان یک‌صدا به فراخوان احزاب سیاسی پاسخ می‌دهند، معنی آن این است که مردم کردستان آموخته‌اند که نیروی همبستگی خود را چه هنگام و چگونه به حرکت در بیاورند. این آموختن، سرمایه‌ای است برای پیشروی‌های بعدی و ایفای نقشی فعال‌تر در مبارزهٔ سرنوشت‌سازی که پیشِ رو دارند.

با این حال، یک پرسش واقعی و فوری در برابر جنبش قرار دارد و آن این‌که پس از اعتصاب عمومی، گام بعدی چیست؟ پاسخ به این پرسش نه در نسخه‌های از پیش آماده، بلکه در دل تجربیات عینی خود مردم کردستان نهفته است. جامعهٔ کردستان در دهه‌های گذشته اشکال متنوعی از ابراز وجود مدنی و سیاسی را آزموده و انباشت کرده است: ایجاد و تقویت سازمان‌ها و نهادهای مدنی، تشکل‌های کارگری، تشکل‌های زنان، نهادهای معلمان، تجمعات دانشجویی در دفاع از مطالبات عمومی، اجتماعات مربوط به حقوق مدنی و زبان مادری، فعالیت‌های محیط‌زیستی، برنامه‌های فرهنگی و ادبی، اجتماعات مادران دادخواه و برگزاری مراسم‌های یادبود جان‌باختگان در سالگردها و مناسبت‌های مختلف. این اشکال از مبارزه، جنبش را به حرکت‌های آگاهانه، مستمر و با تصویری از فردا تبدیل می‌کند؛ جنبشی که نه فقط در فکر سرنگونی انقلابی حکومت اسلامی ایران است، بلکه در طی یک فرایند جمعی و متکثر می‌داند که چه می‌خواهد: بیکاری، فقر، آموزش، درمان و پزشکی، نابودی محیط‌ زیست، تبعیض علیه زنان و ملت‌های تحت ستم را چگونه و طی چه روندی می‌توان حل کرد. جنبشی که نه از روی هیجانات صرف و ماجراجویی و یا منافع کشورهای خارجی و یا سرمایه‌داران ـ که با تغییر چهره‌ها در حاکمیت، توده‌های انقلابی را به خانه‌هایشان می‌فرستند ـ بلکه جنبشی اثباتی، سازمان‌یافته با مطالباتی روشن و رهایی‌بخش است. در چنین شرایطی، هم‌زمان با تلاش‌های نیروهای ارتجاعی از قبیل فاشیست‌های عظمت‌طلب، امکان برای عرض‌اندام جنبش‌های اصیل و سازمان‌دهی توده‌ای فراهم خواهد شد. می‌بایست از این زمان به بهترین شکل ممکن استفاده کرد.

در شرایط کنونی، بازآفرینی و گسترش این اشکال مبارزاتی ـ در سطحی وسیع‌تر، هماهنگ‌تر و با مهر شرایط جدید ـ می‌تواند به ظرف‌هایی بدل شود که در آن‌ها رهبران اجتماعی و سیاسی از دل جامعه سر برآورند، اعتماد عمومی بازسازی شود و خط‌مشی‌های سیاسیِ درست، مقبولیت اجتماعی پیدا کنند. مزیت این اشکال مبارزه آن است که سرکوب کامل آن‌ها برای حاکمیت آسان نیست و هزینه‌های سیاسی و اجتماعی بالایی بر دشمن تحمیل می‌کند.

