۲۶ بهمن روز کۆمەڵه و معنای یک تجربه زنده

فردا ۲۶ بهمن، روز علنی شدن فعالیت کومه‌له و «روز کومه‌له» است، روزی که در ۲۶ بهمن ۱۳۵۷، تنها چند روز پس از پیروزی انقلاب، موجودیت علنی این تشکیلات در لحظه‌ای سرنوشت‌ساز اعلام شد. ایران در آستانه یک نقطه عطف تاریخی ایستاده بود. از یک سو مردم با یک انقلاب توده‌ای از دیکتاتوری پادشاهی رهایی یافته و فرصتی یافته بودند تا نفسی به آزادی بکشند، و از سوی دیگر کابوس استیلای رژیمی بغایت ارتجاعی و دشمن آزادی، که خود را برای قبضه قدرت آماده می‌کرد، بر فضای سیاسی کشور سایه انداخته بود. در چنین بزنگاهی، علنی شدن کومه‌له علامت آغاز یک مسیرِ آگاهانه برای دفاع از دستاوردهای انقلاب و پیوند دادن آن با مطالبات کارگران، زحمتکشان، زنان و مردم تحت ستم ملی بود.

جریان اسلامی، پس از ۲۲ بهمن، وظیفه خفه کردن صدای انقلاب را به عهده گرفت. در بسیاری نقاط کشور، سرکوب مبارزات آزادی‌خواهانه و رهایی‌بخش با سرعت آغاز شد.. اما کردستان وضع متفاوتی داشت. ضعف جریان اسلامی در این منطقه، نفوذ خط‌مشی چپ، رادیکال و غیرمذهبی در میان مردم، و وجود احزاب و سازمان‌های سیاسی، توازن قوایی را شکل داده بود که اجازه نمی‌داد انقلاب به آسانی مصادره شود. کردستان، در واقع به یکی از کانون‌های تداوم انقلاب تبدیل شد، جایی که مطالبات اجتماعی و سیاسی به‌طور فشرده و عینی در برابر قدرت تازه‌به‌دوران‌رسیده قد علم کرد.

آنچه در کردستان جریان داشت، صرفاً یک اعتراض سیاسی نبود، جنبشی اجتماعی بود که لایه‌های مختلف آن به هم گره خورده بودند. کارگران استثمارشده خواهان زندگی بهتر بودند. زحمتکشان روستا که از قید بقایای فرتوت نظام ارباب و رعیتی رهایی یافته بودند، می‌خواستند ثمره انقلاب را در زمین و نان و حرمت انسانی خود لمس کنند. زنان تشنه حقوق برابر بودند و نمی‌خواستند رژیم تازه با «قانون» و «سنت» و «مذهب» آن‌ها را به عقب برگرداند. توده‌های مردم نیز دیگر تحمل نمی‌کردند که ستم ملی همچنان بر دوش‌شان سنگینی کند. این آرزوها و خواست‌ها، در قالب جنبش مقاومت توده‌ای تجلی یافت، جنبشی که خود را برای مقابله با رژیم تازه‌ای آماده می‌کرد که دستاوردهای انقلاب را تهدید می‌کرد.

در همان آغاز، مرتجعین محلی و بقایای نظام پوسیده ارباب و رعیتی کوشیدند با اتکا به دولت مرکزی موقعیت از دست‌رفته خود را بازیابند. دار و دسته‌های مسلح راه انداختند، زحمتکشان روستاها را تهدید کردند و تلاش کردند مناسبات کهنه را با زور اسلحه و پشت‌گرمی به «مرکز» احیا کنند. پاسخ کومه‌له در این مقطع، یک پاسخ صرفاً تبلیغی نبود، یک فراخوان عملی و سازمان‌دهنده بود. سازمان‌یابی دهقانان در اتحادیه‌های دهقانی، برای دفاع متشکل و مسلح از حقوق خود. این اقدام، هم به معنای خنثی کردن ضدانقلاب محلی بود و هم به معنای تبدیل کردن دستاوردهای انقلاب به نهادهای واقعی قدرتِ مردمی در روستا بود.

شور و شوق زحمتکشانی که با دستان خود پیروزی را رقم زده بودند و فضای سیاسی دموکراتیکی که سراسر کردستان را فرا گرفته بود، این منطقه را به سنگری برای ادامه انقلاب در مقیاس ایران بدل کرد. نفوذ سیاسی و اجتماعی کومه‌له در همین متن رشد کرد و توانایی‌های آن در بسیج و سازماندهی توده‌ها در رویدادهای برجسته‌ای به نمایش درآمد: کوچ تاریخی مردم مریوان، اعتصاب عمومی یک‌ماهه مردم سنندج برای اخراج سپاه پاسداران از شهر، راهپیمایی‌های وسیع به سوی مریوان برای پشتیبانی از مردم آن شهر، و خلع سلاح نیروی مرتجع موسوم به «سپاه رزگاری» که توسط شیوخ منطقه سازمان داده شده بود. این‌ها فقط «حوادث» نبودند، نمونه‌هایی از دخالت مستقیم مردم در سیاست، از اتکا به قدرت جمعی، و از تبدیل اعتراض به سازماندهی بودند.

