
۸ مارس، از مقاومت زنان کردستان و ایران تا نبرد نهایی با سیستم سرمایهداری
✍️: کریم امانی
مقدمه
هشت مارس، روز جهانی زن، تنها یک مناسبت تقویمی نیست، بلکه یادآور مبارزهای دیرینه و فراگیر علیه تمام اشکال ستم است. امروز در سال ۲۰۲۶، این روز را در شرایطی گرامی میداریم که جهان سرمایهداری و نظامهای ارتجاعی منطقه، هر دو، جبههای متحد علیه حقوق و آزادیهای زنان تشکیل دادهاند. آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، صراحتاً از «عقبگرد ساعت حقوق زنان» در سطح جهان سخن میگوید. این عقبگرد، تصادفی نیست، بلکە نتیجه مستقیم بحرانهای سیستمیک سرمایهداری و تقویت بنیادگرایی پدرسالارانه است. در چنین شرایطی، زنان در ایران و کردستان، در خط مقدم مقاومت و الهامبخش مبارزات جهانی هستند.
۱. جهان سرمایهداری و چهره واقعی فمینیسم بورژوایی
در قلب کشورهای به اصطلاح پیشرفته سرمایهداری، شرکتهای غولپیکری مانند مکدونالد یا شل، با تغییر موقت لوگوی خود به رنگهای بنفش یا انتشار شعارهای فمینیستی، تلاش میکنند چهرهای مترقی از خود به نمایش بگذارند. اما این “فمینیسم سرمایهداری” چیزی جز ترفندی تبلیغاتی نیست. همان شرکتها در عمل، بزرگترین استثمارگران زنان در کشورهای جهان سوم هستند، دستمزدهای نابرابر پرداخت میکنند و با سیاستهای ریاضتی خود، بار بحران را بر دوش زنان طبقه کارگر میافکنند.
سیاستهای ریاضتی در بریتانیا، افزایش شکاف جنسیتی و خشونت خانگی در پیشرفتهترین دموکراسیها، همه نشانههای یک واقعیت انکارناپذیر است: «تشدید ستم بر زنان ذاتی استثمار سرمایهداری است». مبارزه برای آزادی زنان، یک مبارزه سوسیالیستی است. هیچ اصلاحات سطحی درون سیستم سرمایهداری نمیتواند ریشههای اقتصادی و طبقاتی این ستم را بخشکاند. نهادهای بینالمللی مانند سازمان ملل نیز با مماشات در برابر رژیمهای پدرسالار و ناتوانی در برابر جنایاتی مانند آپارتاید جنسی طالبان در افغانستان، ثابت کردهاند که نمیتوانند راهگشای اصلی این بحران باشند.
۲. ایران: سیاهترین چهره سرکوب و درخشانترین چهره مقاومت
در ایران، رژیم جمهوری اسلامی به مثابه بارزترین نمونه یک سیستم پدرسالار–بوروکراتیک، به جنگ با موجودیت زنان رفته است. هر اقدام نمادین، حتی پخش کردن گل توسط زنان در متروها، توسط دستگاه سرکوب برچیده میشود. زندانهای رژیم پر است از مبارزانی که تنها جرمشان دفاع از حقوق اولیه انسانی است. نسرین ستوده، وکیل برجسته حقوق بشر، از داخل زندان اوین، جایی که به همراه دیگر همبندیهایش به سر میبرد، پیام داده است: «نقض حقوق زنان در ایران سیستماتیک است».
این سیستماتیک بودن به معنای آن است که سرکوب زنان نه یک انحراف، که بخشی از ماهیت این رژیم برای بقای خود است. اما در برابر این تاریکی مطلق، زنان ایران به پیشتازان تغییرات اساسی تبدیل شدهاند. از خیابانهای تهران تا روستاهای دورافتاده، زنان با شجاعت مثالزدنی، حجاب اجباری، تبعیض قانونی و خشونت سازمانیافته را به چالش کشیدهاند. مبارزه آنها، الهامبخش تمامی کسانی است که به دنبال رهایی از بند دیکتاتوری دینی و سرمایهداری وابسته هستند.
۳. کردستان: مبارزه در دو جبهه، علیه سنت و علیه مدرنیسم سرمایهداری
وضعیت زنان در کردستان، نمونهای منحصربهفرد از نبردی همزمان در دو جبهه است. از یک سو، زنان کردستان عراق با قوانین ارتجاعی خانواده دست و پنجه نرم میکنند، قوانینی که در سالهای اخیر نه تنها اصلاح نشده، بلکه در مواردی تشدید شده و به نابرابری در طلاق، ارث و ترویج ازدواج کودکان دامن زده است. سازمانهای حقوقی کردستان پیوسته این تبعیضها را افشا میکنند.
از سوی دیگر، جریانهای ارتجاعی داخلی با حمله به نقش اجتماعی زنان، به ویژه زنان مبارز، سعی در بازگرداندن گفتمان سنتی و حذف زنان از عرصه عمومی دارند. شکایت از یک روحانی جنجالی به دلیل توهین به زنان مبارز، نمونهای از این نبرد گفتمانی است.
بزرگداشت یاد ژینا امینی (مهسا امینی) با کاشت نهال و روشن کردن شمع در کنار راهپیمایی در سلیمانیه، نشان میدهد که مبارزه زنان کرد در هماهنگی کامل با مبارزه زنان در ایران علیه جمهوری اسلامی و در تضاد بنیادین با سیستم سرمایهداری جهانی است.
نتیجهگیری: پیوند مبارزات و چشمانداز انقلابی
هشت مارس امسال، بیش از هر زمان دیگری، وحدت این مبارزات را آشکار میکند. زنان در کردستان که برای اصلاح قوانین ارتجاعی میجنگد، زنان در ایران که در برابر گلولههای جمهوری اسلامی ایستاده است، و زنان کارگر در بریتانیا که زیر بار سیاستهای ریاضتی کمر خم کردهاند، همه حلقههای یک زنجیر واحد هستند. حلقهای که آنها را به هم متصل میکند، سیستم جهانی سرمایهداری و شریک درجه یک آن، یعنی پدرسالاری است.
بنابراین، شعار امروز ما نمیتواند صرفاً «برابری حقوقی» باشد. شعار ما باید «براندازی سیستم سرمایهداری و نابودی همه اشکال پدرسالاری» باشد. فعالین چپ و کمونیست و جریانات آزادیخواه و برابری طلب باید بر ضرورت مبارزه طبقاتی مشترک برای جهانی تأکید ورزند که در آن، رهایی زن، رهایی تمامی بشریت از بند استثمار و ستم باشد.
زنده باد مبارزه زنان کارگر و زحمتکش در سراسر جهان!