در عین حال، باید با صراحت و مسئولیت‌پذیری به مردم گفته شود که آزادی، دموکراسی و زندگی شایسته تنها به دست خود مردم ممکن است. هرگونه امید بستن به مداخلهٔ نظامی آمریکا یا اسرائیل به‌عنوان منشأ آزادی، یک خوش‌باوری زیان‌بار و خطرناک است. تجربهٔ مردم خاورمیانه در دست‌کم سه دههٔ گذشته ـ از عراق و افغانستان تا لیبی و سوریه ـ به‌روشنی نشان داده است که مداخلهٔ نظامی امپریالیستی نه‌تنها آزادی، دموکراسی و امنیت نمی‌آورد، بلکه ویرانی، فروپاشی اجتماعی و عقب‌گرد جنبش‌های مردمی را به دنبال دارد. حملهٔ نظامی به ایران، اگر رخ دهد، به احتمال قوی موجب فروکش کردن جنبش مردم، تقویت فضای امنیتی و به حاشیه رانده شدن مطالبات آزادی‌خواهانه خواهد شد. از این‌رو، ما هرگونه دعوت به دخالت نظامی در ایران را، حتی اگر با نام «دفاع از مردم» صورت گیرد، قاطعانه مردود می‌دانیم.

یکی دیگر از خطرات جدی پیشِ‌ روی جنبش کردستان، سناریوی فردای ریزش یا تضعیف شدید دولت مرکزی است؛ وضعیتی که در آن، وجود گروه‌های متعدد مسلح و فاقد پاسخ‌گویی می‌تواند جامعه را به‌سوی بی‌ثباتی و درگیری داخلی سوق دهد. برای جلوگیری از چنین خطری، ضروری است که در چنین شرایطی اختیار نیروی مسلح بلافاصله در دست شوراها و نهادهای منتخب مردم قرار گیرد. این امر نیازمند آن است که از هم‌اکنون، احزاب و نیروهای مسلح موجود وارد گفت‌وگویی شفاف، مسئولانه و علنی شوند و بر سر مکانیزم انتقال کنترل سلاح به نهادهای دموکراتیک مردم به توافق برسند. تعویق این مسئله می‌تواند هزینه‌های جبران‌ناپذیری برای جامعه به‌همراه داشته باشد.

در همین راستا، ادارهٔ امور کردستان باید به‌طور کامل در اختیار نهادهای منتخب و دموکراتیک مردم قرار گیرد. شوراها، مجامع محلی و نهادهای برآمده از ارادهٔ مستقیم شهروندان، پایه‌های اصلی قدرت سیاسی در فردای رهایی خواهند بود. احزاب سیاسی نیز نه از موضع قیم‌مآبانه، بلکه از طریق حضور دموکراتیک و رقابت آزاد در این نهادها می‌توانند سیاست‌ها و برنامه‌های خود را به محک رأی و نظر مردم بگذارند. تنها از این مسیر است که سیاست به امری اجتماعی، شفاف و پاسخ‌گو تبدیل می‌شود.

در نهایت، باید تأکید کرد که دستاوردهای مردم کردستان تنها در صورتی پایدار و ماندگار خواهد بود که این مبارزات از پشتیبانی متقابل مردم هم‌سرنوشت در سراسر ایران برخوردار باشد. سرنوشت کردستان از سرنوشت کارگران، زنان، جوانان و زحمتکشان دیگر نقاط ایران جدا نیست. برقراری حکومتی دموکراتیک، مردمی و غیرمتمرکز در مرکز، ضامن حفظ دستاوردهای ملیت‌ها و مناطق مختلف و زمینه‌ساز حرکت مشترک کارگران کردستان و ایران به‌سوی جامعه‌ای آزاد، برابر و مرفه، یعنی جامعه‌ای سوسیالیستی، خواهد بود.

امروز، بیش از هر زمان دیگر، وظیفهٔ ما پیوند زدن مبارزهٔ محلی با افق سراسری، تقویت خودسازمان‌یابی مردمی، پرهیز از توهمات خطرناک و آماده‌سازی آگاهانه برای فردای پس از جمهوری اسلامی است. آینده ساخته خواهد شد؛ مسئله این است که آن را آگاهانه، جمعی و به نفع اکثریت مردم بسازیم.

کمیتهٔ مرکزی کۆمەڵە

(سازمان کردستان حزب کمونیست ایران)

۲۲ دی‌ماه ۱۴۰۴

0 FacebookTwitterWhatsappTelegramEmail

پیام

گالری

ما را دنبال کنید! ​

تماس

  Copyright © 2023, All Rights Reserved Payaam.net