همین افق متفاوت، افقی که در آن مردم می‌توانستند آینده را با نهادهای خود بسازند، برای رژیم اسلامی قابل تحمل نبود. جمهوری اسلامی ابتدا با فریبکاری، این دست و آن دست کردن و بازی با مذاکره، زمان خرید. اما در نهایت همه درهای گفت‌وگو را بست و پس از ایجاد چندین فاجعه و جنایت از جمله کشتارهای قارنا و قلاتان و نقاط دیگر، به فرمان خمینی در ۲۸ مرداد ۱۳۵۸ تهاجم گسترده و وحشیانه به کردستان آغاز شد. پاسخ کومه‌له فراخوانی روشن بود: مقاومت در برابر تهاجم در همه عرصه‌ها. مردم کردستان از این فراخوان استقبال کردند و از دل همین مقاومت، تاریخ پرفرازونشیب و پر از درس و تجربه دهه‌های بعد ساخته شد.

آنچه پس از قیام ۲۲ بهمن سرنوشت کومه‌له را با سرنوشت میلیون‌ها انسان ستمدیده و تشنه رهایی گره زد، ایستادگی در برابر دشمنان رنگارنگ کارگران و زحمتکشان بود. این ایستادگی شکل‌های متنوع و ملموس داشت: دفاع از دهقانان در برابر مالکان و دفاع از زحمتکشان روستا در مصادره اراضی، دفاع از زنان در برابر ارتجاع حاکم و فرهنگ و سنت‌های پوسیده مردسالارانه، دفاع از کارگران در برابر سرمایه‌داران، دفاع از مسلح ماندن مردم و تلاش برای مسلح کردن زحمتکشان، و همچنین ایجاد و تقویت نهادهای دموکراتیک توده‌ای. تشکیل جمعیت‌های دموکراتیک، شکل‌گیری شورای شهر سنندج که موجودیت خود را عملاً به دولت موقت تحمیل کرد، سازمان‌دهی شوراهای محلات (بنکه‌ها)، اتحادیه دهقانان، شوراهای زنان و دانش‌آموزان، همه و همه نشان می‌داد که مبارزه فقط در «جبهه نظامی» یا فقط در «جبهه سیاسی» خلاصه نمی‌شود، بلکه در ساختن ساختارهای مردمیِ قدرت و اداره جامعه معنا پیدا می‌کند.

همین ظرفیت نهادسازی و بسیج توده‌ای بود که به کومه‌له امکان داد پس از یورش نظامی نیز پرچمدار مقاومت توده‌ای و مسلحانه مردم کردستان در برابر نیروهای اشغالگر و سرکوبگر جمهوری اسلامی باشد. هجوم رژیم تازه‌به‌قدرت‌رسیده با مقاومت جانانه مردم و نیروهای پیشمرگ درهم شکست. پس از آزاد شدن شهرها در آبان ۱۳۵۸، رژیم به زانو درآمد و ریاکارانه به مذاکره تن داد. در این مقطع نیز، قاطعیت و کاردانی کومه‌له در مذاکرات، با هدف حفظ منافع جنبش، منافع کارگران و زحمتکشان و گسترش دموکراسی، و نیز سازماندهی هرچه وسیع‌تر فعالیت‌های آگاهگرانه در فاصله دو لشکرکشی رژیم، بار دیگر توانایی کومه‌له را در رهبری مبارزات انقلابی و بسیج توده‌ها نشان داد.

سالگرد علنی شدن کومه‌له یادآور یک حقیقت محوری است: انقلاب و آزادی بدون سازماندهی توده‌ای و بدون نهادهای پایدار مردمی دوام نمی‌آورد. تجربه کردستان در آن سال‌ها نشان داد که در برابر ارتجاع، چه در شکل محلیِ جه در شکل دولتیِ تنها خواستن کافی نیست، باید توان ساختن را به‌وجود آورد. ساختن اتحادیه‌ها، شوراها، جمعیت‌ها و …، و نیز دفاع از حق مردم برای مشارکت مستقیم در سرنوشت خود، تلاشهائی در همین راستا بودند. ۲۶ بهمن، به این معنا، فقط تاریخ یک تشکیلات نیست، یادآوری یک سنت سیاسی است. سنت اتکا به قدرت سازمان‌یافته کارگران و زحمتکشان، پیوند آزادی با برابری و  زندگی بهتر، سنت  ایجاد ساختارهای واقعیِ دموکراسی  و حاکمیت مردم از پایین، این است اساسی ترین تجربه ای که هنوز زنده است و راه ما را به سوی آینده روشن نشان می دهد.

0 FacebookTwitterWhatsappTelegramEmail

پیام

گالری

ما را دنبال کنید! ​

تماس

  Copyright © 2023, All Rights Reserved Payaam.net